گفتوگو با اميرشهاب رضويان
شانسی که از احمدینژاد گرفته شد
این هم از اتفاقات جالبیست که تنها در ایران میتوان سراغش را گرفت. فیلمی در یک جشنواره دولتی مورد تقدیر واقع میشود، اما بعد همان دولت مقابل اکران فیلم میایستد. خدا به کارگردان این فیلم که امیرشهاب رضویان باشد، طول عمر بدهد. آنقدر صبر کرد که عاقبت مجوز نمایش فیلم خود را گرفت.
«مینای شهر خاموش» سومین فیلم بلند رضویان است که دست بر قضا در جشنواره بیست و پنجم فیلم فجر بدجوری درخشید، آنقدر که هیات داوران را متقاعد کرد تا سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی را به او بدهند، اما ظاهرا سیمرغ همیشه خوش شانسی نمیآورد. از آنجا که پای بحثهای سیاسی به میان آمد دیگر کاری از سیمرغ هم ساخته نبود تا امیرشهاب رضویان بماند و فیلمی که اجازه اکران نداشت. این داستان همینطوری ادامه پیدا کرد تا یک سال و نیم بعد که امروز باشد و حالا فیلم «مینای شهر خاموش» با حذف یکی دو صحنه، به سینماهای ایران راه یافتهاست.
هر چند که متن این فیلم از حاشیههای آن بسیار درخشانتر است، اما نمیشد به این حاشیهها نپرداخت. بنابراین خواننده روزنامه احتمالا ما را میبخشد که مدام از حاشیه به متن پریدهایم و از متن به حاشیه. گفتوگو با امیرشهاب رضویان را میخوانید. [كليك كنيد]
۱۶:۳۱ - نظرات(۰)
نگاهی به رمان «راهنما»
كلاهت را سفت بچسب!
نه، دوره قهرمانها به پايان نرسيدهاست؛ اگر هم قهرمان نباشي، ديگراني هستند كه به زور از تو يك قهرمان ميسازند؛ حالا خوب يا بد، توفيري ندارد. مهم اين است كه برخي مردمان اموراتشان بدون قهرمان نميگذرد، مردمانی كه محکوم به زندگی در فقر و فلاکت هستند؛ هميشه بايد كسي باشد كه راه را از چاه نشانشان دهد، به او تكيه كنند و بهواسطه نيروي او پيش بروند: يك دو، يك دو.
جهان آنان کمتر قرابتی با جهان مدرن دارد، غرق در خرافه هستند و هر اتفاقی را ناشی از چرخش اجرام آسمانی بر مداری خاص می دانند. کم نیستند این مردمان. در چهار گوشه دنیا میتوان سراغشان را گرفت و البته، هر جا که فقر باشد، مثل شهر «مالگودی» با حومه گسترده آن، شهری که نارایان، نویسنده فقید هندی در خیال خود آن را ساخته و نشانهاي است از سرزمین وسیع هندوستان.
بیایید به این شهر سفر کنیم. در اولین ایستگاه، «راجوی راه آهن» منتظر است که دیدنیهای مالگودی را نشانتان دهد و گفتنیها را بگوید، اما از الان بگویم که مراقب حقهبازیهای او باشید. راجو یا قهرمان داستان ما آن قدر زبانباز و کلک است که کره خر را به جای اسب قالب کند.[كليك كنيد]
۰۰:۳۶ - نظرات(۲)
بوكر آسيايي ربطي به ايران ندارد
دو سالي از عمر جايزه بوكر آسيايي ميگذرد، جايزهاي كه توسط موسسه بريتانيايي «من بوكر» بنيان گذاشتهشدهاست، اما شگفت آن كه هنوز روزنامهنگاران ما اطلاع درستي از كم و كيف آن ندارند. در حالي كه طبق اعلام رسمي موسسه «من بوكر» اين جايزه كشورهاي آسياي شرقي و تا افغانستان را دربرميگيرد، هر سال در روزنامهها و خبرگزاريهاي ايراني از عدم توفيق نويسندگان كشورمان در اين جايزه نوشتهميشود.
پيشتر اين اشتباه را در روزنامههاي مختلف ديدهبودم و همينطور در خبرگزاريهاي مختلف، مثل مهر يا كتاب ايران (ايبنا) و حالا هم با حيرت گزارش خبرنگار اعتماد را ميخوانم. در اين گزارش چنين آمدهاست: « ادبيات داستاني ايران انگار حرفي براي دنيا ندارد... اعلام 21 اثر راه يافته به «من بوکر آسيايي» سندي ديگر بر اين ادعاست. در حالي که در اين فهرست رمان هايي از افغانستان فارسي زبان وجود دارد، هيچ نامي از نويسندگان ايراني به چشم نمي خورد. » [كليك كنيد]
بديهي است كه تمام نتيجهگيريهاي اين گزارش اشتباه باشد، چرا كه بر پایه اطلاعات غلط بنا شدهاست. شايد كه ادبيات ما مهجور باشد و بيجان، كه اين خود محل مناقشه است، اما بهطور حتم از فهرست نامزدهاي جايزه بوكر آسيايي نميتوان چنين نتيجهاي گرفت، چرا كه اين جايزه نه شامل كشور ايران ميشود و نه ديگر كشورهاي خاورميانه. ما را بيش از آن كه آسيايي بدانند، خاورميانهاي ميدانند و اين ملاك تفكيك ما از مردمان شرق آسياست.
۱۴:۴۷ - نظرات(۷)
گفتوگو با بنيانگذار ائتلاف ضد جنگ در شيكاگو
مايكل لين: ما نگرانيم؛ شما چطور؟
در شهر شيكاگو ائتلافي از روشنفكران، روزنامهنگاران و فعالان سياسي تشكيل شدهاست كه صلح با ايران را تبليغ ميكند. هر چقدر كه ما تهديدهاي بوش را به هيچ ميانگاريم، آنها نگران جنگ احتمالي ميان آمريكا و ايران هستند و نگراني خود را ابراز ميكنند. صفحات روزنامههاي اين شهر پر شدهاست از مقالاتي عليه جنگ و بلندپروازيهاي بوش. اعضاي ائتلاف قطعنامهاي هم عليه اين جنگ احتمالي تدوين كردهاند كه قرار بود روز 14 مي در شوراي شهر شيكاگو به راي گذاشتهشود، اما در نهايت با دخالت شهردار راستگراي اين شهر چنين اتفاقي رخ نداد. هر چند كه مايكل لين هنوز به تصويب اين قطعنامه اميدوار است، درست مثل پنج سال قبل، زماني كه آنها با كمك مردم شوراي شهر شيكاگو را وادار به تصويب قطعنامهاي عليه جنگ با عراق كردند و الگويي شدند براي مردمان 300 شهر ديگر آمريكا.
مايكل لين از بنيانگذاران ائتلاف عليه جنگ با ايران است. از او خواستيم كه براي خوانندگان باران از ائتلاف شيكاگو و جو عمومي آمريكا در اين روزهاي نزديك به انتخابات رياستجمهوري بگويد كه پذيرفت. اين گفتوگو را ميخوانيد.
***
انتظار داشتيم كه شوراي شهر شيكاگو قطعنامه شما بر عليه جنگ با ايران را در روز 14 ماه مي تصويب كند، اما اين اتفاق نيفتاد. ماجرا از چه قرار بود؟
مطابق قوانين شوراي شهر شيكاگو، دو نماينده در كنار هم ميتوانند هر موضوعي را از دستور كار شورا خارج كنند، اما فقط براي يك جلسه. روز 14 مي نيز چنين اتفاقي افتاد. شهردار ما، «ريچارد م. دالي» از دو همپيمان خود در شوراي شهر خواست كه قطعنامه را از دستور كار شورا خارج كنند و آنها هم چنين كردند. او براي اين كار خود دو دليل داشت كه يكي از آنها به اسرائيل ارتباط دارد و ديگري به «باراك اوباما». [كليك كنيد]
۱۶:۱۳ - نظرات(۰)
دنیای وحشیِ ورنر هرتزوگ
علاقه ورنر هرتزوگ به فیلمسازی او را از جنگلهای استوایی به قطب جنوب کشاندهاست.
مارک لی
ترجمه: سپیده جدیری

ورنر هرتزوگ یکی از خیال پردازان بزرگ سینمای مدرن است. فیلم های او عجیب، جسورانه و آمیخته با نوعی دیوانگی است، یک جور دیوانگی که ظاهراً کارگردان با موضوعاتی که انتخاب می کند، در آن شریک است. فیلمبرداری فیلم های او اصلاً آسان نیست، زیرا دورافتاده ترین نقاط زمین را برای گفتن داستان هایش – یا ثبت زندگی واقعی – انتخاب می کند. در فیلم هایی که با آنها مشهور شده است، این نکته کاملاً مشهود است. در فیلم "فیتزکارالدو" (1982)، یک ماجراجوی اروپایی تصمیم به ساختن سالن اپرایی در جنگل های آمریکای جنوبی می گیرد، کاری که مستلزم حمل یک کشتی بخار 350 تُنی به بالای کوه است؛ هرتزوگ به کمک بومیهای منطقه دقیقاً این کار را انجام داد.
موفق ترین مستند بلندش، "مرد خاکستری" (2005) زندگی عجیب یک اجتماع گریز را که با خرس های وحشی دوست می شود و بعداً همان ها او را می خورند، به تصویر می کشد. مکان فیلمبرداری، دورترین نقطه آلاسکاست. بعد او برای آخرین فیلم درامش، Rescue Dawn به جنگل باز می گردد – این بار به تایلند گرم و مرطوب. هرتزوگ تجربیات یک خلبان جنگنده آمریکایی در جنگ ویتنام را که سقوط کرده و به دست نیروهای دشمن اسیر شده بود، دستمایه ساختن فیلمش قرار داده است.
او به تازگی تا آنجا که ممکن است از استوا دور شده و برای ساختن مستند "رویارویی در آخر دنیا" به دماغه های مخوف و پوشیده از برف قطب جنوب سفر کرده است. [كليك كنيد]
۱۵:۲۳ - نظرات(۲)
نگاهي به مجموعه «صدو يك هايكو»*
ژاپنی ها نیز مردمی هستند
گمان می کنم هنوز هم می توان درباره ماهیت شعرگونه هایکو شک کرد، به خصوص در میان مردمانی که به زبان آوری و پیچیدگی فکری شهرت یافته اند. دوست فرهیخته ای را می شناسم که نه صد و یک هایکو، بلکه هزار و یک هایکو را در ساعتی خواند و سرآخر گفت که چی؛ نه گویای عجز و التماس عاشق است و نه شرح ناز و غمزه معشوق. نه مدح و ستایش است و نه نفرین و حتی دریغ از یک ذره نصیحت. پس هایکو به چه کار می آید؟ الله و اعلم، به خصوص که تعداد اندک سطرهایش هم امکان روایت یک داستان را در قالب شعر می گیرد. مثل همان مبدعان عجیب و غریبش می ماند، ژاپنی هایی که به جای قاشق و چنگال با دو تا چوب غذا می خورند. حتی در کت و شلوار هم یادآور سامورایی های فیلم های «کوروساوا» هستند، آدم هایی که خیلی کم حرف می زنند و به جای آن ساعت ها به یک نقطه خیره می شوند. در هیجانی ترین لحظات زندگی و آن گاه که بر هست و نیست جهان طغیان می کنند، کلامشان چیزی نظیر این می شود:
در طول راه کوهستان
قلبم را می رباید
بنفشه ای وحشی
یک هایکو، یک شعر کوچک و جمع و جور که هیچ ربطی به شور عارفانه ما ندارد. متعلق به دنیایی دیگر است، با مختصاتی دیگر اما این دنیا آن قدرها هم پیچیده نیست که عاجز از درک و فهمش باشیم.فقط کافی است که به طریقی غیر از روش های آموخته مان با آن مواجه شویم. [کلیک کنید]
۲۰:۰۴ - نظرات(۲)
شیکاگو، منادی صلح با ایران*
شايد جنگ دور باشد، آنقدر كه همه تهديدها بر عليه ايران را پوچ و باطل بدانيم، اما آن سوي دنيا مردماني هستند كه راهي براي مقابله با بلندپروازيهاي جورج دبليو بوش ميجويند.
در شهر شيكاگو ائتلافي از انديشمندان، روزنامهنگاران، سياستمداران و حتي چهرههاي نظامي شكل گرفتهاست كه بر عليه جنگ با ايران تبليغ ميكنند. چهرههايي چون «استفان كينزر» كه ايرانيان او را با كتاب «همه مردان شاه» ميشناسند، در كنار «جان مرشيمر»، استاد روابط بينالملل دانشگاه شيكاگو و «اسکات ریتر»، تفنگدار دريايي و رئیس بازرسان تسلیحاتی سازمان ملل در عراق، هموطنان خود را نسبت به مخاطرات اين جنگ احتمالي آگاه ميكنند. آنها حتي كار را به شوراي شهر هم رساندهاند و اگر نفوذ صهيونيستها نبود، تا امروز قطعنامهاي بر عليه اين جنگ ناميمون تصويب شدهبود.
پايگاه اطلاعرساني اين ائتلاف از تقابل دو نگاه در شوراي شهر شيكاگو نسبت به جنگ خبر دادهاست. گروهي به نمايندگي «جوزف اي.مور» در صدد تصويب قطعنامهاي بر عليه جنگ با ايران هستند، اما تاكنون تلاشهاي آنان بهواسطه قدرت شهردار شيكاگو و همپيمانان او در شوراي شهر ناكام ماندهاست. 14 ماه مي، محافظه کاران رايگيري درباره قطعنامه را از دستور كار شوراي شهر خارج كردند تا ادامه راه براي صلحطلبان دشوارتر شود.

مايكل لين، عضو برجسته ائتلاف دراينباره ميگويد: « اين باعث تاسف است كه شهردار شيكاگو از قدرت سياسي خود استفاده ميكند تا از تصويب قطعنامهاي بر عليه جنگ ممانعت به عمل آورد. » [کلیک کنید]
۱۷:۳۷ - نظرات(۰)
روزهای بدون وبلاگ و پیشنهادی برای مطالعه
چند روزی، شاید نزدیک سه هفته، این وبسایت دچار مشکل بود. دوستانی که هر از گاهی سری به اینجا می زنند، لابد متوجه این مشکل شده بودند و بنابراین، نیازی به توضیح واضحات نیست، اما حداقل درباره دشواری های زندگی بدون وبلاگ که می توانم بنویسم. دوست داشتم چندین متن را برای خواندن پیشنهاد بدهم، از گفت و گوها و گزارش های خودم گرفته تا مطالب دوستان و بزرگان، اما نشد. یکی از آنها گفت و گو با دکتر حسین قاضیان درباره «آینده اصلاحات» بود. این گفت و گو روز 11 خرداد در وبسایت بنیاد باران منتشر شد و قرار است که متن تلخیص شده آن هم فردا در روزنامه اعتمادملی منتشر شود. پس اگر هنوز اصلاحات یکی از دغدغه های شماست، این گفت و گو را بخوانید. نیازی هم نیست جای دوری بروید. کافی است به سطرهای پایین مراجعه کنید.
***
گفتوگو با حسین قاضیان
اصلاحطلبان «تا اطلاع ثانوی» اخراجند
هر چه به انتخابات ریاستجمهوری نزدیکتر میشویم، نگرانیها افزایش مییابد. میشنویم که اصلاحات پایان یافتهاست و انتخابات آینده نیز تیر خلاصی است بر جنبش اصلاحطلبی. در چنین شرایطی شاید خواندن نظرات دکتر حسین قاضیان امیدوارکننده باشد. او معتقد است که در زندگی اجتماعیِ هیچ چیز پایان نمیگیرد و میگوید که تداوم همه این شرایطِ ناامید کننده فقط «تا اطلاع ثانوی» است. ما هم امیدواریم که چنین باشد. اما گفتوگو با قاضیان تنها محدود به «آینده اصلاحات» نشد، هر چند که طبیعی است وقتی از آینده جریانی سخن میگوییم به گذشته و حال آن نیز بپردازیم. در این راستا دکتر قاضیان به نقد رفتارهای سیاسی اصلاحطلبان و چهرههای شاخص این جریان پرداختهاست، باشد که با ارزیابی این نقدها راه هموارتر شود.
وقتی در جستوجوی عبارت «فرجام اصلاحات» به سایت گوگل مراجعه کردم با نوشتههای بسیاری در این زمینه مواجه شدم. خیلیها فرجام اصلاحات را در گروی آقای خاتمی و حضور او در نظام میدانستند. خیلیها هم اصلاحات را تمامشده تلقی میکردند و... اگر موافق باشید، گفتوگویمان را با نقد این دیدگاهها آغاز کنیم، یا این که ترجیح میدهید در وهله نخست تعریف خودتان را از اصلاحات ارائه بدهید؟
اینکه تعریف من از اصلاحات چیست شاید در وهلهٔ نخست کمکی به بحث نکند. چون به هر حال صرفنظر از تعریفِ من از اصلاحات، یا تعریفی که هر کس دیگر از آن دارد، مجموعهای از اقدامات و رویدادها، در پیوند با رشتهای از مفاهیم و مجموعهای از بازیگران سیاسی در یک برهة زمانیِ معین به «اصلاحات» موسوم شده است. گرچه حتی خود اصلاحطلبان هم در نهایت به تعریف واحد یا نسبتا مورد اتفاقی از «اصلاحات» دست نیافتند، اما آن چه ما قرار است به آن بپردازیم همین بستة شاملِ مفاهیم، رویدادها و بازیگران معین در یک دورة زمانی مشخص است، گیرم که این بستة موسوم به «اصلاحات» با آنچه من یا دیگران از اصلاحات مطلوب در نظر داریم، سازگار نباشد، یا ما آن را نپسندیم، یا منتقد یا مخالفش باشیم.[کلیک کنید]
۱۹:۱۰ - نظرات(۰)
نظریه اجتماعی و جامعه ایرانی*
گزارش یک نشست
نظریه اجتماعی و جامعه ایرانی» عنوان آخرین نشست همایش «کنکاشهای مفهومی، نظری درباره جامعه ایران» بود، نشستی که در تالار ابن خلدون دانشکده علوماجتماعی دانشگاه تهران برگزار شد و البته، با حضور چهرههایی چون تقی آزاد ارمکی، هادی خانیکی و حمیدرضا جلاییپور؛ اما اگر هر سه این چهرهها، اساتید دانشکدههای علوم اجتماعی دانشگاه تهران و علامهطباطبایی هستند، در این میان بیژن عبدالکریمی هم حضور داشت که فلسفه تدریس میکند و همین تفاوت نیز موجب چالشهایی شد که گزارش آن را در ادامه میخوانید.
دفاع از جامعه
سخنران نخست این نشست دکترتقی آزاد ارمکی بود که گویا رضایت چندانی از گفتههای همکاران خود در این همایش نداشت و بهخصوص اساتیدی را که درباره وضعیت «ناگوار» جامعهشناسی در ایران صحبت کردهبودند، به شدت مورد انتقاد قرار داد. دکتر آزاد در ابتدای سخنان خود از نگاه «مخربانه» این اساتید به علم جامعهشناسی گلایه کرد و نقد آنها را ناروا خواند. او گفت: « متاسفانه در این همایش سخنانی از دوستان شنیدم که اغلب آنها جهتگیری تند و ناروایی بر علیه جامعهشناسی داشت. من ادعا نمیکنم که جامعهشناسی ما مشکلی ندارد؛ در هر صورت جامعهشناسی در ایران هنوز به مرحله بلوغ نرسیده و در این شرایط وجود پارهای مشکلات بدیهی است. از ضعف جامعهشناسان نیز دفاع نمیکنم و میدانم که همه ما نقاط ضعفی داریم، اما معتقدم که نباید خودمان را تخریب کنیم.»

تقی آزاد همچنین گفت: « به گمانم بیشتر از آن که علم جامعه شناسی در ایران مشکل داشته باشد، جامعه ایرانی دچار مشکل است و ضعف جامعه، همه ما را مجبور کرده است که به ادبیات خاصی پناه ببریم، ادبیاتی که معنای روشنی از «جامعه» و «امر اجتماعی» به دست نمی دهد. [کلیک کنید]
۱۹:۱۶ -
مترجم: ویرجینیا وولف
نگاهی به ترجمه مهدی غبرایی از رمان موج ها*
سپیده جدیری
انتخاب و گاهی ساختن بهترین کلمات و عبارات در ترجمه - که بتوانند در عین دقت، حس و سبک را توأمان از زبانی به زبان دیگر انتقال دهند - دشوارترین بخش آن است. اینجا دیگر نه فرهنگ لغت به داد آدم می رسد و نه حتی تسلط کامل بر زبان مبدأ راهگشا خواهد بود. چنان که بسیاری از مترجمان امروزمان بی تردید زبان مبدأ ترجمه هایشان را "فوت آب" اند اما دریغ از یک پاراگراف از این ترجمه ها که خواننده ای بتواند آن را بفهمد. در این انتخاب دشوار، تنها چیزی که به کار مترجم می آید، وسعت دامنه لغات او در زبان مقصد است که بی ترید با مطالعه گسترده ادبیات در آن زبان حاصل می شود، زبانی که خوانندگان یا مشتریان نهایی ترجمه، با آن حرف می زنند، می نویسند و می خوانند.
به زعم منتقدان ادبیات قرن بیستم، "موج ها" تجربی ترین و شاعرانه ترین رمان ویرجینیا وولف و به زعم من، دشوارترین اثر او برای ترجمه است. "نیویورک تایمز" آن را اثری شفاف، درخشان و صیقل یافته معرفی می کند که زبان آن – که به واقع زبانی شاعرانه است - به خوبی توانسته احساسات خالص و ناب نویسنده اش را انتقال دهد.
"موج ها" حاصل هم سراییِ شش صدا / شخصیت (برنارد، سوزان، رودا، نویل، جینی و لوئیس) است که کودکی تا کهنسالی خود را در طول یک صبح تا شب و در مقابل پس زمینه ای از دریا و آسمان روایت می کنند. این پس زمینه به شکل 9 تابلو به سبک نقاشی های "سورا" در آغاز هر فصل و یک جمله تابلووار در پایان رمان جلوه می کند که شاید شاعرانه ترین بخش های رمان نیز همین ها باشند. [کلیک کنید]
۱۱:۱۶ - نظرات(۴)
دروغ و تحلیل انتقادی گفتمان*
محمدحسین عابدی
دروغ، از مفاهیمی است که میتوان آن را از زوایای بسیاری بررسی کرد. دروغ، مورد علاقه علوم نظری مختلف، از جمله روانشناسی، جامعهشناسی، زبانشناسی، نشانهشناسی، اسطورهشناسی و ... است. بنابراین میتوان گفت که دروغ، بیش و پیش از هر چیز، یک امر انسانی است. انسانی، هم از این جهت که در میان تمام موجودات عینی، تنها انسان است که دروغ میگوید و هم اینکه، تمام انسان ها را در همه اعصار میتواند در بر گیرد. به عبارت دیگر، دروغ، اختصاص به ایرانیان و اقوام و ملتهای خاصی ندارد و همواره در میان همه انسانها، با شدت و ضعف و یا کثرت و قلت، رایج بودهاست و این به معنای آن نیست که حتما همه انسانها در طول تاریخ، دروغ گفتهاند بلکه مراد توانایی انسانها برای دروغگویی است؛ خواه از این توانایی استفاده کنند و خواه، کسانی هرگز دروغ نگویند. اما استفاده از توانایی دروغ گفتن و شدت رواج آن به عوامل بسیاری بستگی دارد.
شاید یافتن ریشههای این کلمه در زبان فارسی و فرهنگ ایرانی ما را برای ادامه بحث یاری کند.
«دروغ یا دروج (= درج) در اغلب متون پیش از اسلام، سهمگینترین دیوی است که انسان را گرفتار چنگال قهر خویش م کند. این عنوان، علاوه بر نام یک دیو خاص، عموما بر سپاه اهریمن، از جمله، «اژدهاک» نیز اطلاق میشود. چنانکه از یسنا بر می آید، دروغ باعث زیان و آزار مردم میشود و سرانجام، در روزشمار، از راستی (رت) شکست میخورد. در سایر بخشهای اوستا، دیو دروغ، بسیار زورمند توصیف شده، که تباهکننده زندگی و نابودکننده جهان مادی است. از پرتو فروهر نیکان است که دروغ واپس زده میشود، که اگر یاری آنان نبود هر آینه، دروغ قوت میگرفت و فرمانروای جهان میشد. [کلیک کنید]
۱۱:۲۵ - نظرات(۴)
گفتوگو با مارك والش، كارگردان «راتاتويي»
راتاتويي را فراموش كن!
ترجمه: سپیده جدیری
وقتی که مارک والش در سال 1997 دوره انیمیشن سازی دانشکده هنر کالیفرنیا را به پایان می بُرد، رؤیای شغلی در کمپانی والت دیسنی را در سر می پروراند. والش که هم اکنون 32 سال دارد در این باره می گوید: «وقتی درخواست کار در والت دیسنی را دادم، به من گفتند باید به تدریج وارد کار شوی – و 10 سال طول می کشید تا بتوانم یک طراحی واقعی انجام دهم.» خوشبختانه در آن زمان کمپانی انیمیشن سازی دیگری هم تأسیس شده بود و والش شنید که آنها کارمند استخدام می کنند. ظاهراً شرکتی با 200 کارمند نمی توانست رقیبی جدی برای کمپانی بزرگ دیسنی محسوب شود.
والش می گوید: «نام کمپانی، پیکسار بود. و اگر در آن شغلی دست و پا می کردم، فوراً یک انیماتور می شدم. اما یک مشکل وجود داشت – پیکسار فقط انیمیشن کامپیوتری می ساخت و من به کار با کامپیوتر مسلط نبودم. مسلماً در پیکسار استخدام شدم هر چند شش ماهی طول کشید تا بفهمم کامپیوتر چیست.» ده سال گذشته و حالا والش سَرانیماتور پیکسار است؛ کمپانی کوچکی که دیسنی آن را دو سال پیش در ازاء 4/7 میلیارد دلار خرید. [کلیک کنید]
۱۶:۴۶ - نظرات(۲)
مسلمان اروپایی؛ هویت چندگانه طارق رمضان*
آنتونی مکروی
ترجمه: سپیده جدیری
طارق رمضان مسلمانی سوئیسی و مبلّغ «اسلام اروپایی» است که به گفته او، شکلی از اسلام است که با فرهنگ اروپایی همخوانی و سازگاری دارد. دیدگاههای او حاصل آموختههای علمیاش در اروپا و نَسَب اوست که به اسلامگرایان میانهرو باز میگردد: او نوه حسن البنا، بنیانگذار گروه اپوزیسیون اسلامگرای «اخوان المسلمین» در مصر و فرزند سعید رمضان، از رهبران «اخوان المسلمین» است که از مصر اخراج شده بود.
طارق رمضان در دانشگاه ژنو در رشتههای فلسفه و ادبیات فرانسه تحصیل و دو مدرک دکتری در رشتههای فلسفه و مطالعات عربی و اسلامی از این دانشگاه دریافت کرد. او در دانشگاه الازهر قاهره نیز در رشته پژوهش اسلامی به تحصیل پرداخت. رمضان چند سالی به تدریس فلسفه در کالج دسوسور ژنو اشتغال داشت و پروفسور مطالعات اسلامی دانشگاه فریبورگ بود.
او در سال 2004 در بخش مطالعات اسلامی مؤسسه مطالعات بین المللی صلح «کروک» نوتردام به سِمتی دست یافت اما چند ماه بعد ویزای آمریکاییاش لغو شد. دولت آمریکا در اینباره اظهار داشت که به دلیل کمک مالی رمضان به گروههای پشتیبان حماس، ویزای او را لغو کردهاست. رمضان نیز چندی بعد از سمت خود در نوتردام استعفا داد.
او از آن تاریخ تا به امروز، به عنوان پژوهشگر ارشد بنیاد لوکاهی لندن و مدرس کالج سنت آنتونی آکسفورد به فعالیت پرداختهاست. از کتابهای بسیاری که به رشته تحریر درآوردهاست، می توان به «مسلمانِ اروپایی بودن» (1998)؛ «اسلام، غرب و چالش های مدرنیته» (2000)؛ «جهاد، خشونت، جنگ و صلح در اسلام» (2002) و «مسلمانان غربی و آینده اسلام» (2003) اشاره کرد. مجله تایم در سال 2004 نام رمضان را در فهرست 100 انسان تأثیرگذار جهان قرار داد. [كليك كنيد]
۲۲:۱۸ - نظرات(۱)
گفتوگو با حسن قاضيمرادي*
تحقق آزادي با كار
محمدحسين عابدي
«هويت»، «هويت فردي» و «هويت ملي» از مفاهيمي هستند كه براي شناخت آنها بايد مولفههاي بسياري را مورد بررسي قرار داد؛ اما بيترديد از مهمترين اين مولفهها كه در شكلگيري هويت آدمي، نقش شايستهاي دارند ميتوان به «كار» و «فراغت» اشاره كرد؛ دو مقولهاي كه تاكنون در كشور ما كمتر از منظر هويت و به صورت علمي به آنها پرداخته شده است. در حالي كه اين دو را ميتوان تجلي خودشكوفايي انسان دانست زيرا بهطور مستقيم با تحقق استعدادها و توانمنديهاي خود و جامعه نسبت دارند. چنين است كه با بررسي صحيح و همهجانبه كار و فراغت ميتوان پاسخ بسياري از مسائل و دشواريهايي را كه امروز جامعه ما با آن مواجه است يافت و يا حداقل در جهت يافتن راهحلها، گامهاي موثري برداشت. به همين منظور با حسن قاضيمرادي، مولف كتاب «كار و فراغت ايرانيان» به گفتوگو نشستهايم.
***
چگونه ميتوان «روند كار» را در «روند بنياني به آزادي رسيدن» و در «روند هويتيابي» ارزيابي كرد؟
با تشكر از شما به خاطر اين فرصت كه به من داديد. اما در پاسخ به پرسش شما در مورد نقش كار در هويت يافتن انساني، ميخواهم بگويم كه اين هويتيابي توسط كار يك وجه عام و يك وجه خاص دارد.
در مورد وجه عام بايد بگويم كه انسان در آغاز صرفاً موجودي طبيعي بود كه به همين علت مثل جانوران ديگر تحت سلطه قوانين طبيعت زندگي ميكرد. به مرور انسان از جهان جانوران جدا شد و هويت انساني يافت. اين گذار از هستي صرفِ طبيعي به جايي كه انسان فراتر از موجود طبيعي هويت انساني يافت به اتكاي كار انجام شد؛ يعني كار آن عامل يا فعاليتي است كه با آزاد كردن انسان از سلطه قوانين طبيعت به او هويت انساني ميدهد. [کلیک کنید]
۱۹:۱۱ - نظرات(۲)
گفتوگو با اولیویر روا*
نوبنيادگرايان مسلمان قدرت ميگيرند
هری کریسلر
ترجمه: سپيده جديري
ميبايد دست به انتخاب زد؛ انتخاب يك راه، يك شيوه زندگي و يك جهانبيني. ميپذيريم كه دين همه ملتهاي مسلمان اسلام است، اما واقعيت اين است كه راه آنها يكي نيست و همينطور سرنوشتهايشان. هماكنون جهان اسلام در ميانه جدالي است كه همه طرفهاي درگير در آن داعيه اسلام واقعي را دارند، خود را برحق ميدانند و تمام مومنان را فراميخوانند. حال تفسير كدام يك از آنها را بايد پذيرفت؟ صلاح مملكت خويش خسروان دانند، اما پذيرفتن هر كدام از اين اسلامها تبعاتي دارد كه اوليوير روا، اسلامشناس برجسته فرانسوي به آن پرداختهاست. روا استاد دانشکده مطالعات پیشرفته علوم اجتماعی پاریس است. آخرین کتابي نيز كه از او منتشر شدهاست عنوان «اسلام جهانی شده: جست و جوی امت جدید» را بر خود دارد. اوليور روا در اين گفتگو از كتاب جديد خود و همينطور از رويكردهاي متفاوت به اسلام گفته، اما پيش از آن گريزي هم به مبحث «جهاني شدن» زدهاست كه ميتواند پيشدرآمد خوبي براي اين بحث محسوب شود.
***
جهانی شدن
جهانی شدن به چه معناست و چگونه زندگی ما را تغییر می دهد؟
امروز جهانی شدن را می توان به عنوان نوعی فضای مشترک تعریف کرد که محدود به هيچ ناحیه خاصي نيست. ما میتوانیم به این فضا دسترسی داشته باشیم، اما مسلماً از طریق اینترنت و ابزار مختلفی از این دست؛ در این فضا، ارزش ها، ایدهها، عادتها و هنجارها، مسائلي دنیوی هستند که به فرهنگ و جامعهای خاص مربوط نمی شوند. اما در عين حال، زبانها به فرهنگهای خاصی محدود هستند و طبق این تعریف، انگلیسی زبان جهانی میشود. مردم نیز به سادگی میتوانند به این فضای جهانی دسترسی پیدا کنند. [کلیک کنید]
۲۱:۵۷ - نظرات(۱)
« صفحه قبلی | صفحه بعدی »
- روح المپیک در اسارت
- پیشنهاد ۹ کتاب خوب
- يك مهماني كوچك براي سردبير مشقآفتاب
- حسین قاضیان هم آمد!
- سانسور؛ به همین سادگی
- رندان آگوست
- دو شعر از خورخه لوئيس بورخس [ترجمه سپیده جدیری]
- در نقد خاتمی از جاده انصاف خارج نشویم [گفتوگو با محسن آرمین]
- از صادرات برق تا بحران برق
- اعدام گروگانهای ایرانی توسط گروه ریگی و حرمت مردم
- معیشت در سلسلهمراتب نیازها [گفتوگو با علیرضا علویتبار]
- احساس پژوهش
- www.ketablog.com
- www.google.com
- search.live.com
- www.google.com
- www.google.com
- www.google.com
- khabgard.com
- search.live.com
- ahou.blogfa.com
- www.google.com
- www.google.com
- search.msn.com
- search.msn.com
- www.haftan.com
- www.google.com
- www.mimnoon.com
- www.s1001.com
- www.ketablog.com
- www.jamasp.com
- www.google.com
- امروز: ۵۸۲
- ديروز: ۷۵۸
- اين ماه: ۱۵۶۴۴
- از ابتدا: ۴۰۰۹۶۵
مديريت محتوا:
![]()
ASP-Rider PRO
طراحی:
![]()
Tarrahan
