۲ بهمن ماه ۱۳۸۶

مضحکه احساسات
درباره  "صورتي مايل به خون من"
 

علی مسعودی نیا
                                     [کلیک کنید] 

۲۵ بهمن ۱۳۸۸

کوه یخ جامعه

 

توضیح: این متن روز 15 بهمن در صفحه کتاب روزنامه بهار منتشر شد، اما نفهمیدیم چطور شد که نام نویسنده آن، علی بزرگیان از قلم افتاد. هر چند در روزنامه توضیح کوتاهی دراین‌باره چاپ کردیم اما همه می‌دانیم که این جور توضیحات چندان به درد نمی‌خورد و معلوم نیست اصلا کسی آن را ببیند یا نه. باز هم از دوست عزیزم، علی بزرگیان عذرخواهی می‌کنم.

 کوه یخ جامعه

علی بزرگیان

روانکاوی فرهنگ عامه (نظم و ترتیب نشاط)
بری ریچاردز
ترجمه حسین پاینده
چاپ اول: 1388
نشر ثالث
6000 تومان

1. «روانکاوی فرهنگ عامه» از جمله کتاب‌هایی است که در حوزه مطالعات فرهنگی به زبان فارسی منتشر شده است. اهمیت این کتاب از این جهت است که مسئله فرهنگ عامه را به‌ویژه با توجه به نمونه‌هایی از زندگی روزمره مورد مطالعه قرار می‌دهد. کتاب از رهیافتی سخن می‌گوید که امروزه سیطره بلامنازع و مناقشه‌ناپذیر بر گروه‌های علوم انسانی در دانشگاه‌های غرب دارد، یعنی مطالعات فرهنگی. چنین رهیافتی اگرچه در بدو امر حکایت از این دارد که یک نام عمومی است در حالی‌که این‌گونه نیست و یک نام خاص است. مطالعات فرهنگی مطالعه راجع به فرهنگ نیست بلکه رهیافت معینی است که ریشه در کارهای ریموند ویلیامز و ریچارد هاگرت در اواخر دهه 1950 و اوایل دهه 1960 و خصوصاً شکل‌گیری «مرکز مطالعات فرهنگی معاصر» در دانشگاه بیرمنگام انگلستان دارد. یکی از ریشه‌های مطالعات فرهنگی را باید در کتاب بسیار کوچک و کم‌حجمی سراغ بگیریم که در سال 1957 در پاریس منتشر شد. این کتاب با عنوان «اسطوره‌شناسی‌ها» نوشته رولان بارت و در واقع نوعی نشانه‌شناسی از زندگی روزمره است. این کتاب از دو بخش عمده تشکیل شده است. در یک بخش که جنبه نظری دارد نویسنده به تبیین روش‌شناسی خود می‌پردازد. (این بخش به ترجمه دکتر یوسف اباذری در فصل‌نامه ارغنون آمده است.) [کلیک کنید]

۱۱:۵۳ - نظرات(۵)

۲۱ بهمن ۱۳۸۸

بهترین‌های ادبیات ایران پس از انقلاب

گزارش: فرزانه ابراهیم‌زاده – مهری حقانی – مانلی فخریان
تحلیل: احسان عابدی

در نظرخواهی روزنامه بهار، احمد شاملو و هوشنگ گلشیری به عنوان بهترین شاعر و نویسنده و کتاب‌های «آینه‌های ناگهان» (قیصر امین‌پور)، «خطاب به پروانه‌ها» (رضا براهنی) و «همنوایی شبانه ارکستر چوب‌ها» (رضا قاسمی) به عنوان بهترین آثار منتشر شده 30 سال اخیر انتخاب شدند. [این مطلب امروز 21 بهمن در روزنامه بهار صفحه 9 منتشر شده است. کلیک کنید.]

***

آیا می‌توان یک نویسنده یا شاعر را به عنوان بهترین‌های ادبیات 30 سال اخیر ایران نام برد؟ و همین طور یک کتاب شعر، یک رمان یا مجموعه داستان؟ اصلا معیار «بهترین» چیست؟ و آیا می‌توان برای چیزی که وابسته به ذوق و سلیقه آدم‌هاست، معیار ثابتی تعیین کرد؟ ما پاسخی برای این سوالات نداریم و با این حال راه خودمان را می‌رویم. سرک می‌کشیم به دنیای ذهنی آدم‌ها، آن شاعر، نویسنده یا منتقدی که بخشی از ادبیات امروز ایران را می‌سازد و از آنها درباره سلایق ادبی‌شان می‌پرسیم. پس این نظرخواهی بیشتر از آن که به نتایجی چون تعیین بهترین شاعر یا نویسنده منجر شود گویای نگاه این آدم‌ها به ادبیات است؛ اما باز این همه ماجرا نیست. وقتی چند نام مشخص مرتب تکرار می‌شود و در فهرست بهترین‌های چندین و چند نفر از نخبگان ادبی می‌آید، همین قابلیت تفسیر پیدا می‌کند.
نظرخواهی ما از 74 نویسنده، شاعر و منتقد ادبی انجام شده‌است که همگی آنها داوران دوره‌های مختلف جوایز غیر دولتی، اعضای هیات مدیره نهادهای ادبی غیردولتی و مدیران نشریات و وبسایت‌های ادبی غیر دولتی بوده یا هستند. به عبارتی معیار ما برای نظرخواهی این موارد بوده و خارج از آن سراغ کسی نرفته‌ایم. این مسئله از یک طرف امکان بی‌طرفی را برای ما فراهم می‌کند، اما از طرف دیگر با گستره‌ای از نام‌ها مواجه می‌شویم که تعدادشان بالغ بر 110 نام است و همین کار را برای ما دشوار می‌کند؛ دسترسی به همه این نفرات در یک زمان محدود برای ما امکان‌ناپذیر است و موکول کردن کار به فردایی که نمی‌دانیم چه روی خواهد داد، بی‌سلیقگی. در نهایت، چهل و چند تن از قلم افتاده‌اند تا فهرست ما هیچ وقت کامل نشود. از میان 74 نفری هم که در جریان نظرخواهی ما قرار گرفتند، 33 نفر به هر دلیلی ترجیح دادند از ماجرا دور بمانند و به این ترتیب تنها 41 نفر حاضر شدند از بهترین‌ها بگویند [برای خواندن نظرات مخالف یا ممتنع اینجا کلیک کنید] . فهرست نهادها و نشریاتی که برای نظرخواهی درنظر گرفته شدند به شرح زیر است: جوایز داستانی مهرگان، گلشیری، روزی روزگاری، منتقدان مطبوعات و قلم زرین؛ جوایز شعر خورشید (زنان ایران)، خبرنگاران، جوان و نیما؛ خانه شاعران، کانون نویسندگان؛ نشریات و وبسایت‌های بخارا، قابیل، جن و پری، دیباچه، وازنا. [ادامه مطلب]

۱۲:۵۳ - نظرات(۲۴)

۱۶ بهمن ۱۳۸۸

نقد سنت‌گرایی، مورد سیدحسین نصر

 مقاله‌ای که می‌خوانید از دکتر مقصود فراستخواه در نقد سنت‌گرایی و مورد سیدحسین نصر است. این مقاله به تازگی در مجله نقد و بررسی کتاب منتشر شده و آن را می‌توانید در شماره 28 این مجله (زمستان 1338، ویژه سیدحسین نصر) بیابید. روز گذشته دکتر فراستخواه این مقاله را برای بازنشر در اختیارم قرار داد که می‌خوانید.

وجه ممیزۀ سنتگرایی اسلامی چیست؟
(مورد سیدحسین نصر)


مقصود فراستخواه

1.متن یک ، متن دو ، و سنت اسلامی
 تفکیک میان سه سطح از حوزۀ معنایی در عالَم اسلامی بسیار بااهمیت است وارزش تحلیلی دارد .این سه سطح عبارتند از:1.قرآن به عنوان« متن یک»یا متن دورۀ تأسیس 2.مجموعۀ سنت های اسلامی به عنوان« متن دو » یا متن دورۀ استقرار 3.«سنتگرایی» به عنوان یک گفتمان در دنیای مدرن.
در نوشته حاضر، منظور از سطح نخست،متن قرآنی است . با فهم عمیق محتوای این متن(مثلا به روش «زمینه کاوی تاریخی»  ) می توان کم وبیش پی برد که مبعوث شدن پیامبر اسلام چه رویدادی بود؟ بر وی چه می گذشت ؟ معرفت وحیانی او  چه مضامین اصلی داشت؟با برزبان آوردن آنچه درمی یافت،در صدد بیان چه بود؟ چه مکاشفات وحالات واوصافی به او دست می داد ؟ دعوت  اوچه بود؟   وچه جهتگیری ها و غایاتی داشت؟ لازم به ذکر است که ما در اینجا  می کوشیم ازرویکرد ذات باورانه   به متن فاصله بگیریم،به هرحال فهم خود ما از« متن یک» نیزکم وبیش ،متنی است که برای ما پدیدار می شود و به عبارت دیگر«متن برای ما»است ونه «متن لنفسه»و  همانگونه که هست.
از سوی دیگر« متن یک» نیز در خلأ به وجود نیامده است، بلکه دریک پیرنگ فرهنگی واجتماعی و دردامن یک سنت عربی-سامی ودریک موقعیت تاریخی وجغرافیایی واجتماعی خاصی تأسیس شده است. اما هرچه هست خود «متن یک»اکنون در اختیار ماست ومی توانیم در فهم آن بکوشیم واز طریق آن به آفاق وغایاتی بصیرت پیدا بکنیم که در دورۀ تاسیس   وجود داشت.
اما منظور از سطح دوم، مجموعۀ سنت های اسلامی است که تاریخیت پیدا کرده است.این سطح از همان دورۀ دعوت ورسالت پیامبر آغاز می شود وپس از پیامبر ودر ادوار تاریخی ،ابعاد بیشتری پیدا می کند. «سنت»  در اینجا به معنای تاریخی وجامعه شناختی کلمه به کار می رود و  با سنت به معنای خاصی که در علوم اسلامی  ودرکنار کتاب وعقل واجماع  به کاررفته است، تفاوت دارد. بدین ترتیب  آنچه در اینجا به آن سنت اسلامی به مثابۀ «متن دو» می گوییم مجموعۀ متنوعی است که  تفسیر کتاب و سنت به معنای خاص (در برابر کتاب) ونیز عقل اسلامی و آنچه در عالم اسلامی درباره اش اجماع شده یا  نشده است را دربر می گیرد. [کلیک کنید]

۱۴:۰۷ - نظرات(۰)

۱۰ بهمن ۱۳۸۸

یوسا در روزنامه بهار

صفحات ادبی امروز روزنامه بهار را به ماریو بارگاس یوسا اختصاص داده‌ایم. یکی از دلایلش هم انتشار سه ترجمه از آثار یوسا در سال ۱۳۸۸ است: مجموعه داستان سردسته‌ها و رمان‌های دختر بد (دختری از پرو) و راهی به سوی بهشت.
یادداشت من درباره چرایی محبوبیت یوسا است و سعی کرده‌ام زمینه تاریخی، اجتماعی مسئله را بررسی کنم. مطالب دیگر صفحه اما بیشتر نقد و توصیف آثار یوسا هستند که لینک آنها را در پایین این یادداشت گذاشته‌ام.

چرا یوسا در ایران محبوب شد

سال‌ها قبل، اوایل دهه 1370 وقتی رمان «گفت‌وگو در کاتدرال» توقیف شد، کمتر کسی در ایران به اسم نویسنده آن توجه داشت. بیشتر خود کتاب مطرح بود که در مدت زمان کوتاهی پس از ترجمه و انتشار توانسته بود جای خودش را میان کتاب‌بازان و رمان دوستان ایرانی پیدا کند؛ گرچه قبل از آن هم کتاب‌های یوسا به فارسی ترجمه شده بود، مثل رمان «عصر قهرمان»، اما هنوز نویسنده در پشت کتاب‌هایش پنهان بود. حالا چند سال است که این فرایند معکوس شده؛ این بار کتاب پشت نام نویسنده پنهان می‌شود. کافی است نام ماریو بارگاس یوسا روی جلد کتابی باشد تا با ذهنیتی از پیش تعیین شده کتاب را در دست بگیریم. هر چند این مسیری طبیعی یا خصلتی عام در بازار است؛ حتی یک تولیدکننده کالای غیرفرهنگی نظیر تلویزیون هم ابتدا از کالای خود کسب اعتبار می‌کند و پس از مدتی دیگر اوست که به کالای خود اعتبار می‌بخشد. در این‌باره حرفی نیست. یوسا هم مسیری را طی کرده است که هر نویسنده‌ صاحب‌نامی آن را طی می‌کند، اما آنچه که موقعیتی خاص به هر نویسنده‌ای در بازار می‌بخشد، عنصر زمان است. ماریو بارگاس یوسا در یک مقطع زمانی خاص در اجتماع ما به شهرت رسید تا جایی که امروز می‌توانیم از باشگاه هواداران پرشمار ایرانی او یاد کنیم. پس باید دید این چه مقطعی از زمان بوده و این مقطع چه ویژگی‌هایی داشته که با روایت‌های یوسا سازگار بوده‌است. یا برعکس؛ یوسا از چه چیزی و چگونه سخن گفته است که در آن مقطع گل می‌کند و به نویسنده محبوب طیف کتابخوان جامعه ایرانی تبدیل می‌شود.
اگر به حافظه رجوع كنيم از اواسط دهه 1370 يوسا به مطبوعات ايران راه مي‌يابد به نحوي كه رفته رفته تصوير او جزو جدايي‌ناپذير صفحات ادبي مي‌شود. اين حضور صرفا حالت صوري ندارد، بلكه يوسا يكسري جاهاي خالي را براي ما پر مي‌كند.  
مضمون غالب آثار يوسا نقد قدرت است. مهم‌ترين آثارش، مثل «گفت‌وگو در كاتدرال» و «سور بز» به طور مستقيم روابط قدرت در كشورهاي توسعه نيافته آمريكاي لاتين را نشانه مي‌رود و با توصيف زندگي پنهان نخبگان حاكم در آن كشورها الگوي خاصي از رمان اجتماعي - سياسي ارائه مي‌دهد. رمان ديگر او «مرگ در آند» نيز وجه ديگري از كشورهاي توسعه نيافته را نشان مي‌دهد؛ جوامعي كه در نهايت به دام خشونت مي‌افتند و در اين وادي پرمخاطره چه بسيار بي‌گناهاني كه قرباني مي‌شوند. اين‌ها مضاميني آشنا براي ما هستند كه همواره در ادبيات روشنفكران، متفكران اجتماعي و سياستمداران بازتاب مي‌يابد؛ گاه در قالب توصيف‌هاي نظري و گاه در قالب هشدار، اما كمتر نمونه‌ای از آن در ادبيات داستاني ما مي‌توان یافت.
تاریخ منبع الهامی است برای یوسا؛ روزگار پرفراز و نشیب آمریکای لاتین و زادگاه او پرو همیشه جایی در رمان‌های او دارند. ژنرال‌ها از قوای نظامی خود سان می‌بینند. دیکتاتوری ترور می‌شود. چریک‌های چپ از ماوای خود در جنگل‌ها و کوهستان بیرون می‌آیند. روستاها آتش می‌گیرند. پایتخت‌ها یکسره آشوب می‌شود و... چنین امتزاجی با تاریخ، هنر داستان‌نویسی یوسا است که نه داستان و نه واقعیت تاریخی، هیچ کدام را قربانی دیگری نمی‌کند و این دلیل دیگری است برای اینکه یوسا را دوست بداریم. او دوره‌ای در ایران محبوب شد که رویکرد جدیدی به تاریخ در جامعه ما به وجود آمده بود. در این رویکرد، تاریخ نه روایتی تک خطی از زبان یک فرد یا یک جریان خاص است، بلکه فرایندی است پیچیده و معطوف به مجموعه عواملی که یک رویداد را می‌سازند؛ ثنویتی در کار نیست. آدم‌ها نه شیطان مطلق هستند و نه تجسم یک فرشته. هر یک بخشی از تاریخ هستند و بار کرده‌های خود را به دوش می‌کشند، نه بیشتر و نه کمتر.
یوسا تاریخ مللی را روایت می‌کند که برای ما تقریبا ناشناخته بوده‌اند؛ سرزمین‌هایی غریب که تنها تداعی کننده یک نام بوده‌اند، نام یک قوم، یک مبارز، یک سیاستمدار و یا یک فوتبالیست. ترجمه آثار او نیز با موج جدیدی از ترجمه کتاب‌های تاریخی همراه می‌شود، موجی که از همان اواسط دهه 1370 به وجود می‌آید تا به واسطه آن با تجربه‌های تاریخی دیگر ملت‌ها آشنا شویم، ملت‌هایی از اروپا گرفته تا آفریقا یا شرق دور.
یوسا از جهت دیگری هم برای ما ارزشمند است. تجربه‌های بکر او در فرم روایت راه‌گشای آن دسته از نویسندگان ما شد که هیچ دلبستگی به سنت‌های مالوف داستان‌نویسی نداشتند. دهه 1370 پر است از آثار این نویسندگان، آثاری که نوگرایی را تنها با شکستن سنت‌ها معنا می‌کردند بی‌آنکه پیشنهاد درخشانی به همراه داشته باشند. الگوی نگارش یوسا یکی از الگوهایی بود که تا حد چشمگیری به این سردرگمی خاتمه داد. مباحثی همچون چند صدایی در رمان که با ترجمه آثار نظری غرب به محافل ادبی ایران راه یافته بود، نمونه‌هایی عینی طلب می‌کرد تا نویسندگان نوگرا تصور دقیق‌تری از ماهیت ماجرا داشته باشند و یوسا بدون شک یکی از این نمونه‌ها بود.
اما این همه دلایل محبوبیت نویسنده‌ای به نام ماریو بارگاس یوسا در ایران نیست. به طور حتم عوامل دیگری هم در این میان دخیل هستند. حداقل از دو عامل دیگر می‌توان نام برد که اهمیتی انکارناپذیر دارند. نخست شهرت مترجمی چون آقای عبدالله کوثری است که برخی از مهم‌ترین رمان‌های او را به فارسی ترجمه کرد، مثل «گفتگو در کاتدرال»، «جنگ آخر زمان»، «سور بز» و... دیگری اما محبوبیت روزافزون ادبیات آمریکای لاتین در ایران است که به آثار نویسندگانی چون گابریل گارسیا مارکز، کارلوس فوئنتس، خورخه لوییس بورخس، خووان رولفو و... ارتباط پیدا می‌کند.

فایل پی دی اف صفحات ۸ و ۹ روزنامه بهار، مورخ ۱۰ بهمن ۱۳۸۸
صفحه ۸: یادداشت‌هایی از احسان عابدی، فتح‌الله بی‌نیاز و اسدالله امرایی 
صفحه ۹: گفت‌وگو با ماریو بارگاس یوسا و یادداشت‌هایی از خجسته کیهان و مهدی غبرایی
 

۰۰:۰۰ - نظرات(۱)

« صفحه قبلي | صفحه بعدي »

  • امروز: ۴۴۴
  • ديروز: ۵۱۶
  • اين ماه: ۱۰۶۶۴
  • از ابتدا: ۹۳۲۶۸۲

مديريت محتوا:

ASP-Rider PRO

طراحي:

Tarrahan