۲ بهمن ماه ۱۳۸۶

مضحکه احساسات
درباره  "صورتي مايل به خون من"
 

علی مسعودی نیا
                                     [کلیک کنید] 

۲۶ آذر ۱۳۸۸

ایرانی بودن در روزگار ما چه معنایی دارد؟

یکی از ضمیمه‌های هفتگی جهان اقتصاد حاوی مطالبی بود درباره ایرانیت یا دقیق‌تر پاسخی به این سوال: «ایرانی بودن در روزگار ما چه معنایی دارد؟» دراین زمینه گفت‌وگویی با دکتر ناصر تکمیل‌همایون و یادداشت‌هایی از دکتر مقصود فراستخواه و دکتر محمدتقی قزلسفلی منتشر شد که اکنون مطلب نخست از نظرتان می‌گذرد. در پست بعدی این وبسایت نیز یادداشت‌های دکتر فراستخواه و دکتر قزلسفلی منتشر خواهد شد.


گفت‌و‌گو با ناصر تکميل همايون

ايراني بودن مفهوم فرهنگي خود را از دست داده است

حميد جعفري

 سخن از فرايند ايراني شدن به نحو مدرن است که فرايندي است با سازگاري‌ها و ناسازگاري‌هاي دروني. به نظر مي‌رسد كه اين امر به تدريج به سمت ياس و نااميدي اجتماعي پيش مي رود و اين پيشروي نيز تا جايي ادامه مي‌يابد که يا بايد تن به منطق تفاوت بدهد و اين حس را بازتوليد كند و يا از هم گسيخته شود و ديگر نشاني از ايراني بودن باقي نماند. در گفت و گو با دكتر ناصر تکميل همايون جامعه‌شناس و پژوهشگر تاریخ به بررسي ايراني بودن ما در عصر مدرن پرداخته‌ايم، پردازشي به  نسبت ميان ايراني بودن و مدرن بودن ما.

ايراني بودن ما در عصر مدرن چه معناست؟
ايراني بودن، يعني داشتن "هويتي" انساني و اجتماعي که  چيستي يا کيستي آن را در تاريخ بايد جستجو کرد و زماني که به گذشته‌هاي تاريخي رجوع مي‌شود. ايراني بودن به لحاظ فرهنگي ( ديني، زباني، خصلتي) و جغرافيايي (سکونت در يک منطقه) و سياسي (پيدايش دودمان مادها و هخامنشيان تا پايان عصر ساسانيان و حکومت‌ها و  سلسله‌هاي، دوران اسلامي تا زمان حاضر)‌، هر يک مفاهيم گوناگوني دارند و ايرانيان بي‌آنکه خود نسبت به ديانت و باورمندي و زبان و گويش خاص يا منطقه و محدوديت جعفرافيايي يا تعلقات حکومتي و سلسله‌اي، تعصبي متضاد و متغاير "کليت" حيات تاريخي آنان داشته باشند،‌ خود را ايراني دانسته‌اند و اين امر به طور مستمر طي هزاره‌هاي تاريخي زنده و پويا بوده است. اما در دوران معاصر پس از ايجاد پاره‌اي انقطاع‌هاي فرهنگي و کشورسازي‌هاي استعماري و تکيه بر حکومت‌ها، مفهوم ايراني بودن مرسوم در چارچوب‌هاي جديدي قرار گرفت که امروز، از يک لحاظ مي‌توانيم از ايراني بودن فرهنگي و از لحاظ ديگر ايراني بودن حکومتي (شناسنامه و کارت ملي) گفت‌وگو کنيم.
بدين سان ما در "عصر مدرن" بايد از هويت ملي خود به عنوان "کشوروند" دفاع کنيم و وحدت و استقلال آن را  محترم بدانيم. اما همواره بايد خود را در ساحت ايران فرهنگي هم قرار دهيم و به همکاري‌ها و هم آهنگي‌ها و يگانگي‌هاي تاريخي در مسير سازندگي‌هاي همسو و پربار عنايت کامل داشته باشيم.

در برهه تاريخي امروز انديشه و تفکر ايرانيت را چگونه مي‌توان تعريف کرد؟ چه نشانه‌هايي دارد و چگونه مي‌توان آن را بررسي کرد؟
در پرسش اول روشن شد که "انديشه و تفکر" ايراني بودن در چارچوب سياسي،‌ دفاع از استقلال و آزادي و برپايي حکومت مبتني بر عدالت و پيشرفت با برخورداري از همه علوم و فنون بشري در مسير سازندگي ايران کنوني و همزمان برقراري انواع همکاري‌ها در زمينه‌هاي فرهنگي و اقتصادي با کشورهايي که با نام‌هاي گوناگون حيات تاريخي خود را ادامه مي‌دهند و با ما اشتراکات  و همگامي‌هاي بسيار داشته‌اند و نيز تلاش در ايجاد "بلوک" نيرومند منطقه‌اي (آسياي مرکزي و غربي) در برابر ابرقدرتهايي که سلطه بر کشورهاي ناتوان يا کم توان جهان را هدف قرار داده‌اند، است.

انديشه ايرانيت تحت تاثير فرآيندهايي شکل گرفته است و سال‌ها و دهه‌هاست که مي‌پرسيم ايراني بودن يا مسلماني خود را چگونه با مدرن بودن خود همساز کنيم. اين فرآيند به چه شکلي به نتيجه مي‌رسد؟
هيچ گونه تضادي وجود ندارد که ما ايراني و مسلمان باشيم (با پذيرش موجوديت اديان ديگري که در جامعه ايراني وجود دارند) و از مواهب مدرنيسم واقعي هم برخوردار باشيم. پيشرفت در دوران حاضر براي ما ايرانيان عنايت کامل و همسان به مثلث يا سه پايه ايراني بودن، مسلمان بودن و مدرن بودن است. وقتي به يک گوشه يا يک پايه از اين سه گوشه يا سه پايه پرداخته شود و گوشه يا دو پايه ديگر فراموش گردد، ناهماهنگي پديد مي‌آيد و جامعه تمام و کامل هم واکنش نشان مي‌دهد. کساني که تاريخ معاصر ايران را از نهضت مشروطه خواهي (يا از زمان اصلاحات عباس ميرزا و قائم مقام) بدين سو بررسي کرده‌اند، اين دريافت را به دست آورده‌‌اند. جنبش‌هاي ملي و اصلاح طلبي ما در يک يا دو سده اخير آشکارا نشان داده‌اند که مسير جامعه در حرکت متعادل و معدل القواي "مثلث" يا سه پايه ياد شده است.

نحوه سوال ما از هويات پيشيني و مدرن بودنمان، سبب شده است که اغلب بحث از نسبت مذکور، به بحث از نسبت ميان دو دسته از معارف و ارزش‌ها منتهي شود. از نظر شما مشکل کجاست؟ آيا اين اختلاف تنها بازي کلام "روشنفکري" است يا حقيقتا ما در فهم و پذيرش ايراني بودن خود دچار ترديد شده‌ايم؟
به گمان من ما آن سان‌ که بايد،"هويت" خود را تبيين تاريخي و جامعه شناختي نکرده‌ايم. به همان سان هرگاه دفاع از "خود بودن" فرهنگي با ارتجاع و واپس گرايي هماهنگي يافته است و "خود شدن" همانند "خود ماندن" شده است و گاه  دفاع از پيشرفت و ترقي جامعه را دو نوعي (از خودبيگانگي) قرارداده و پيش بيني‌هاي ناقص "روشنفکر نمايي" و واقعيت را پوشانده است و پس از مدتي واکنش‌هايي را پديد آورده که ضد پيشرفت و ترقي است و پاره‌اي انباشت‌هاي ضدفرهنگي به گونه "ارزش‌هاي محجوب" ظهور و بروز يافته‌اند و جامعه به همان صورت گذشته در وانفساي تاريخي در جا زده است. بررسي شعارهاي عصر  مشروطيت، دوره پهلوي اول، دوره نهضت ملي ايران، دوران انقلاب و مقايسه آن‌ها با جريا‌ن‌هاي و خواسته‌هاي کنوني به خوبي نشان مي‌دهد که ملت ما هنوز هم خواستار "خواسته‌هايي" است که به دست نياورده است و استقلال فکري هنوز هم حاصل نگرديده است.

هويت ايرانيت در زمانه مدرنيته متاثر از چه مولفه‌هايي است؟
در زمان "مدرنيته" آنچه را که به نام "مولفه‌ها" مي‌گويند بايد شناخته شوند. مولفه‌هاي جامعه‌هاي غربي، برخاسته از تاريخ و حرکت هاي تاريخي و فرهنگي مغرب زميني است و داراي دو خصيصه است. يکي خصيصه اونيورساليسم (عاميت جهاني) و ديگري خصيصه پارتيکولاريسم (خاص منطقه‌اي يا فرهنگي)‌. ما مي‌توانيم از خصيصه‌هاي عام برخوردار باشيم و با خصيصه‌هايي که متعلق به جوامع غربي است کاري نداشته باشيم. عناصر خصيصه‌هاي عام با فرهنگ ايراني و معارف واقعي اسلام تضاد ندارند. آن عناصر پس از شباهت در ابعاد مثلث يا سه پايه ياد شده جاي خود را پيدا مي‌کنند و در صورتي که حرکت متعادل و هم آهنگ و معدل القوا به وجود‌آيد و سلطه‌گري و سلطه پذيري آن حرکت را ناتوان نکند، به تحقيق ايراني بودن مدرن و امروزي در مسير فرهنگ تاريخي ايران رشد و پيشرفت پيدا مي‌کنند و شکوفايي انسان بودن ايراني آشکار مي‌شود.

اصلي ترين طرح مساله هويت يک ملت در جهان کنوني، از ديدگاه فلسفه تاريخ و تاريخ انديشه پردازش مي‌شود. آيا انديشه ايرانيت هم با اين ميزان بررسي مي‌شود؟
انديشه ايراني همواره تحول و دگرگوني را نشان داده است (يک عرفان و اشراق ايراني). البته استبداد تاريخي (سياسي و ديني)‌ هنوز هم در مسير حرکت و تحول ملي محدوديت‌هايي را پديد آورده است. به لحاظ فلسفه تاريخ و تاريخ انديشه در دوران معاصر فزون بر شرايط تاريخي جامعه (استبداد و قشري گري و ارتجاع) ‌و حکومت‌هاي خودکامه، مساله تسلط خارجي و نفوذ و سيطره سياسي – اقتصادي و فرهنگي آن را نمي‌توان ناديده گرفت. به تحقيق، هماهنگي‌هاي استبداد داخلي و سلطه خارجي، شرايطي را به وجود آورده که انديشه و ابتکار رشد پيدا نمي‌کنند و جامعه سازنده تاريخي به جامعه مصرف کننده محکوم مبدل مي‌شود و ايراني بودن مفهوم فرهنگي خود را از دست مي‌دهد. مغزهاي ايراني بيش از حد معمول فرار مي کنند. انديشه‌ها به جاي ساختن و ساخته شدن جنبه‌هاي تخريبي پيدا مي‌کنند و در پهنه جهاني جايي براي ابراز وجود به دست نمي‌آورند.

اگر ايراني بودن را يک هويت و مدرن بودن را يک موقعيت قلمداد کنيم، سوال اين جا است که آيا موقعيت مدرن، نسبت به هويت ايراني يک وجه بيروني و عارضي است، يا وجهي دروني دارد؟
اگر تجدد و نوآوري پذيرفته شود که کليد اصلي و اجتماعي آن شناخت و کاربرد "دموکراسي" است، بي‌ترديد اين امر در شريان‌هاي فرهنگي ايرانيان حيات تازه و ‌آشناي با تاريخ فرهنگي – اسلامي و عرفاني را پديد مي‌آورد، اين امر"دروني" شناخته خواهد شد اما اگر مدرنيسم جنبه غرب‌گرايي داشته باشد و ظواهر جامعه را تغيير دهد، امر "بروني" است و پس از مدتي تمام اثراتش مضمحل مي شود.  به همين دليل ايجاد تحول و نوسازي در جامعه بايد مبتني بر فرهنگ و شناخت همه جانبه و عميق جامعه باشد و امر دروني شناخته شود و به همان سان که در دوران تمدن اسلامي، فلسفه و علوم جهاني که در جهان اسلام از آن ميان ايران، رشد و تجلي پيدا کرد، جنبه دروني يافته بود.
حکيماني يوناني هم طراز عالمان مسلمان بودند. هنوز هم نام و نام خانوادگي بسياري از ايرانيان يادآور سقراط و افلاطون و ارسطو است. اما در دوره معاصر علوم و فنون و انديشه‌هاي مدرن هم طراز با استعمار و سلطه خودنمايي کردند و تعصب هم اجازه نداد که فرق انديشه و علم و فن، با سياست استعماري آشکار گردد و جامعه ما به اين شکل درآمد که دست به گريبان آن هستيم و تنها راه  رهايي توسعه شناخت در محيط دموکراتيک و هم دور از تعصب و فريخته شدن است و من که با نسل جوان ايران بيش و کم آشنايي دارم مقدمه پرتوان اين دگرگوني و تحول را احساس مي‌کنم و باور دارم که مفهوم "ايراني بودن" بيش از گذشته‌ها درخشان و شکوفا خواهد شد.

۲۱:۲۵ - نظرات(۰)

نظرات خوانندگان
نام:
ايميل:
وب‌سايت:
متن نظر:
آدرس ايميل مرا نمايش نده.

« صفحه قبلي | صفحه بعدي »

  • امروز: ۴۵۹
  • ديروز: ۵۱۶
  • اين ماه: ۱۰۶۷۹
  • از ابتدا: ۹۳۲۶۹۷

مديريت محتوا:

ASP-Rider PRO

طراحي:

Tarrahan