۲ بهمن ماه ۱۳۸۶

مضحکه احساسات
درباره  "صورتي مايل به خون من"
 

علی مسعودی نیا
                                     [کلیک کنید] 

۰۴ دی ۱۳۸۸

اصلاح‌طلبي در شرايط امروز


یکی از بحث‌هایی که در ضمیمه هفتگی روزنامه جهان اقتصاد به آن پرداختیم، اصلاح‌طلبی در شرایط امروز ایران بود. دراین‌باره گفت‌وگویی با دکتر سیدعلی محمودی و گفتاری از دکتر غلام‌عباس توسلی منتشر کردیم که هر دو این مطالب را در اینجا می‌توانید بخوانید.



گفت‌وگو با سيدعلي محمودي ‏

هنوز مي‌توان اصلاح‌طلب بود ‏

حميد جعفري ‏

تفکرات حاکم بر دولت‌هاي اصلاحات، ادبيات و انديشه سياسي ايران را سخت تحت تاثير خود قرار داد تا جايي که توده مردم نيز از اين تاثيرات برکنار نماند و مفاهيمي مانند دموکراسي و حقوق شهروندي وارد گفتمان آنان شد. اما بعد از روي کار آمدن دولت نهم، جريان اصلاحات سعي در کشف هويتي تازه نمود که البته با دشواري‌هاي بسياري در اين مسیر همراه بود. تنظيم رابطه با حاکميت و نحوه حضور در انتخابات‌ مختلف بخشي از اين دشواري‌ها بود که  بحث‌هاي پردامنه‌اي را هم ميان اصلاح‌طلبان برانگیخت.. اکنون به نظر مي‌رسد بازتعريف مفهوم اصلاحات و اصلاح‌طلبي ضروري‌ترين کار  اصلاح‌طلبان باشد تا با تکيه به اين تعاريف ، خود را براي مواجهه با رويدادهاي پيش روي آماده کنند.  گفت‌وگو با سيدعلي محمودي, دکتراي علوم سياسي را در این مورد مي‌خوانيد. ‏

‏***‏

در انديشه سياسي اصلاح‌طلبي به چه جرياني اطلاق مي‌شود و اصلاح‌طلب به چه کسي گفته مي‌شود؟ ‏
جريان اصلاح‌طلبي داراي ويژگي‌هايي است که خطوط اصلي آن را مي‌توان به قرار زير صورت‌بندي کرد:‏
‏1. اصلاح‌طلبي، حرکتي "تدريجي" در جهت بهبود امور سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي و دگرگوني آرام و يا بازساي نهادهاي گوناگون جامعه است.‏
‏2. اصلاح‌طلبي در برابر "انقلابي‌گري" قرار دارد که معتقد به ايجاد تغييرات سريع و بنيادي در جنبه‌هاي سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي نظام حکومتي است.‏
‏3. اصلاح‌طلبي حرکتي مسالمت‌آميز همراه با پرهيز از تجويز و اعمال "خشونت" در شکل‌هاي گوناگون آن است.‏
‏4. اصلاح‌طلبي،پایبندی به سازوکارهاي "دمکراتيک" در اصلاح قوانين، سياست‌ها، برنامه‌ها و نهادهاي قدرت است.‏
‏ بر اين اساس، افراد، احزاب و گروه‌هايي که از ويژگي‌هاي يادشده برخوردارند، "اصلاح‌گرا" يا "اصلاح‌طلب" ناميده مي‌شوند.‏ [کلیک کنید]

۱۹:۳۷ - نظرات(۰)

۰۱ دی ۱۳۸۸

ایرانی بودن در روزگار ما چه معنایی دارد؟ (2)


آن‌طور که در پست قبل نوشته بودم، روز ۲۳ آبان در ضمیمه هفتگی روزنامه جهان اقتصاد مطالبی ذیل این عنوان منتشر کردیم: ایرانی بودن در روزگار ما چه معنایی دارد؟ در پست قبل، گفت‌وگو با دکتر ناصر تکمیل همایون را دراین‌باره خواندید[اینجا]. در این پست نیز می‌توانید یادداشت‌های دکتر مقصود فراستخواه و دکتر محمدتقی قزلسفلی را بخوانید. 


درباره ايراني بودن

مقصود فراستخواه

ما کيستيم  و ايراني بودن ما به چيست؟

قدر مسلم آن است که  اين "ما" ، همان زيست اجتماعي ِ مشترکي است که  تاريخيت خاص خود را دارد  و همچنان مي خواهد استمرار پيدا بکند و باقي بماند . بارز ترين وجه مميزه اين "ما" ،  قلمرو سرزميني ِ مشخصي به نام ايران  است. اما ديگر سازندهاي اين "ما" چيستند؟ درست همان طور که جامعه و تاريخ ايراني ، معروض بلاياي بسيار شده است، تعريف  کيستي او نيز با آشفتگي هاي معرفتي ، زباني و گفتماني  فراوان دست به گريبان بوده است . پرسش از چيستي "ايراني بودن"  وتأمل در باره آن مي تواند از اين ابهامات رمز گشايي بکند.

يکي از اين تأملات ، پرسش ِ " تعيين يا تعين " است. آيا اين يا آن گروه  است که تعيين مي کنند ايراني بودن ما به چيست؟ يا ايراني بودن  ، از نوع  يک تعين تاريخي واجتماعي است؟ در حالت نخست فرض بر آن است که کساني  بايد بنشينند  و تعيين بکنند که  عناصر اصلي هويت ما  چه چيزهايي هستند  و معمولاً هم اين ها همان هايي هستند که قدرت  را در دست دارند  و يا ‏‎ ‎نخبگاني که در درون و حواشي دولت به سر مي برند و به خود اجازه مي دهند که روايتي يکجانبه  از ايراني بودن  بسازند . اما در شقّ دوم ، فرض بر آن است که ايراني بودن اصلا به تعيين اين وآن نيست بلکه به تعّين طبيعي متعين مي شود و تعين تاريخي واجتماعي ما نه مقيد به تعيين هاي رسمي است و نه منتظر آن. [کلیک کنید]

۲۰:۴۶ - نظرات(۰)

« صفحه قبلي | صفحه بعدي »

  • امروز: ۴۲۳
  • ديروز: ۵۱۶
  • اين ماه: ۱۰۶۴۳
  • از ابتدا: ۹۳۲۶۶۱

مديريت محتوا:

ASP-Rider PRO

طراحي:

Tarrahan