۲ بهمن ماه ۱۳۸۶

مضحکه احساسات
درباره  "صورتي مايل به خون من"
 

علی مسعودی نیا
                                     [کلیک کنید] 

۰۹ ارديبهشت ۱۳۸۶

پری کوچک این کوچه ها و خیابان ها

زمان را نمی توان به عقب بازگرداند، اما جامعه را می توان؛ یک دهه یا دو دهه که چیزی نیست بلکه ممکن است جامعه ای چند قرن به گذشته بازگردد. نگران این جامعه هستم چرا که گروه هایی درصدد بازگشت به گذشته هستند، به سال های دهه 1360 و اوایل دهه 1370، سال هایی که تنها رنگ سیاه برازنده زنان ایرانی بود. این بخشی از ماجراست. مسئله بزرگی که همواره پنهان می ماند، غرور مردمانی است که این روزها در خیابان ها و کوچه های شهر شکسته می شود. به زنان و دخترانی فکر می کنم که به این بهانه گذرشان به کلانتری ها و... می افتد. در دل آنها چیست، به جز کینه؟ زنی را امروز دیدم کنار ایستگاه مترو هفت تیر. میانسال بود و بدون آرایش. به بهانه این که مانتویش کوتاه است اجازه ورود به ایستگاه مترو را پیدا نکرد. به عبارتی از ساده ترین حقوق شهروندی خود محروم شد.
من با مسائل حقوقی و فقهی آشنایی ندارم اما امروز، از یک مجتهد درباره این برخوردها پرسیدم. پاسخش را می نویسم بدون این که نامی از او ببرم، چرا که اجازه انتشار کلامش را نگرفتم. پاسخ این بود که این برخوردها از نظر فقهی هم مشکل دارد؛ نهی از منکر اگرچه واجب است، اما در این مورد، خود منجر به منکر می شود. به این شکل که در جامعه نسبت به نظام اسلامی رعب و وحشت ایجاد می شود و این بزرگترین منکر است.
از یک حقوقدان هم دراین باره پرسیدم که پاسخ داد، اقدام نیروی انتظامی خلاف قانون است. چگونه نیروی انتظامی می تواند هم اقدام به دستگیری افراد کند و هم خود حکم صادر کند؟
این یادداشت را با شعری از برادرم، محمدحسین عابدی به پایان می رسانم که اگرچه برای محمد مختاری و محمدجعفر پوینده سروده بود اما مصداق دیگری هم پیدا می کند:
پری کوچک این کوچه ها و خیابان ها (1) 

کوچه ها و خیابان های شهر!
شهری که می خواهیمش
و دیگرانی که ما را نمی خواهند

برایم از مرگ بگو
پری کوچک این کوجه ها و خیابان ها!

کوچه ها و خیابان هایی
که در بهت قدم ها
هیچ چیز را فراموش نمی کنند
نه غروری که به جا ماند
و نه خونی را که نمی خواست بر زمین ریزد
انگار برگ ها تنها عارفان بزرگ شکستند
هزار آرزو با تو سبز می شوند
و بی هیچ گلایه ای می شکنند
برایم از مرگ بگو
هنگامی که مردانت از این کوچه دیگر نگذرند
با برگ ها چه خواهی سرود
پری کوچک این کوچه ها و خیابان ها؟

(1) از مجموعه شعر وتنم بودی، نشر آرویج، ۱۳۸۰

۰۰:۱۹ - نظرات(۶)

نظرات خوانندگان
فرزانه @ w ۱۳۸۶/۰۲/۰۹ ۱۲:۱۰ لينک

خيلی قشنگ بود

شهاب @ w ۱۳۸۶/۰۲/۱۰ ۰۱:۲۲ لينک

تف بر این زندگی! مرا هم در غم دختران شریک بدانید.

تورج @ w ۱۳۸۶/۰۲/۱۰ ۰۵:۳۶ لينک

تمامی الفاظ جهان را گفتیم تنها یک سخن در میان نبود آزادی ما نگفتیم، تو تصویرش کن...

سيد رضا صائمی @ w ۱۳۸۶/۰۲/۱۰ ۱۶:۵۶ لينک

سلام جناب عابدی عزيز از مصاحبه ات با سارا شريعتی واقعا لذت بردم دست مريزاد . امروز ما به روشنفکران عرصه عمومی و عينی نيازمنديم تا به کشف و تبيين حقيقت انضمامی بکوشند و بدون اينکه دچار عوام زدگی شوند به عام گرايی و بسط تاريخی گفتمان روشنفکرانه اقدام کنند.موفق باشيد

فرحناز @ w ۱۳۸۶/۰۲/۱۰ ۱۸:۵۸ لينک

سلام به همگی آقای عابدی تمام این سال ها اگر به این دور برگردان های حاکمیت نگاه کنیم چیزی جز قدرت طلبی نمی بینیم که ابتدا با هدف احقاق حقوق مردم و بر قراری امنیت در قالب احکام دین بر سر کار آمد و امروز برای این که این قدرت را حفظ کند تمام چیزهایی که از آن دم زد و خود را در برقراریش محق می دانست زیر پا گذاشته. زیرا اریکه قدرت به زعمش شیرین گشته است. روز های فشار بیشتر در راه است زیرا طبیعی است که هر حکومتی در روزهای زوالش به هر حربه ای هر چند کهنه و فرسوده دست بزند. به امید روزی که بتوان جهانی در صلح داشت. کاش می شد توی یک دهکده ی سبز همه ی دنیا رو توش، ما جا می کردیم زندگی خوب و خوش با همدلی رو واسه بچه ها، شبا قصه می کردیم ************************** کاش می شد یه سفره به وسعت تموم دنیا از صلح و صفا و عشق و وفا ما پهن می کردیم دیگه هیچ کس نمی دونست جنگ چیه..... آتیش کدومه واسه هم نمی کشیدند هیچ کدوم خط و نشونه ********************************* کاش می شد تموم مردم جهان رو توی این سفره ی صلح جهانی، ما سیر می کردیم گوشه ای از خط خطی های من

safzav @ w ۱۳۸۶/۰۲/۱۵ ۱۶:۲۷ لينک

واقعا بر می گرده؟ چند وقت پیش داشتم به همین فکر می کردم و خیالم خوش بود که مگه میشه از لحاظ اجتماعی عقب گرد کرد؟ باید برم سواد جامعه شناسیم رو بالا ببرم. دقیق تر که نگاه کنه انگار میشه و ما همیشه از این موضوع آسیب خوردیم. ما در طول تاریخ تمدنمون چند بار اوج گرفتیم و بعد دوباره از صفر شروع کردیم، انگار نه انگار که قبلش اونقدر بالا رفته بودیم. حقیقت تلخیه. این عقب گرد میتونه اتفاق بیفته، البته نه با یکی دو روز. زمان میخواد. زمان میخواد تا آدم های کم حافظه تاریخی کشور ما یادشون بره یک زمانی اوضاع اینجوری نبوده. اگر پایداریشون رو حفظ کنن موفق میشن. من فقط میتونم امیدوار باشم که این زمان در اختیارشون قرار نگیره ...

نام:
ايميل:
وب‌سايت:
متن نظر:
آدرس ايميل مرا نمايش نده.

« صفحه قبلي | صفحه بعدي »

  • امروز: ۶۳۳
  • ديروز: ۵۱۲
  • اين ماه: ۷۹۴۷
  • از ابتدا: ۹۲۹۹۶۵

مديريت محتوا:

ASP-Rider PRO

طراحي:

Tarrahan