۲ بهمن ماه ۱۳۸۶

مضحکه احساسات
درباره  "صورتي مايل به خون من"
 

علی مسعودی نیا
                                     [کلیک کنید] 

۱۷ دی ۱۳۸۶

خیالپردازی پا به پای کودکان*

نگاهی به مجموعه شعر «بادکنک به شرط چاقو»
سروده علی اصغر سیدآبادی
 
سپیده جدیری

«شعر ناب» یا «شعر محض» به زعم احمد شاملو؛ «شعری است که برای نمود، محتاج سوار شدن بر حاملی یا چنگ انداختن به چیزی جز خودش نباشد.» (1)
شاملو بسیاری از اشعار کهن فارسی را به عنوان شعر به رسمیت نمی شناسد، چرا که اگر وزن و قافیه را از ابیات آنها حذف کنیم، چیزی باقی نمی ماند که در جان شنونده یا خواننده بنشیند و در غالب موارد، هیچ «احساس شاعرانه» یا «منطق شعری» در آنها به چشم نمی خورد؛ ابیاتی نظیر:

                               اولین کس که خریدار شدش من بودم
                               باعث گرمی بازار شدش من بودم

یا

                               آن شنیدستم که در صحرای غور
                               بارسالاری درافتاد از ستور

خوشبختانه نسل شاملو و نسل های شعری بعد از او نشان دادند که بدون توسل به وزن و قافیه هم می توان اشعاری سرود که طیف گسترده ای از مخاطبان با آن ارتباط برقرار کنند و حتی پاره ای از آنها را به محفوظات شعری خود که پیش تر تنها به اشعار حافظ، نظامی، مولوی و... اختصاص داشت، بیفزایند. اما هنوز با وجودی که چندین دهه از خلق نخستین شعرهای بی وزن در این سرزمین می گذرد، این گونه اشعار به زیرمجموعه ای از شعر فارسی که به عنوان «شعر کودک» تعریف شده است، چندان راه پیدا نکرده اند. به عقیده نگارنده، در تعریف مخاطب شعر، کوچکی و بزرگی محلی از اعراب ندارد و نمی توان با این توجیه که خوانندگانِ اشعار ما را کودکان تشکیل می دهند، در نتیجه مخاطب حرفه ای شعر نیستند، هر متن عوامانه و بی ارزش اما موزون و مقفایی را به نام شعر به نسلی از خوانندگان که شاید روزی در گروه مخاطبان حرفه ای شعر این مرز و بوم قرار بگیرند، معرفی کرد.
زنده یاد عمران صلاحی در یکی از سخنرانی های سال 1380 خود درباره وضعیت شعر و ادبیات کودک در ایران گفته بود: اگر با کسی دشمنی دارید، این بیت را به بچه او یاد بدهید:

                             گوساله ام، گوساله
                             گوساله ی دوساله

بیت فوق که تعیین ارزش محتوایی آن را به عهده خوانندگان این یادداشت می گذارم، صِرفِ دارا بودن وزن و قافیه در یکی از کتاب های موسوم به شعر کودکان چاپ شده است.
با این مقدمه شاید دیگر نیازی به گفتن نباشد که خواندن توضیح «مجموعه شعر سپید برای کودکان» روی جلد کتاب «بادکنک به شرط چاقو» چقدر می تواند برای شاعر نوآور امروزی که به درک شعریِ مخاطبِ فردایش دل بسته است، دلگرم کننده باشد.

می رقصد
       و می رقصد
                 و می رقصد
                        پیراهن گل گلی ام
                        در باد
                        روی بند رخت
               حیف که
من تویش نیستم!

برای تحلیل این شعر و دیگر اشعار کتاب «بادکنک به شرط چاقو»، ابتدا به مقایسه انتظارات کودک امروزی از شعر و ادبیات با نگاه غالبی که درباره ادبیاتِ تعریف شده برای کودکان وجود دارد، می پردازم.
کودک، چه آن کودکِ به ظاهر رام خانواده های پدرسالار دیروزی و چه کودک آگاه عصر اینترنت که بالطبع، سطح توقع بالاتری هم دارد، در انیمیشن، فیلم، نمایش عروسکی و کتاب، نه در پی شنیدن و خواندن پند و اندرزهای تکراری والدین خود، که به دنبال نگاهی دست کم هم سطح با تخیلاتِ ذهن بلندپروازش بوده و هست.
حال آن که در چیزی که امروز، تحت عنوان ادبیات و شعر کودک در ایران ارائه می شود و بسیار هم مقبول اولیای امور کارشناسی ادبیات کودک و حتی والدین کودکان می افتد، نه تنها چنین نگاهی به چشم نمی خورد، که نویسنده و شاعر، تافته جدابافته بودنِ خود از کودکان را نیز به رخ خوانندگان خردسالش می کشد. کم نیستند آثاری که در آنها به اصطلاح نویسنده و شاعر کودکان، جا به جا احکام اخلاقی صادر کرده و کودک را با خطابه های مستقیم و حتی بدون گوشه و کنایه به اموری نظیر راستگویی، مهربانی، نظافت، ادب و نزاکت فراخوانده است.
ناگفته نباید گذاشت که تک و توک کتاب های بسیار خوبی هم در این وادی به چشم می خورد. به عنوان یکی از تلاش های موفق این سال ها برای همگام شدن با خیالپردازی های کودکانه، از کتاب «هزار و یک سال» شهریار مندنی پور یاد می کنم که به نقل از مقدمه نویسنده، «برای گروه های کم سن و سالی نوشته شده که دوست دارند بدانند غصه ها و خوشحالی های بزرگ ترها چطور هستند و برای گروه های سنی بزرگسالی نوشته شده که دوست دارند یادشان بیاید غم ها و شادی های بچه ها چطور بودند.»
درباره شعرهای «بادکنک به شرط چاقو» هم این موضوع صدق می کند که اگر خواننده بزرگسالی آنها را بخواند، غم ها، شادی ها، آرزوها و رؤیاهای دوران کودکی اش را دوباره مرور خواهد کرد و خواننده کم سن و سال هم در این کتاب، با آینه ای از افکار، تخیلات و خواسته های نه چندان برآورده نشدنی اش روبرو می شود.
در شعر بالا که شعر سوم کتاب است، نمونه ای از این تخیل و آرزوی کودکانه تحت نگاهی شاعرانه آورده شده و در عین حال، با تقطیعی خاص شعرهای سپید، نوعی موسیقی و ریتم نیز که مد نظر شاعر بوده است، به ذهن خواننده انتقال می یابد. خواننده «بادکنک به شرط چاقو»، چه کودک باشد و چه بزرگسال، علاوه بر هم ذات پنداری با ذهنیت پشت شعرهای کتاب، یاد می گیرد که موسیقی را نه فقط در متون منظوم، موزون و مقفی که در قالب های شعری جدید نیز می توان جست و جو کرد و از آن لذت برد.
شاعر در این کتاب با عبور از قالب های یکنواختِ ساختاری و محتوایی شعر کودک در ایران، تلاش کرده نگاهی نو را در قالبی نو و امروزی ارائه کند و تا حدود زیادی موفق هم بوده است.

جیر
جیر
جیر
جیرجیرک
کجا
گیر
گیر
گیر
گیر کرده ای؟

این شعر، در عین ارائه نمونه موفقی از موسیقی درونی با آواسازی و زیر هم قرار دادن واژه های هم آوا، نوعی صمیمیت و همراهی با جانوران و عادات آنها را نیز به طور غیرمستقیم و صدالبته نه به شیوه معلمی و شاگردیِ مرسوم، به خواننده خود آموزش داده است. نمونه های موفق دیگری از این همراهی را می توان در شعرهای «چهارمی»، «پنجمی»، «نهمی» و «یازدهمی» مشاهده کرد.
اما مضمونی که کتاب، بیش از مضامینی که جنبه آموزشی دارند، به آن پرداخته، درک نشدنِ کودکان، افکار و خواسته هایشان توسط بزرگسالان است که هر چند در روانشناسیِ کودک موضوع چندان جدیدی محسوب نمی شود، دست کم در ادبیات کودک ایران کمتر دیده شده است.

من می پرسم:
چرا درختان سبزند
ولی آسمان آبی است؟
خانم معلم می گوید:
چرا آسمان آبی است
ولی درختان سبزند؟

یا

دیروز از پله ها
افتادم
دستم شکست
همه خیلی مهربانند
نگران امتحان هایم
هستند!

از دیگر اشعار کتاب که با نگرش روانشناختی به مشکلات و دغدغه های کودکان سروده شده اند، می توان به شعر بلند «دوازدهمی» و شعرهای «پانزدهمی» و «شانزدهمی» و از دیگر نمونه های درخشان ادبیات کودک در این زمینه می توان به «اولدوز و کلاغ ها» و «اولدوز و عروسک سخنگو» از صمد بهرنگی و مجموعه رمان های «رامونا» اثر بورلی کلی یری اشاره کرد.

پانوشت:
(1) درباره هنر و ادبیات – گفت و شنودی با احمد شاملو، به کوشش ناصر حریری.

* این متن امروز، ۱۷ دی ماه ۱۳۸۶ در روزنامه کارگزاران منتشر شد.

۱۴:۳۱ - نظرات(۲)

نظرات خوانندگان
محبوبه میم @ w ۱۳۸۶/۱۰/۱۷ ۱۷:۴۸ لينک

ممنون از نقد و بررسی کاملتان روی اشعار . من هم فکر می کنم بالاخره می بایست زمانی برسد که تحولی در ادبیات کودک اتفاق افتد .من این تحول را به فال نیک می گیرم و منتظر کارهای بعدی و خلاق نویسنده ی محترم هستم .

محسن پیرانفر @ w ۱۳۸۷/۰۲/۲۶ ۱۴:۲۵ لينک

چقدر خوب می شد اگه یه روزی تو مملکت ما همه می تونستند باور کنند شعر با نظم فرق میکنه خوشحال شدم از نقد و هم باورتون در ضمن این کتاب یکی از کارهای ارزنده یی بود که در زمینه ی ادبیات کودک خوندم

نام:
ايميل:
وب‌سايت:
متن نظر:
آدرس ايميل مرا نمايش نده.

« صفحه قبلي | صفحه بعدي »

  • امروز: ۶۰۴
  • ديروز: ۵۱۲
  • اين ماه: ۷۹۱۸
  • از ابتدا: ۹۲۹۹۳۶

مديريت محتوا:

ASP-Rider PRO

طراحي:

Tarrahan