۲ بهمن ماه ۱۳۸۶

مضحکه احساسات
درباره  "صورتي مايل به خون من"
 

علی مسعودی نیا
                                     [کلیک کنید] 

۱۸ ارديبهشت ۱۳۸۷

گفت‌وگو با کامبیز نوروزی

فضائل نظری، رذائل عملی

« ... اما صدق، بزرگان ما می فرمایند که این خُلق ارذل خصایل است. چه ماده خصومت و زیان دیدگی صدق است. هر کس نهج صدق ورزد پیش هیچ کس عزتی نیابد. مرد باید که تا تواند پیش مخدومان و دوستان خوش آمد و دروغ و سخن برپا گوید... هر چه بر مزاج مردم راست آید آن در تلفظ آرد... » (عبید زاکانی، رساله اخلاق الاشراف) 
زمانی که عبید رساله «اخلاق الاشراف» را می نوشت، شاید گمان نمی کرد که چندین قرن بعد نیز در بر همان پاشنه بچرخد. عبید این رساله را در نقد جامعه روزگار خود نوشت، اما شگفتا که این نقد در جامعه امروز ما نیز کاربرد دارد. از صدق دم می زنیم، اما در گفتار روزمره خود آن را نقض می کنیم و همین طور است فضائلی چون وفا، عدالت و... شواهد زیادی دال بر بی ارزش شدن فضائل انسانی در جامعه ما وجود دارد که کامبیز نوروزی برخی از آنها را برمی شمرد. نوروزی، حقوقدان است و روزنامه نگار. تجربه سال ها دموکراسی خواهی و افت و خیز جنبش های اصلاح طلب او را به باورهای تازه ای درباره جامعه ایرانی و نظام حقوقی کشورمان رسانده است. معتقد است که از دوران مشروطه تاکنون این دو هیچ گاه با یکدیگر تناسب نداشته اند و همین دوگانگی است که خصلت هایی چون پنهان کاری، دروغ و... را در جامعه رواج می دهد. نوروزی همچنین در توصیف وضعیت امروز جامعه ما اصطلاح «فضیلت کشی» را به کار می برد که گویای فاجعه ای است در اطراف ما و می گوید: « سال های طولانی، شاید یک قرن است که دغدغه حاکمیت قانون، یک دغدغه همگانی است، فکر می کنم وقت آن رسیده که دغدغه فضایل اخلاقی را هم به آن اضافه کنیم. » گفت و گو با او را می خوانید.        
 
***

قبل از انجام این گفت‌وگو پیشنهاد دادید که رساله «اخلاق الاشراف» عبید زاکانی را بخوانم. من به دریافت‌های خودم از این رساله رسیدم، اما دریافت شما چیست؟ چرا چنین پیشنهادی دادید؟
رساله «اخلاق اشراف» شاید چیزی حدود 650 سال قبل نوشته‌شده‌باشد. عبید در این رساله تعدادی از فضیلت‌های انسانی را برمی‌شمرد و با نوع روایتی که از آنها ارائه می‌دهد، خیلی صریح و بی‌رحم به نقد نظام اخلاقی عصر خود می‌نشیند. [کلیک کنید] 

۱۹:۰۶ - نظرات(۰)

۱۳ ارديبهشت ۱۳۸۷

دروغ و تحلیل انتقادی گفتمان

محمدحسین عابدی

... «مصلحت»، عنوانی است که گاه می تواند در توجیه دروغ، بسیار تاثیرگذار باشد؛ اما علاوه بر همه اینها، نکته دیگری که امروزه،مورد توجه است؛ استفاده از نوعی ازشیوه‌های سخن‌گویی است که در نزد سیاستمداران بسیار محبوب است و تشخیص راست را از دروغ، دشوار و گاهی ناممکن می سازد.
یکی از این شیوه ها، که مورد مطالعه زبان شناسان و محبوب سیاستمداران و مبلغان است؛ فرایند «ما سازی» نام دارد. فرایندی که نشان می دهد زبان، توجیه کننده و عرصه مناسبات ایدئولوژیک و قدرت است و باور یکپارچگی، باور وحدت و باور طبیعی بودن هر نظام حکومتی و اقدامات آن، توسط زبان انجام می‌شود و آموزش آن نیز از همان لحظه تولد آغاز می‌شود. فوکو معتقد است که بچه‌ها به مدرسه فرستاده می‌شوند تا از همان آغاز یاد بگیرند که قدرت‌پذیر باشند. برای روشن شدن موضوع، و برای جلوگیری از هر گونه سوء‌تفاهم، مثالی از خارج از کشور خودمان می‌زنم. پس از 11 سپتامبر، وقتی جرج بوش در سخنرانی خود اعلام کرد که جهان، در معرض خطر تروریسم است و «ما» می خواهیم تروریست‌ها را نابود کنیم؛ به راستی آن «ما»، چه کسانی بودند؟ در ارزیابی این جمله، آیا باید آن را راست دانست و یا دروغ؟ برداشتی که مخاطب، از «ما » می‌کند این است که همه جهان می‌خواهد جرج بوش به تروریست‌ها - که به سرعت معلوم شد در افغانستان و عراق هستند- حمله کند و آنها را از بین ببرد. اما آیا واقعا همه مردم جهان چنین چیزی می‌خواستند؟ [کلیک کنید]  

۱۱:۲۵ - نظرات(۴)

۱۰ ارديبهشت ۱۳۸۷

گفت‌وگو با مارك والش، كارگردان «راتاتويي»

راتاتويي را فراموش كن!

 ترجمه: سپیده جدیری

وقتی که مارک والش در سال 1997 دوره انیمیشن سازی دانشکده هنر کالیفرنیا را به پایان می بُرد، رؤیای شغلی در کمپانی والت دیسنی را در سر می پروراند. والش که هم اکنون 32 سال دارد در این باره می گوید: «وقتی درخواست کار در والت دیسنی را دادم، به من گفتند باید به تدریج وارد کار شوی – و 10 سال طول می کشید تا بتوانم یک طراحی واقعی انجام دهم.» خوشبختانه در آن زمان کمپانی انیمیشن سازی دیگری هم تأسیس شده بود و والش شنید که آنها کارمند استخدام می کنند. ظاهراً شرکتی با 200 کارمند نمی توانست رقیبی جدی برای کمپانی بزرگ دیسنی محسوب شود.
والش می گوید: «نام کمپانی، پیکسار بود. و اگر در آن شغلی دست و پا می کردم، فوراً یک انیماتور می شدم. اما یک مشکل وجود داشت – پیکسار فقط انیمیشن کامپیوتری می ساخت و من به کار با کامپیوتر مسلط نبودم. مسلماً در پیکسار استخدام شدم هر چند شش ماهی طول کشید تا بفهمم کامپیوتر چیست.» ده سال گذشته و حالا والش سَرانیماتور پیکسار است؛ کمپانی کوچکی که دیسنی آن را دو سال پیش در ازاء 4/7 میلیارد دلار خرید. [کلیک کنید]

۱۶:۴۶ - نظرات(۲)

۰۳ ارديبهشت ۱۳۸۷

مسلمان اروپایی؛ هویت چندگانه طارق رمضان

آنتونی مک‌روی
ترجمه: سپیده جدیری

طارق رمضان مسلمانی سوئیسی و مبلّغ «اسلام اروپایی» است که به گفته او، شکلی از اسلام است که با فرهنگ اروپایی همخوانی و سازگاری دارد. دیدگاه‌های او حاصل آموخته‌های علمی‌اش در اروپا و نَسَب اوست که به اسلام‌گرایان میانه‌رو باز می‌گردد: او نوه حسن البنا، بنیانگذار گروه اپوزیسیون اسلام‌گرای «اخوان المسلمین» در مصر و فرزند سعید رمضان، از رهبران «اخوان المسلمین» است که از مصر اخراج شده بود.
طارق رمضان در دانشگاه ژنو در رشته‌های فلسفه و ادبیات فرانسه تحصیل و دو مدرک دکتری در رشته‌های فلسفه و مطالعات عربی و اسلامی از این دانشگاه دریافت کرد. او در دانشگاه الازهر قاهره نیز در رشته پژوهش اسلامی به تحصیل پرداخت. رمضان چند سالی به تدریس فلسفه در کالج دسوسور ژنو اشتغال داشت و پروفسور مطالعات اسلامی دانشگاه فریبورگ بود.
او در سال 2004 در بخش مطالعات اسلامی مؤسسه مطالعات بین المللی صلح «کروک» نوتردام به سِمتی دست یافت اما چند ماه بعد ویزای آمریکایی‌اش لغو شد.  دولت آمریکا در این‌باره اظهار داشت که به دلیل کمک مالی رمضان به گروه‌های پشتیبان حماس، ویزای او را لغو کرده‌است. رمضان نیز چندی بعد از سمت خود در نوتردام استعفا داد.
او از آن تاریخ تا به امروز، به عنوان پژوهشگر ارشد بنیاد لوکاهی لندن و مدرس کالج سنت آنتونی آکسفورد به فعالیت پرداخته‌است. از کتاب‌های بسیاری که به رشته تحریر درآورده‌است، می توان به «مسلمانِ اروپایی بودن» (1998)؛ «اسلام، غرب و چالش های مدرنیته» (2000)؛ «جهاد، خشونت، جنگ و صلح در اسلام» (2002) و «مسلمانان غربی و آینده اسلام» (2003) اشاره کرد. مجله تایم در سال 2004 نام رمضان را در فهرست 100 انسان تأثیرگذار جهان قرار داد. [کلیک کنید]

۲۲:۱۸ - نظرات(۱)

۲۸ فروردين ۱۳۸۷

گفت‌وگو با حسن قاضي‌مرادي

تحقق آزادي با كار

محمدحسين عابدي

«هويت»، «هويت فردي» و «هويت ملي» از مفاهيمي هستند كه براي شناخت آنها بايد مولفه‌هاي بسياري را مورد بررسي قرار داد؛ اما بي‌ترديد از مهم‌ترين اين مولفه‌ها كه در شكل‌گيري هويت آدمي، نقش شايسته‌اي دارند مي‌توان به «كار» و «فراغت» اشاره كرد؛ دو مقوله‌اي كه تاكنون در كشور ما كمتر از منظر هويت و به صورت علمي به آنها پرداخته شده است. در حالي كه اين دو را مي‌توان تجلي خود‌شكوفايي انسان دانست زيرا به‌طور مستقيم با تحقق استعدادها و توانمندي‌هاي خود و جامعه نسبت دارند. چنين است كه با بررسي صحيح و همه‌جانبه كار و فراغت مي‌توان پاسخ بسياري از مسائل و دشواري‌هايي را كه امروز جامعه ما با آن مواجه است يافت و يا حداقل در جهت يافتن راه‌حل‌ها، گام‌هاي موثري برداشت. به همين منظور با حسن قاضي‌مرادي، مولف كتاب «كار و فراغت ايرانيان» به گفت‌وگو نشسته‌ايم.

***

چگونه مي‌توان «روند كار» را در «روند بنياني به آزادي رسيدن» و در «روند هويت‌يابي» ارزيابي كرد؟
با تشكر از شما به خاطر اين فرصت كه به من داديد. اما در پاسخ به پرسش شما در مورد نقش كار در هويت يافتن انساني، مي‌خواهم بگويم كه اين هويت‌يابي توسط كار يك وجه عام و يك وجه خاص دارد.در مورد وجه عام بايد بگويم كه انسان در آغاز صرفاً موجودي طبيعي بود كه به همين علت مثل جانوران ديگر تحت سلطه قوانين طبيعت زندگي مي‌كرد. به مرور انسان از جهان جانوران جدا شد و هويت انساني يافت. اين گذار از هستي صرفِ طبيعي به جايي كه انسان فراتر از موجود طبيعي هويت انساني يافت به اتكاي كار انجام شد؛ يعني كار آن عامل يا فعاليتي است كه با آزاد كردن انسان از سلطه قوانين طبيعت به او هويت انساني مي‌دهد. [کلیک کنید]

۱۹:۱۱ - نظرات(۲)

۲۶ فروردين ۱۳۸۷

گفت‌وگو با اولیویر روا

نوبنيادگرايان مسلمان قدرت مي‌گيرند

هری کریسلر
ترجمه: سپيده جديري

مي‌بايد دست به انتخاب زد؛ انتخاب يك راه، يك شيوه زندگي و يك جهان‌بيني. مي‌پذيريم كه دين همه ملت‌‌هاي مسلمان اسلام است، اما واقعيت اين است كه راه آنها يكي نيست و همين‌طور سرنوشت‌هايشان. هم‌اكنون جهان اسلام در ميانه جدالي است كه همه طرف‌هاي درگير در آن داعيه اسلام واقعي را دارند، خود را برحق مي‌دانند و تمام مومنان را فرامي‌خوانند. حال تفسير كدام يك از آنها را بايد پذيرفت؟ صلاح مملكت خويش خسروان دانند، اما پذيرفتن هر كدام از اين اسلام‌ها تبعاتي دارد كه اوليوير روا، اسلام‌شناس برجسته فرانسوي به آن پرداخته‌است. روا استاد دانشکده مطالعات پیشرفته علوم اجتماعی پاریس است. آخرین کتابي نيز كه از او منتشر شده‌است عنوان «اسلام جهانی شده: جست و جوی امت جدید» را بر خود دارد. اوليور روا در اين گفت‌گو از كتاب جديد خود و همين‌طور از رويكردهاي متفاوت به اسلام گفته، اما پيش از آن گريزي هم به مبحث «جهاني شدن» زده‌است كه مي‌تواند پيش‌درآمد خوبي براي اين بحث محسوب شود.

***

جهانی شدن

جهانی شدن به چه معناست و چگونه زندگی ما را تغییر می دهد؟
امروز جهانی شدن را می توان به عنوان نوعی فضای مشترک تعریف کرد که محدود به هيچ ناحیه خاصي نيست. ما می‌توانیم به این فضا دسترسی داشته باشیم، اما مسلماً از طریق اینترنت و ابزار مختلفی از این دست؛ در این فضا، ارزش ها، ایده‌ها، عادت‌ها و هنجارها، مسائلي دنیوی هستند که به فرهنگ و جامعه‌ای خاص مربوط نمی شوند. اما در عين حال، زبان‌ها به فرهنگ‌های خاصی محدود هستند و طبق این تعریف، انگلیسی زبان جهانی می‌شود. مردم نیز به سادگی می‌توانند به این فضای جهانی دسترسی پیدا کنند.

در ساختن چنین جهانی دو عامل لازم به نظر می رسد. یکی قدرت فناوری برای انتقال تصاویر رویدادهای روز و دیگری، جهانی کردن سرمایه بین‌المللی به شیوه‌ای جدید. آیا این‌ها عواملی هستند که جهانی شدن را ممکن می‌سازند؟
مسلماً اگر این طور بگوییم که فناوری به گسترش جهانی شدن کمک می‌کند، درست است اما جهانی شدن فقط نتیجه فناوری جدید نیست. جهانی شدن پیش از اختراع اینترنت آغاز شده بود، اگرچه امروز گسترش اینترنت نیز به مسئله جهانی شدن گره خورده است. بنابراین، فناوری بخشی از جهان جدید است و تنها عامل به وجودآورنده آن نیست. [کلیک کنید]

۲۱:۵۷ - نظرات(۱)

۲۰ فروردين ۱۳۸۷

گفت‌وگو با ژیل کِپل

دژ ایدئولوژیک در برابر غرب

رومین لیک - استفان سیمونز
ترجمه: سپیده جدیری

ژیل کِپل، اسلام شناس معروف فرانسوی، در مؤسسه مطالعات سیاسی پاریس به تدریس اشتغال دارد. کپل به عنوان یکی از پژوهشگران برجسته اسلام در جهان شناخته شده و از تألیفاتش می توان به کتاب های «جهاد» و «طلوع ماه بد: وقایع نگاری خاور میانه امروز» اشاره کرد. او در این گفت‌وگو به بحث پیرامون پی‌آمدهای حادثه یازده سپتامبر، چشم انداز دموکراسی در جهان اسلام و رفتار دولت‌های اروپایی با مسلمانان مقیم اروپا پرداخته است.

***
پروفسور کپل، تصور ما بر این بود که جنگ آمریکا بر علیه تروریسم، دموکراسی را در جهان اسلام توسعه می دهد. اما به جاي آن شاهد گسترش روزافزون جنگ هستیم، همچنان که آتش گسترش پیدا می کند. کجای کار اشتباه بوده است؟
ما در معذوریت بدی گیر كرده‌ايم. چندین سال از حادثه یازده سپتامبر گذشته‌است و در اين سال‌ها مجاهدان مسلمان و غربیاني كه از جنگ علیه تروریسم حمايت مي‌كنند، درگیر يك نبرد همه‌جانبه شده اند. متاسفانه پای ما را هم وسط کشیده‌اند و حالا دشوار مي‌توان از اين وضعيت گريخت، چرا كه جنگ آنها صرفاً سیاسی نیست، بلکه به همان اندازه که سیاسی است، احساسی هم هست. هر دو طرف جنگ معتقدند كه برحق و طرف عدالت و اخلاقيات هستند و مي‌خواهند، نظر موافق كل جهان را نسبت به خود جلب كنند.

آیا شاهد همان جنگ تمدن‌هایی هستیم که ساموئل هانتینگتون مطرح کرده بود، یا این که فقط جنگ قدرتی میان دو شکل مختلف بنیادگرایی در جريان ‌است؟
این‌ها دقیقاً دو روی یک سکه است. هر دو روی سکه هم به يكديگر ربط دارد و هر روی سکه، روی دیگر را تقویت می کند و بازتاب آن بر روی دیگر نیز دیده می‌شود.

چه کسانی به نفرت از غرب در جهان اسلام دامن می زنند؟
جامعه مؤمناني که احساس می‌کنند با شکل جدیدی از جنگ‌های صلیبی مواجه شده‌اند و در نتیجه، خودشان را نقطه مقابل غرب در نظر می‌گیرند. [کلیک کنید]

۲۱:۰۶ - نظرات(۴)

۱۷ فروردين ۱۳۸۷

گفت‌وگو با احمد صدري*

پای نقد عقلی صرف، چوبین است

سهام الدین بورقانی
احسان عابدی

می توان ماجرا را در یک عبارت خلاصه کرد: «پای نقد عقلی صرف چوبین است»، به خصوص آنجا که این نقد متوجه دین باشد!
دیدگاه احمد صدری دراین باره خیلی روشن است؛ اگرچه او خود را مرهون جریان روشنفکری دینی می داند، اما درعین حال، رویکرد جامعه شناسانه اش به قضایا باعث می شود موضعی متفاوت با فلاسفه این جریان داشته باشد؛ معتقد است که روشنفکران دین دار از اجتماع و مناسک جمعی غافلند و می گوید: «تجربه دین داری یک تجربه عقلی صرف نیست. دین داری مستلزم شراکت و عمل اجتماعی است».
دکتر احمد صدری، استاد دانشگاه لیک فارست شیکاگو چند ماه قبل به ایران بازگشت و همین بهانه ای شد برای گفت و گو با او. لابد می پرسید که چرا فاصله بین انجام این گفت و گو و انتشار آن این قدر طولانی شده است. این هم برای خود ماجرایی دارد که شرح آن مایه عبرت آیندگان است! دکتر صدری می خواست که قبل از انتشار این گفت و گو نگاهی به آن بیندازد. متن را تنظیم و ایمیل کردیم، به خیال این که دستشان رسیده است، اما مدت ها گذشت و هیچ خبری از آن نشد. از طرفی هم فکر می کردیم که سرشان شلوغ است و خجالت می کشیدیم که به روی ایشان بیاوریم تا عاقبت دل به دریا زدیم و سراغ گفت وگو را گرفتیم. تازه متوجه شدیم که متن به دستشان نرسیده است و... بگذریم! سال خوبی داشته باشید. [كليك كنيد]

۱۵:۳۱ - نظرات(۴)

۰۷ فروردين ۱۳۸۷

گزارشي از مناقشات روشنفكران دين‌دار

یکی برابر همه

روشنفکران دیندار هیچ گاه به اجماع نخواهند رسید، اگرچه مشترکاتی هم با یکدیگر داشته باشند. شاید هم نیازی به آن نباشد، اما آنجا که صحبت از جریانی به نام «روشنفکری دینی» می شود، توافق در پاره ای اصول ناگزیر می نماید. همایش «دین و مدرنیته 2» بسیاری از مواضع را روشن کرد. نیمه شهریور ماه متفکرین، روشنفکران دیندار و عرفی و سنت گرایان در حسینیه ارشاد گردهم آمدند تا جریانی را که به «روشنفکری دینی» شهرت یافته است، نقد کنند؛ امری که با توجه به ابعاد گسترده آن بی سابقه بود و البته فرخنده. عبدالکریم سروش که در زمان برگزاری همایش در کشور هلند بود، مقاله خود را فرستاد تا فرزندش آن را قرائت کند. سیدحسین نصر که در آمریکا بود به یاری تکنولوژی و به واسطه ویدیو پروجکشن آرای خود را برای حاضران در حسینیه تشریح کرد و محمد مجتهد شبستری که نامش در میان سخنرانان نبود، از ابتدا تا انتهای همایش بر یکی از صندلی های ردیف اول سالن نشست و نقد دیگران را گوش کرد، دیگرانی که عبارت بودند از محسن کدیور، رضا علیجانی، حسن یوسفی اشکوری، مسعود ادیب، حمیدرضا جلایی پور، سارا شریعتی، عبدالحسین خسروپناه، مصطفی ملکیان و سعید حجاریان.
بسیاری از چهره های دیگر نیز که به هر دلیلی امکان سخنرانی نیافتند، نقد خود را در ویژه نامه 48 صفحه ای روزنامه اعتمادملی منتشر کردند تا سهمی از این مباحثه داشته باشند، از جمله مراد فرهادپور، محمدرضا نیکفر، محمدجواد کاشی، هادی خانیکی، سروش دباغ، احسان شریعتی، مقصود فراستخواه، سعید حنایی کاشانی و...
در این میان تشتت آرا و عقاید به گونه ای بود که هر سخن یا نوشته ای نوعی اعلام موضع در برابر همه منتقدان محسوب می شد؛ حتی آنجا که روشنفکران دینی خود به نقد روشنفکری دینی نشستند، پاره ای از نظریاتشان نقیض یکدیگر از آب درآمد که این ناشی از کثرت دیدگاه ها نسبت به مقوله روشنفکری دینی بود. عنوان همایش هم به این تشتت آرا دامن می زد. [كليك كنيد]

۱۸:۱۰ - نظرات(۷)

۲۸ اسفند ۱۳۸۶

حکایت فردا

ويژه‌نامه نوروزي باران

و اين‌چنين سال 1386 به پايان رسيد، با همه پستي‌و بلندي‌هايش، تلخي‌ها و شادي‌ها. برگي ديگر از تقويم ايراني ورق مي‌خورد و از اين پس خود را در سالي جديد مي‌يابيم، با هزار بيم و اميد نسبت به سرنوشتي كه نمي‌دانيم چگونه رقم خواهد خورد.
بنياد «باران» با انتشار ويژه‌نامه‌اي درباره «آينده» به استقبال سال نو ايراني رفته است. مطالب بخش اندیشه این ويژه‌نامه‌ به شرح زیر است:

۱- روحيات ايرانيان در گفت‌و‌گو با مقصود فراستخواه
انگاره‌هاي اهورايي، رفتار اهريمني
احسان عابدی [كليك كنيد]

۲- نگاهی به نقش حسین بشیریه در اصلاح‌طلبی ایران
زنده‌ام که روایت کنم
حسين شيخ‌الاسلامي [كليك كنيد]

۳- تصفيه‌هاي خاكستري در دانشگاه‌ها 
مجيد يوسفي [كليك كنيد] 

۴-  گزارشي از مناقشات روشنفكران دين‌دار
یکی برابر همه
احسان عابدي [كليك كنيد]

۵- چيرگي گفتمان عوام‌گرايانه در ايران
سيدعلي محمودي [كليك كنيد]

۶- گل‌های مردم‌سالای و خارهای آنها 
احمد صدری [كليك كنيد]

۷- حكايت دموكراسي ما 
محمود صدري [كليك كنيد] 
 
۸-  روزگار دشوار مسلمانان
صادق آيينه‌وند [كليك كنيد]
  
۹- در انتظار یک معجزه
تقی آزاد ارمکی [كليك كنيد]
  
۱۰- نوميدم از تنگ‌تر شدن دايره دموكراسي
سیاوش جمادی [كليك كنيد]

۱۱- لحظه فرار نزدیک است
محمدسعید حنایی کاشانی [كليك كنيد]

۱۲- نگران فرهنگ هستم
جلال ستاری [كليك كنيد]

۱۳- هراس آپوکالیپتیک من
محمدتقی قزلسفلی [كليك كنيد]

۱۴- در پناه «اصل اميد» به‌آينده چشم دوخته‌ام
خسرو ناقد [كليك كنيد]

۱۵- نفرت و دیگر هیچ
محمود نکوروح [كليك كنيد]

۱۶- خزان آزادی
حسن یوسفی اشکوری [كليك كنيد]

۰۱:۰۸ - نظرات(۲)

۲۳ اسفند ۱۳۸۶

اصلاح طلبان را تنها نگذارید

می دانم که کارم بیهوده است؛ بیشتر کسانی که به این وبسایت سر می زنند، خود اهل مطالعه و نظر هستند و دیدگاه های سیاسی مشخصی دارند. حدس این مسئله هم دشوار نیست که تاکنون تصمیم خود را مبنی بر شرکت یا عدم شرکت در انتخابات گرفته اند.
با همه این ها از دوستانم، مخاطبین این وبسایت، کسانی که احیانا مرا دوست خود می دانند، برای حضور پای صندوق های رای دعوت می کنم.
باور کنید اقتدارگرایان حاضرند چیزی هم دستی بدهند که شما رای ندهید؛ تمام شواهد نشان از این امر دارد. نمونه آن تحت فشار گذاشتن هنرمندان سینما برای پس گرفتن حمایت خود از اصلاح طلبان است. در حالی که هنرمندان سینما قصد گرم کردن تنور انتخابات را داشتند. 
بنابراین، خواهش می کنم که اصلاح طلبان را تنها نگذارید. با رای دوباره به اصلاح طلبان بر خواسته های خود پافشاری کنید. اصلاحات پروژه ای بلندمدت است که صبر و بردباری طلب می کند.   

مطالب مرتبط:
با اعتقاد به اصلاح‌طلبان راي مي‌دهم [بهاره رهنما]
انکار عشق [فریدون عموزاده خلیلی]
من رای می دهم [كریم ارغنده پور]
راي مي‌دهم [پرستو دوكوهكي]
حمایتم را از اصلاح‌طلبان تكذیب نكرده‌ام [باران كوثري]
راي خود را به اصلاح‌طلبان اعلام مي‌دارم [حامد بهداد]
اصلاح‌طلبان و قهرمانان[پگاه آهنگراني]

من رأی می‌دهم، به اصلاح‌طلبان [سیدرضا شکراللهی]
تقدیم به نوستالژی [پدرام رضایی زاده]
چرا و به چه کسانی رای می دهم [حسین شیخ الاسلام]
من رای می‌دهم و به اصلاح‌طلبان [بهمن دارالشفایی]
رای می دهم [رویا صدر]
به اصلاح طلبان رای می دهم [اکبر منتجبی]

رای میدم چون... [امیر عباس نخعی]
انتخاب فریاد [اسماعیل آزادی]
رای می دهم[حنیف مزروعی]

۲۰:۱۴ - نظرات(۴)

۱۹ اسفند ۱۳۸۶

نام‌ها و نشانه‌ها

دیگر راهی تا حقیقت نمانده است، به فاصله یک چشم بر هم زدن یا چند صد سال دیگر، عاقبت روزی حقیقت همه را فرا می گیرد، راست و دروغ عیان می شود و سره از ناسره جدا. این روز فراخواهد رسید، برای خاطر صالحان، دانشمندان، نیکان و آنانی که زندگی خود را قمار کردند برای امر مقدسی که حقیقتش می نامند. پس مبادا که این قمار بیهوده باشد! و شهادت می دهیم در این گوشه زمان مردمانی بودند از دیار ما که به ندای وجدان خویش پاسخ دادند و برای کشف حقیقت لحظه ای ننشستند، بزرگانی که آرام و قرار خود را در خواندن و نوشتن دیدند و راه تفکر در پیش گرفتند، گیرم که گاه برداشت های آنان با خطا نیز توام باشد و چه فرق می کند که آبشخور فکری آنان چیست و به کدامین گروه یا اندیشه سیاسی احساس تعلق می کنند! مهم سنت تفکر و اندیشه ورزی است که به واسطه آنان در این سرزمین همچنان حیات دارد و می باید زحمات آنان را ارج نهاد؛ در آستانه این سال جدید از یکایک اساتید و دانشمندان قدردانی می کنیم، آنان که صادقانه تفکرات خود نسبت به دین، سیاست و جامعه را با ما در میان گذاشتند و کسانی که بی غرض به نقد این تفکرات پرداختند. در این راستا با مجموعه گسترده ای از نام ها و چهره ها مواجه هستیم که انتخاب تنی چند از میان آنان بسیار دشوار است، مگر آن که معیارهایی از قبیل شهرت، گستره فعالیت و دامنه تاثیرگذاری آنان را در نظر بگیریم؛ اما این هم کارساز نیست. پس ناگزیر از انتخاب سلیقه ای می شویم و انتخاب های ما این چهره ها هستند: محمدمجتهد شبستری، حسین بشیریه، تقی آزاد ارمکی، سارا شریعتی و محمد جواد غلامرضا کاشی. با هم مروری داریم بر فعالیت های آنها در سالی که گذشت. [كليك كنيد]

۱۶:۳۶ - نظرات(۲)

۲۴ بهمن ۱۳۸۶

گفت‌وگو با مايكل مور

زمان يك كمدي عاشقانه فرا رسيده‌است

تایم - جفری کلوگر

ترجمه: سپیده جدیری

اینجا چیزی نیست که شما را شگفت زده کند: مایکل مور دوباره از چیزی در آمریکا گله دارد و می خواهد آن را با شما مطرح کند. کارگردان 53 ساله فیلم هایی جنجالی چون «فارنهایت 11/9»، «بولینگ برای کلمباین» و «راجر و من»، این بار با «سیکو» از راه رسیده است؛ فیلمی که به بررسی وضعیت بهداشت و درمان در ایالات متحده می پردازد.
این فیلم را از دو جهت می توان فیلمی «موری» محسوب کرد: آمار و ارقام آشنای مور (47 میلیون آمریکایی هنوز بیمه نشده اند اما هزینه های درمان همچنان بالا می رود) و صحنه های مأیوس کننده (مرگ نوزادی 18 ماهه به دلیل این که خدمات درمانی اورژانس از او دریغ شده است، پدری که سرطان کلیه دارد و بیمه گر او هزینه پیوند مغز استخوانش را نمی پردازد). مطمئن باشید همه این ها در کنار هم تماشاچیان را آن قدر خشمگین خواهد کرد که دسته صندلی شان را با ناخن سوراخ کنند.
اما این که مور نقشش را چقدر خوب ایفا می کند، معمولاً چندان به چشم نمی آید. او ماجرا را به سیستم پرداخت هزینه های بهداشت و درمان فردی در کانادا می کشاند و تصمیم به فیلمبرداری بخشی از فیلم در کوبا نیز بازجویی های دولت فدرال را برایش در پی می آورد. این فیلم مور هم مردم را به سخن گفتن درباره خود وا می دارد و این همان چیزی است که مور خواهان آن است و همان کاری است که خود مور هم در گفت و گو با تایم انجام داده است. [كليك كنيد]

۱۶:۱۶ - نظرات(۶)

۱۷ بهمن ۱۳۸۶

چه خبر از جشنواره فيلم فجر؟

پنج فيلم "سيكو"، "كتابچه انتقام"، "يلا"، "ابريشم" و "رسيدن به خانه" از فيلم‌هاي خارجي هستند كه در جشنواره امسال فجر به نمايش درمي‌آيند. آن‌چه در پي مي‌آيد متن‌هاي كوتاهي است در معرفي اين پنج فيلم.

ترجمه: سپیده جدیری

سیکو
مستند - محصول آمریکا
کارگردان: مایکل مور
فیلمنامه نویس: مایکل مور
بازیگران: مایکل مور، جرج دابلیو. بوش، رجی سروانتس، بیل کلینتون، هیلاری کلینتون، جان گراهام، ویلیام ماهر، ریچارد نیکسون، لیندا پینو
تاریخ نمایش در آمریکا: 22 ژوئن 2007
مایکل مور در پنجمین فیلم مستند بلندش نیز به موضوعی داغ پرداخته است: وضعیت بهداشت و درمان در ایالات متحده. هر چند نکاتی که او در این فیلم به آنها پرداخته – از جمله این که بهداشت و درمان در آمریکا در وضعیت بدی قرار دارد و کشورهای دیگر آنچه را که آمریکایی ها به سختی قادر به انجام آن هستند، انجام می دهند – چندان انقلابی نیستند، اما به شیوه ای الزام آور ارائه شده اند. تماشای «سیکو» برای مردمی که در ایالات متحده زندگی می کنند، تجربه ای متعالی محسوب نمی شود. مور، آنچنان که در خلال این سال ها به قدر کافی درباره اش گفته شده، خبرنگار یا مستندسازی جنجالی از آن گونه که در این مشاغل تعریف می شود، نیست. مور انگیزه ای فراتر از شورشگری یا آنچه افرادی را وا می دارد که دکمه ای را فشار دهند، در خود دارد. [کلیک کنید] 

۱۵:۱۹ - نظرات(۱)

۰۸ بهمن ۱۳۸۶

ستارگان به هاليوود خسارت مي‌زنند

بن هویل
ترجمه: سپیده جدیری

از فیلم‌های صامت چارلی چاپلین، داگلاس فیربنکز و ماری پیکفورد گرفته تا سه فیلم «اوشن» جرج کلونی، همیشه هالیوود ستاره محبوبی داشته است. در عین حال، این‌گونه محاسبات ممکن است بالا و پایین داشته باشد. برخی تحقیقات نشان می‌دهد که مطالبات بازیگران تراز اول، صنعت تولید فیلم را به صنعتی زیانبار تبدیل کرده و این خسارت، فروش گیشه را تحت الشعاع قرار داده است.
در گزارشی با عنوان «آیا فیلم ها پولساز هستند؟»، پیش بینی شده است که 132 فیلمی که توسط شش سردمدار استودیوهای هالیوود در سال 2006 پخش شدند، جدای از مالیات، به خسارتی 9/1 میلیارد دلاری منجر می شوند.
یافته های کمپانی «اطلاعات رسانه‌ای جهانی» GMI، شعبه ای از کمپانی «اسکرین دایجست» که یک کمپانی تحقیقاتی در لندن است نیز از شواهدی حکایت می‌کند که بر‌اساس آن، افزایش درآمد هالیوود بعد از عصر طلایی بین سال‌های 2000 تا 2004 متوقف شده و هزینه‌ها برعکس، بالاتر رفته است. GMI معتقد است که تولید چندین فیلم از پرفروش‌ترین های سال 2006 به خسارت منجر شده یا دست کم، سود قابل توجهی برای سرمایه‌گذارانشان حاصل نکرده اند. از جمله این فیلم ها می توان به «مأموریت: غیرممکن 3»، «سوپرمن باز می گردد»، «دریم گرلز» و «میامی وايس» اشاره کرد. [کلیک کنید]

۱۷:۰۶ - نظرات(۳)

« صفحه قبلی | صفحه بعدی »

  • امروز: ۳۲۶
  • ديروز: ۷۳۶
  • اين ماه: ۱۰۷۶۶
  • از ابتدا: ۳۵۱۹۳۷

مديريت محتوا:

ASP-Rider PRO

طراحی:

Tarrahan