تحليل رمان «جاده»
«آخرازماني در همين نزديكي» عنوان تحليلي است كه بر رمان «جاده» نوشته كورمك مككارتي نوشتهام. عنوان را از كتاب دكتر احمد صدري وام گرفتهام كه بيارتباط با موضوع رمان نيست.
اين متن در روزنامه بهار منتشر شدهاست [PDF].
***
آخرالزمانی در همین نزدیکی

جاده
نویسنده: کورمک مککارتی
ترجمه: حسین نوشآذر
ناشر: مروارید
چاپ اول: 1388
قیمت: 4400 تومان
این جهان قرنهاست که منتظر رخدادی عجیب و فاجعهآمیز است، رخدادی نظیر سیل و زلزله یا جنگ که اکثریت قریب به اتفاق جهانیان را نابود کند تا از خاکسترهای به جا مانده از آن، تمدن و نظم جدیدی سربرآورد، اما خوشبختانه هیچ بلایی تاکنون چنین ابعاد گستردهای نداشته است.
در هر عصری و در هر تمدنی پیشگویانی بودهاند که از نابودی نظم جهانی در سال معینی سخن راندهاند؛ یواخیم، راهب بزرگ مسیحی، رویدادی خونین را برای بشریت در قرن سیزدهم میلادی پیشبینی میکند که تنها گروهی اندک از مومنان نجات مییابند و بازماندگان «صرفنظر از دین قبلی خود، در یک زندگی پارسامنشانه مسیحی و فقر ارادی وحدت خواهند یافت.» (گیدنز، 1385، صفحه 514)
شش قرن پس از یواخیم، موعظهگران در دشتهای آمریکای شمالی سرخپوستها را به بلایایی آسمانی چون طوفان، زمینلرزه، گرباد و سیل بشارت میدهند که تمام مهاجمان سفیدپوست را نابود خواهد کرد. «[تنها] سرخپوستان زنده خواهند ماند تا دوباره دشتهای پوشیده از گلههای گاومیش و حیوانات شکاری دیگر را ببینند.» (همان، صفحه 515) و از موارد متاخرتر هم میتوان «سون میونگ مون» کرهای، رهبر یکی از فرقههای مسیحی در آمریکا را نام برد که پیشبینی کرده بود جهان در سال 1967 به پایان میرسد و از این طریق پیروان پرشماری برای خود دست و پا کرده بود. (همان، صفحه 521)
رمان «جاده»، اثر کورمک مککارتی هم میتواند خصلتی پیشگویانه داشته باشد آنجا که جهان به پایان رسیده را توصیف میکند. در مقدمه کتاب نیز جملهای از مککارتی نقل شده که تا حدودی بنیانهای فکری و اعتقاداتی او را بازمینمایاند: «در روزگار ما مسئله دیگر نابودی فرهنگ نیست، بلکه مسئله برآورد چیزهایی است که برای همیشه از دست دادهایم.» (صفحه 15) و این میتواند نقطه اشتراک مککارتی با همه هزارهگراهایی باشد که آغاز فروپاشی جهان را انتظار میکشند؛ آنها نیز سرخورده از دگرگونیهای بنیادی و نابودی فضایل اخلاقی و سنتهای اجتماعی و دینی هستند. اما طبیعتا اعتقادات نویسنده نه برای ارزشگذاری روی اثر به کارمان میآید، بلکه سرنخی برای تفسیر به دست میدهد.
در وهله نخست این پرسش به وجود میآید که ما با چه متنی مواجه هستیم؛ رمانی سرگرم کننده که نویسنده عناصری چون هیجان را تنها به این منظور به کار گرفته است؟ یا اثری انذاردهنده که قالب رمان را به عنوان مناسبترین قالب برای خود برگزیده است؟ به گمانم میتوان از هر دو زاویه به تحلیل متن نشست. در مورد نخست تکنیکهای خاص نویسنده و شیوه روایت او محور قرار میگیرد و در مورد دوم، اندیشهای که متن را آفریده است.
رمان شرح حال پدر و پسرکی است در آخر زمان که راه جنوب غربی آمریکا و دریاهای آزاد را پای پیاده پی میگیرند و در این سفر از شهرهای ویران و خطراتی که در کمین نشسته است، عبور میکنند. (اینجا انتقادی به تهیهکنندگان متن فارسی «جاده» وارد است که در تعریف اثر راه تحریف پیش گرفتهاند؛ در پشت جلد کتاب آمده است: «فاجعهای اتفاق افتاده و «آمریکا» نابود شده است.» حال آنکه رمان صریحا بر نابودی جهان تاکید میکند، نه آمریکا که در این صورت مسئله شکل دیگری پیدا میکرد. نمیدانم چنین تحریفی جنبه ایدئولوژیک دارد یا سهوی است. در هر صورت آدرس غلط به خواننده میدهد.)
سفر بهانه و تمهیدی است برای روایت؛ رسیدن از نقطه حقیقی A به B یا از شهری به شهری دیگر نقشه کلی داستان است و اتفاقاتی هم که در این راه رخ میدهد جزئیات نقشه محسوب میشود، اما از زاویهای دیگر، مفهوم «سفر» در این رمان یادآور تلاش زائران مسیحی است برای نیل به حقیقت. این زائران نقش بزرگی در تاریخ مسیحیت ایفا کردهاند و بسیاری از آنان نیز بنیانگذار فرقهای بودهاند. شکل صوری ماجرا این بود که به قصد زیارت شخص یا مکان مقدسی سختی راه را به جان میخریدند، اما تنهایی، یگانگی با طبیعت و تحمل دشواریهای مسیر میباید به بصیرتی ژرف منجر میشد. در رمان «جاده» هم پدر و پسرکی از پی فاجعهای که به ویرانی جهان انجامیده است راه سواحل جنوب غربی آمریکا را پیش میگیرند که شاید شرایط زیستی مناسبتری داشته باشد. هدف مقدس، ادامه بقای خود و نجات نسل انسانی است که دارد از بین میرود، اما حوادثی که در این راه طولانی و دشوار از سر میگذرانند در نهایت به بصیرتی خارق العاده رهنمونشان میکند که این نکته کلیدی داستان است. در آخرین صفحات کتاب، پدر در بستر احتضار، رستگاری و نجات پسرک را پیشگویی میکند: «بخت همیشه با ما بود. بخت با تو هم هست. خواهی دید. حالا برو... تو باید از آتش نگهداری کنی... [آتش] درون توئه. همیشه درون تو بوده. میتونم ببینمش.» (صفحه 264) اما خوانش زندگینامه مککارتی هم ما را به نکات جالبی میرساند که با برداشتهایمان همخوانی دارد. گویا او نیز تجربه سفر به شیوه زائران را دارد. در مقدمه رمان «جاده» میخوانیم: «تاثیرگذارترین واقعه در زندگی مککارتی شاید در نوجوانیاش اتفاق افتاده است. او پیش از تحصیل از زندگی خانوادگی چشم پوشید و پای پیاده از ساحل شرقی به جنوب غربی آمریکا رفت. در این مدت مانند قهرمان داستانهایش دست به دهان زندگی میکرد و زیر پلها میخوابید... او در پایان این سفر مانند عارفی مردم گریز چهار سال در آلاسکا، در انزوا اقامت کرد...» ( صفحه 7)
مفهوم «آخر زمان» یا نابودی جهان، مفهومی است عمیقا مذهبی و در این رمان، علت الامر همه چیز. جهان از پی آتشسوزی بزرگی نابود شده است، اما خواننده علت فاجعه را نمیداند و این تعلیق تا انتهای داستان ادامه مییابد. تنها معدودی از آدمها زنده ماندهاند، آواره و ژولیده که برای ادامه حیات به هر چیزی چنگ میاندازند. برخی از قتل و غارت ابایی ندارند و حتی از دریدن و خوردن یکدیگر. مواجهه با این آدمها بزرگترین خطری است که قهرمانان کتاب را تهدید میکند و فرار از آنها، پیچ و خمها و هیجان داستان. از این نظر رمان یک بعد جامعهشناسانه نیز پیدا میکند؛ اینکه در نبود نهادهای نظارتگر یا نهادهایی که همبستگی اجتماعی را سبب میشوند، آدمها بیشتر به توحش گرایش پیدا میکنند.
بر اساس روایات مذهبی تنها مومنان از مهلکه آخر زمان نجات مییابند، مومن به خدا، انسان و فضایل اخلاقی؛ قهرمانان «جاده» نیز گرچه چندان علائم آشکاری از ایمان به خدا بروز نمیدهند، اما در تمام گفتوگوهای خود ارزشهای انسانی و اخلاقی را واگویه میکنند. پس بدیهی است که رستگار شوند، اما رستگاری آنان را میتوان از زاویهای دیگر به عنوان تکنیک «پایان خوش» یا «پایان امیدبخش» رمانهای حادثهای هم تعبیر کرد.
و در پایان این پرسش به وجود میآید که چرا مفهوم آخر زمان به طور گستردهای در ادبیات و سینمای آمریکا نمود پیدا میکند. شاید علت آن را در رشد گروههای بنیادگرای مسیحی در آمریکا بتوان جستجو کرد که «اکنون مالک بسیاری از ایستگاههای رادیو تلویزیوناند.» (همان، صفحه 522) آنتونی گیدنز در کتاب «جامعهشناسی» مینویسد: «بنیادگرایی امروز در ایالات متحده آمریکا پرآوازهتر است تا دیگر کشورهای صنعتی.» (صفحه 522) قطعا این مسئله ریشههای تاریخی و اجتماعی قوی دارد که پرداختن به آنها موضوع بحثی دیگر است.
منابع:
1- گیدنز، آنتونی، 1385، جامعهشناسی، ترجمه منوچهر صبوری، نشر نی.
2- جاده، مقدمه کتاب، حسین نوشآذر، 1388، نشر مروارید.
* یکی از کتابهای مفید در زمینه شناخت ریشههای بنیادگرایی در آمریکا، کتابی است با عنوان «آخرالزمانی در همین نزدیکی» نوشته دکتر احمد صدری، استاد جامعهشناسی دانشگاه لیک فارست شیکاگو. عنوان این مقاله نیز برگرفته از همین کتاب است.
۱۷:۲۰ - نظرات(۸)
| نظرات خوانندگان | |||||||||||
| taha @ w | ۱۳۸۸/۱۲/۱۵ ۲۱:۵۹ لينک | ||||||||||
|
بی ادبی نباشه اما مرده شور قالب سایتتون راببرند. حداقل یک فید براش جفت و جور کنید که بدون دیدن این قالب از طریق گوگل ریدر بتونیم به نوشتههای شما دسترسی داشته باشیم |
|||||||||||
| احسان عابدی @ w | ۱۳۸۸/۱۲/۱۵ ۲۲:۳۶ لينک | ||||||||||
|
حالا شما هم زورتان به قالب سایت من رسیده؟ اما در مجموع حرفتان درباره فید سایت درست است. مشکلی پیدا کرده که به زودی برطرفش میکنم. |
|||||||||||
| فریاد ناصری @ w | ۱۳۸۸/۱۲/۱۵ ۲۲:۵۰ لينک | ||||||||||
|
جناب آقای عابدی برای همکاری با صفحه ی فرهنگ وهنر بهار از خانم منصوری راهنمایی خواستم و ایشان گفتند که شما مسئول صفحه هستید. آیا امکان همکاری باشما در این صفحه وجود دارد؟ آدرس وبلاگ خودم را هم گذاشتم تا نگاهی به یاداشت ها و مقالات بیندازید. ارادتمند فریاد ناصری |
|||||||||||
| احسان عابدی @ w | ۱۳۸۸/۱۲/۱۵ ۲۲:۵۸ لينک | ||||||||||
|
دوست گرامی، آقای ناصری. سعی من و همکارانم تابه حال این بوده که تنوع و تکثر دیدگاه ها را در روزنامه داشته باشیم. برای همین به پیشنهاد همکاری هیچ کسی جواب منفی نمی دهیم و اتفاقا از آن استقبال می کنیم. لطفا اگر پیشنهادی برای چگونگی همکاری دارید از طریق این ایمیل به من انتقال دهید: ehsanabedi@gmail.com |
|||||||||||
| مجید ملوحی @ w | ۱۳۸۸/۱۲/۱۸ ۲۲:۲۳ لينک | ||||||||||
|
سلام اقای عابدی عزیز من تازه با وبتون اشنا شدم و وب شما رو لینک کردم تو وبلاگم امید وارم شما هم افتخار بدین و ما رو لینک کنین ممنونم |
|||||||||||
| علي بزرگيان @ w | ۱۳۸۸/۱۲/۱۹ ۱۹:۵۵ لينک | ||||||||||
|
آقاي عابدي شما بنده را نمي شناسيد. يك سوالي داشتم. ميشه از اين سايت هايي كه براي خودتون درست كرده ايد،براي من هم درست كنيد. ممنونم به خدا |
|||||||||||
| احسان عابدی @ w | ۱۳۸۸/۱۲/۱۹ ۲۲:۵۵ لينک | ||||||||||
|
آقای بزرگیان شما خیلی لوس و بی مزه هستید. راستی پیغام منو به پیمان دادی؟ |
|||||||||||
| فرشته پناهي @ w | ۱۳۸۸/۱۲/۲۴ ۱۵:۰۸ لينک | ||||||||||
|
این روزها به زور هم که شده به روزم |
|||||||||||
|
|||||||||||
« صفحه قبلی | صفحه بعدی »
- فراخوان پنجمين دوره جايزه شعر خبرنگاران
- اعتراض دولتآبادی به کیمیایی [داستانی مربوط به سال 1352]
- نرخ بیکاری 6/14 درصد نیست. بالاى ۲۵ درصد است. [گزارش خبرگزاری مهر را بخوانید]
- وبلاگ دکتر مقصود فراستخواه [فضایی میان ذهنی برای اطلاعرسانی دیدگاهها و اطلاعیابی از ملاحظات خوانندگان]
- وقت افطار صدای تلویزیون را میبندیم و با صدای ربنا در موبایلمان، منتظر افطار میشویم [یادداشتی از حامد بهداد]
- نظرسنجی و دینداری [با نگاهی به کتاب "سنجههای دینداری در ایران"]
- دفاع مهدويكيا از كريمي: روزهخواری یعنی چه؟ چرا بايد درباره مسائل شخصي افراد تحقيق كرد؟
- دیدار سیدمحمد خاتمی با خانواده جواد ماهزاده
- نامه فرزند شهید سیدعلی موسوی به پدرش
- عقیدهپرستی [مصطفی ملکیان]
- محبوبترین کتاب داستانی وبلاگنویسان ایران[فراخوان نخستین دوره]
- روزنامه بهار هم توقیف شد [محسن فرجی]
- امسال بهار ندارد [علیرضا بهرامی]
- گفتوگوي فيليپ راث با ميلان کوندرا [این گفتوگو در سال ۱۹۸۰ منتشر شد]
- صبر و استقامت [ایمایان]
- زمزمههای دختر سافو
- سپینود
- مردادی کوچک
- پستچی همیشه دو بار زنگ میزند
- پارسیخوان
- شانای
- مرز آبی
- خوابگرد
- تورجان
- آق بهمن
- انگار نه انگار
- تادانه
- ایمایان
- کتابلاگ
- نامههای سوشیانت هزارم
- دفتر بیمخاطب
- روزنامهنگار ناموجود
- سیب گاززده
- غزلداستان
- یادداشتهای یک ژورنالیست آماتور
- حرفه؛ خبرنگار
- فریادنامه
- پرویز رجبی
- آدم و حوا
- کافه ناصری
- یک روز صبح در لندن
- مسیح علینژاد
- از زندگی
- باغ در باغ
- توکای مقدس
- چرکنویس
- یک پزشک
- دال
- نمای آینده
- ماهی سیاه کوچولو
- مداد
- وبنوشت
- جن و پری
- دیباچه
- پاکسیما
- خدای من
- ناتور
- در امتداد سکوت
- صحنهها
- رضا بهشتیمعز
- منصور نصیری
- کافه اوتوپیا
- سیزده
- کتابهای عامهپسند
- قصههای عامهپسند
- سیبستان
- www.farsiebook.com
- www.google.com
- www.google.com
- maatine.com
- mordadie-kochak.blogspot.com
- www.pouriaalami.blogspot.com
- xewnbaz.blogfa.com
- www.google.com
- www.natoor.com
- tourjan.com
- www.google.com
- tourjan.com
- www.seositecheckup.com
- www.google.com
- www.google.com
- www.google.com
- www.google.com
- www.haftan.com
- www.google.com
- tourjan.com
- امروز: ۳۹۶
- ديروز: ۵۴۰
- اين ماه: ۱۱۱۵۶
- از ابتدا: ۹۳۳۱۷۴
- شهريور ۱۳۸۹
- مرداد ۱۳۸۹
- خرداد ۱۳۸۹
- ارديبهشت ۱۳۸۹
- فروردين ۱۳۸۹
- اسفند ۱۳۸۸
- بهمن ۱۳۸۸
- دی ۱۳۸۸
- آذر ۱۳۸۸
- آبان ۱۳۸۸
- شهريور ۱۳۸۸
- مرداد ۱۳۸۸
- تير ۱۳۸۸
- خرداد ۱۳۸۸
- ارديبهشت ۱۳۸۸
- فروردين ۱۳۸۸
- اسفند ۱۳۸۷
- بهمن ۱۳۸۷
- دی ۱۳۸۷
- آذر ۱۳۸۷
- آبان ۱۳۸۷
- مهر ۱۳۸۷
- شهريور ۱۳۸۷
- مرداد ۱۳۸۷
- خرداد ۱۳۸۷
- ارديبهشت ۱۳۸۷
- فروردين ۱۳۸۷
- اسفند ۱۳۸۶
- بهمن ۱۳۸۶
- دی ۱۳۸۶
- آذر ۱۳۸۶
- آبان ۱۳۸۶
- مهر ۱۳۸۶
- شهريور ۱۳۸۶
- مرداد ۱۳۸۶
- تير ۱۳۸۶
- خرداد ۱۳۸۶
- ارديبهشت ۱۳۸۶
- فروردين ۱۳۸۶
- اسفند ۱۳۸۵
- بهمن ۱۳۸۵
- دی ۱۳۸۵
- آذر ۱۳۸۵
- آبان ۱۳۸۵
- مهر ۱۳۸۵
- شهريور ۱۳۸۵
- آبان ۱۳۸۴
- مهر ۱۳۸۴
- شهريور ۱۳۸۴
مديريت محتوا:
![]()
ASP-Rider PRO
طراحی:
![]()
Tarrahan
