۲ بهمن ماه ۱۳۸۶

مضحکه احساسات
درباره  "صورتي مايل به خون من"
 

علی مسعودی نیا
                                     [کلیک کنید] 

۲۲ خرداد ۱۳۸۸

تفالی به حافظ برای پیروزی میرحسین

 

 

به نظرم این شعر وصف امروز مردم ایران و فرزند عزیز این آب و خاک میرحسین موسوی است. 

***

ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمده‌ایم
از بد حادثه اینجا به پناه آمده‌ایم

رهرو منزل عشقیم و ز سرحد عدم
تا به اقلیم وجود این همه راه آمده‌ایم

سبزه خط تو دیدیم و ز بستان بهشت
به طلبکاری این مهرگیاه آمده‌ایم

با چنین گنج که شد خازن او روح امین
به گدایی به در خانه شاه آمده‌ایم

لشکر حلم تو ای کشتی توفیق کجاست
که در این بحر کرم غرق گناه آمده‌ایم

آبرو می‌رود ای ابر خطاپوش ببار
که به دیوان عمل نامه سیاه آمده‌ایم

حافظ این خرقه پشمینه بینداز که ما
از پی قافله با آتش آه آمده‌ایم

۱۵:۲۳ - نظرات(۲)

۱۹ خرداد ۱۳۸۸

گفت‌وگو با محمدجواد غلامرضا کاشی و کامبیز نوروزی

در آستانه نظم جدید
 
حالا همه چیز واقعی‌تر می‌نماید، انگار که تازه بیدار شده‌‌باشیم. در همین روزهای انتخابات است که خیلی چیزها را می‌فهمیم. آدم‌ها صریح‌تر حرف می‌زنند، خواست‌ها، میل‌ها و ایده‌هایشان را به یاد می‌آورند و در این روزهای انتخابات است که می‌فهمیم کجا ایستاده‌ایم. دلیل این سطرها نیز همین است. از دکتر محمدجواد غلامرضا کاشی و کامبیز نوروزی خواسته‌ایم که شمایی از موقعیت امروزمان ارائه دهند، از موقعیت امروز جامعه ایران، روشنفکران و کاندیداهای ریاست‌جمهوری. دکتر کاشی استاد دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی است و کامبیز نوروزی، حقوقدان. هر دو نیز معتقدند باید به میرحسین موسوی رای داد، اما هر کدام از زاویه‌ای خاص خود به ماجرا نگاه می‌کنند. نوروزی می‌گوید که موسوی می‌تواند پایانی باشد بر بحران نظم در ایران، اما کاشی استدلال نوروزی را حداقلی می‌داند و دلایل دیگری را برمی‌شمرد. این گفت‌وگو را می‌خوانید.


***

در روزهای اخیر بخشی از روشنفکران جامعه به صف حامیان آقای موسوی پیوسته‌اند، انگار که موجی پدید آمده‌باشد و این موج هم روشنفکران دینی را دربرمی‌گیرد، هم روشنفکران چپ و روشنفکران عرفی. آیا آقای موسوی می‌تواند چتری بالای سر همه این نحله‌های فکری باشد؟

نوروزی: می‌خواهم برداشت خودم را در این باره بگویم که الان جریان روشنفکری در ایران به دنبال چیست، چه روشنفکری دینی و چه نحله‌های دیگر روشنفکری. جامعه ما در بحرانِ نظم بسیار حادی به سر می‌برد. [کلیک کنید]

۱۲:۰۲ - نظرات(۰)

۱۸ خرداد ۱۳۸۸

یاس نو و یک قصه دیگر

خوشبختانه ۳ شماره روزنامه یاس نو را منتشر کرده‌ایم و هنوز توقیف نشده‌ایم. امیدوارم این روند ادامه پیدا کند. البته دفعه قبل که این روزنامه توقیف شد، ما یک رکورد جهانی ثبت کردیم؛ یک شماره روزنامه چاپ شد و بعد هم توقیفش کردند. فکر کنم این سریع‌ترین توقیف یک روزنامه باشد، مگر اینکه روزنامه را چاپ نشده، توقیف کنند که ما تجربه این یکی را هم داریم. چند سال قبل قرار بود روزنامه روز نو به جای نوروز منتشر شود که در نطفه خفه‌اش کردند و هیچ وقت هم چاپ نشد.
اما قصه امشب من چیست؟ نمی‌دانستم سایت یاس نو هم فعال شده‌است [کلیک کنید]. همین‌طوری بعد مناظره مهندس موسوی و شیخ مهدی کروبی به خودم گفتم سری به آدرس قبلی یاس نو بزنم که سورپرایز شدم. طرح جدید سایت به نظرم عالی‌ست. باید بپرسم طراحش کیست. 
مرور دوباره‌ای هم بر مطالب صفحه اندیشه داشتم که با کمک دوستان سروسامانش می‌دهم. پیشنهاد می‌کنم مطالب صفحه امروز را بخوانید، به‌خصوص یادداشت فوق‌العاده دکتر محمدجواد غلامرضا کاشی را که شب قبل بلافاصله پس از مناظره احمدی‌نژاد و کروبی نوشت[کلیک کنید]. به جز این، سه مطلب هم از دکتر محمدتقی قزلسفلی [کلیک کنید]، دکتر حسین سلیمی [کلیک کنید] و معصومه علی‌اکبری [کلیک کنید] درباره اخلاق و سیاست در این صفحه منتشر شده‌است که خواندنشان خالی از لطف نیست.
حیف که آرشیو دو شماره اول روزنامه موجود نیست. در این دو شماره هم مطالب جالبی منتشر شد که البته برخی از آنها را روی وبسایت سرو هم منتشر کردم، مثل گفت‌وگوی ثمینا رستگاری با خشایار دیهیمی [کلیک کنید] و همین‌طور یادداشت‌های فرزان سجودی [اینجا] و سوسن شریعتی [اینجا] که پیشنهاد می‌کنم آنها را هم بخوانید.
آخر این‌که، امشب میرحسین موسوی عالی بود. بسیار باقدرت و استوار ظاهر شد و پرده از دروغ‌ و نفاق برداشت. امیدوارم هر چه بیشتر مردم ایران مناظره موسوی و کروبی را دیده‌باشند. به امید پیروزی.

۰۱:۴۱ - نظرات(۰)

۱۶ خرداد ۱۳۸۸

هشداری جدی برای حامیان موسوی

به اس ام اس های مشکوک توجه نکنید!

احساس غریبی این روزها دارم؛ ملغمه‌ای از امید و ناامیدی و ترس و هیجان. همه چیز با سرعت عجیب و غریبی پیش می‌رود. می‌ترسم از فوران احساسات توده‌ها. به گمانم این همان چیزی‌ست که حامیان احمدی‌نژاد می‌خواهند تا از آب گل‌آلود ماهی بگیرند.
شب گذشته برایم یک اس ام اس آمد با این محتوا که به دنبال لغو همایش حامیان موسوی در استادیوم یکصد هزار نفری آزادی، این مراسم به صورت خودجوش در خیابان‌ها برگزار می‌شود.
من احساس می‌کنم این یک دام بزرگ است که از جانب مخالفان موسوی طراحی شده‌است. حداقل اینکه می‌توانند وانمود کنند که هواداران موسوی و اصلاح‌طلبان آنارشیست هستند و مخالف نظم عمومی. این همان چیزی‌ست که دیشب در برنامه «منطقه آزاد» سعی در القای آن داشتند. در این برنامه صحنه به گونه‌ای طراحی شده‌بود که هواداران موسوی مشتی اراذل و اوباش و آنارشیست جلوه کنند. 
به نظرم در این شرایط فقط باید به ستاد انتخاباتی موسوی توجه کرد. اصلا فلسفه ستاد همین است که مسائل را مدیریت کند. مطمئنم ستاد با هر کاری که نظم عمومی را تهدید کند، مخالف است. حامیان موسوی باید رهنمودهای خودشان را از این ستاد بگیرند و توجهی به این اس ام اس های مشکوک نداشته‌باشند.  

۱۰:۱۹ - نظرات(۲)

۱۵ خرداد ۱۳۸۸

براي رهايي از دروغ...

دوستان، رفقا، اجازه بدهيد با هم راحت صحبت كنيم، بدون تكلف؛ فقط يك هفته فرصت باقي‌ست كه از اين لجن‌زار بيرون بياييم. پيروزي ما نزديك است، اما به اين شرط كه لحظه‌اي در هدف مقدسي كه داريم ترديد نكنيم. من هميشه به دوستانم مي‌گفتم، گاهي اوقات آدم در اوج نااميدي مي‌جنگد و پيروز مي‌شود. امروز اين پيروزي را نزديك مي‌بينم. پس برای آزادي ايران از ريا، دروغ و فساد همه تلاش خود را می‌کنیم.
يك خبر اميدواركننده هم دارم؛ روزنامه «ياس نو» از فردا دوباره منتشر مي‌شود، روزنامه‌اي كه حامي ميرحسين موسوي است و مي‌تواند در اين يك هفته نقش مهمي ايفا كند.

پی‌نوشت: دوستی تذکر داد که در این یادداشت از عبارات توهین‌آمیز استفاده کرده‌ام. راستش، من خودم با این ادبیات مشکل دارم، اما گاهی... دوستم ادب و متانت میرحسین را به یادم آورد و اینجا نزد او سر خم کردم و پذیرفتم واژه‌های توهین‌آمیز را از نوشته‌ام حذف کنم، هر چند که این واژه‌ها را همه این روزها فریاد می‌زنند، مثلا دروغگو.


مطالب مرتبط:

بیش از 800 هنرمند از موسوی حمایت می‌کنند [كليك كنيد]
ادب مرد به ز دولت اوست [بیانیه میرحسین خطاب به ملت]
تكنيك‌هاي جنگ رواني احمدي‌ن‍ژاد [عباس كاظمي]
خجسته باد اين پيروزي [ملكوت]
براي ايران [پدرام رضايي‌زاده]
آقای موسوی من هم به شما علاقه‌مندم! [سپينود ناجيان]
ساكت! [سيدرضا شكراللهي]
ميرحسين، پيروز متين اين مناظره بي‌نظير [فهيمه خضرحيدري]
محض اطلاع  [حسين جاويد]
میرحسین احمدی‌نژاد را قاطعانه شکست داد [امير عليزاده]
موسوی «آدم» شد! [آق بهمن] 

۱۵:۱۳ - نظرات(۰)

۰۹ خرداد ۱۳۸۸

روشنفكران در آستانه انتخابات؛

آنها كه رنگ سبز را انتخاب كردند
 
دیگر صدای تحریم انتخابات نمی‌آید. این شاید روشن‌ترین وجه تفاوت روشنفکران امروز با دیروزی باشد که آینده را با عینک سی و چهل سال قبل می‌دیدند. چهار سال تجربه‌ي گرانی بود که دریابیم تغییر، امری تدریجی و بطئی است و مستلزم صبر؛ و اکنون در آستانه انتخابات دهم ریاست‌جمهوری به نظر می‌رسد روشنفکران ما گامی به پیش نهاده‌اند. صرف‌نظر از آنچه روشنفکران به کدام کاندیدا تمایل بیشتری دارند، همین که در این روزها وارد گود انتخابات شده‌اند و مردم را به پای صندوق‌های رای دعوت می‌کنند، نشان از واقع‌گرایی دارد که سالیان قبل کمرنگ و کمرنگ‌تر بود. با این وجود آرایش روشنفکران و صف‌بندی آنان در این دوره انتخابات امری قابل تامل است و گویای اعتبار و وزن کاندیداهای ریاست‌جمهوری. در این میان به نظر می‌رسد تنها دو کاندیدای اصلاح‌طلبان توانسته‌اند توفیق حمایت روشنفکران را داشته‌باشند و این روشنفکران اصطلاحی كلي است که هم روشنفکران دینی را دربرمی‌گیرد و هم روشنفکران عرفی و...
پیش از این خبر حمایت دکتر عبدالکریم سروش از مهدی کروبی منتشر شده‌بود و همین‌طور عمادالدین باقی و این روزهای آخر بابک احمدی که در کنار تکنوکرات‌هایی چون محمدعلی نجفی، غلامحسین کرباسچی یا نمایندگان ادوار تحکیم وحدت و... بی‌تردید می‌توانند به رونق و شکوه انتخابات یاری برسانند. اما بشنویم از حامیان روشنفکر میرحسین موسوی و ما با سیدمحمد خاتمی آغاز می‌کنیم که مخالفانش وجه روشنفکری‌اش را نقد می‌کنند و دوستدارانش ستایش. 

[کلیک کنید]

۲۳:۵۲ - نظرات(۴)

۰۴ خرداد ۱۳۸۸

گفت‌وگوی اختصاصی با نیکی آر.کدی

تحريمي‌ها خودشان را دست بالا گرفته‌اند

توضيح: اين مصاحبه را چند ماه قبل انجام داده‌بودم، زماني كه در روزنامه اعتمادملي بودم. اما قسمت اين بود كه در روزنامه فرهيختگان منتشر شود. از يك نظر هم بد نشد. نيكي كدي در اين مصاحبه اشاره‌اي هم به تحريمي‌هاي انتخابات دارد كه بي‌مناسبت با اين روزها نيست. در ادامه مصاحبه هم مي‌توانيد اتوبيوگرافي نيكي آر.كدي را با ترجمه سپيده جديري بخوانيد، به علاوه كتابشناسي او.  

***

وسوسه گفت‌وگو با «نیکی آر.کدی» زمانی به سراغم آمد که کتاب «نتایج انقلاب ایران» را خواندم. آن‌قدر سبک و سیاق مولف در روایت تاریخ برایم جالب بود که کتاب را یک روزه خوانده‌بودم؛ رویدادها پشت سر هم ردیف می‌شدند، از ابتدای انقلاب تا سال‌های آخر ریاست‌جمهوری سیدمحمد خاتمی؛ مثل فیلمی که روی دور تند گذاشته‌شود، همه چیز به سرعت پیش می‌رفت. هر سطر کتاب حاوی اتفاقی بود و نویسنده تنها با چند کلمه و عبارت کوتاه به عمق می‌رسید؛ ایجازی که مثل جادو می‌مانست و این جادو تنها از «نیکی آر.کدی» برمی‌آید. استاد دانشگاه کالیفرنیا قریب به نیم قرن است که رویدادهای ایران را رصد می‌کند، حتی امروز که بیمار است. چندین عنوان کتاب و ده‌ها مقاله درباره ایران نوشته‌ که مهم‌ترین آن شاید «ریشه‌های انقلاب ایران» باشد، کتابی که دو سال پس از انقلاب ایران نوشته‌شد و نویسنده سال‌ها بعد در صدد تکمیل آن برآمد. در واقع، «نتایج انقلاب ایران» ادامه‌‌ای است بر کتاب «ریشه‌های انقلاب ایران»... به نیکی آر.کدی پیشنهاد یک مصاحبه مکتوب دادم. برایم نوشت که بیمار است و تنها می‌تواند چند سئوال را خیلی کوتاه پاسخ دهد. همان را هم غنیمت دانستم که حاصلش متن زیر شد.

خيلي‌ها معتقدند كه دولت آقاي كلينتون خواهان پايان دادن به بحران روابط تهران - واشنگتن بود، اما همان‌طور كه در كتابتان نوشته‌ايد، آقاي كلينتون سخت‌ترين تحريم‌ها را عليه ايران تصويب كرد. آيا اين اشتباه تاريخي بزرگي نيست كه تنها به خاطر چند تعارف سياسي، دولت وقت آمريكا را مشتاق به برقراري روابط بدانيم و از آن سو دولت آقاي خاتمي را ناتوان در برقراري چنين رابطه‌اي؟
از سئوال‌هایتان و علاقه‌ای که به کتاب من نشان داده‌اید و همچنین به اين خاطر که دیدگاه‌های مرا در سؤال‌هایتان مطرح کرده‌اید، سپاسگزارم. نمی‌دانم منظور شما از «اشتباه تاریخی بزرگ» چیست. اشتباه چه کسی؟ به نظر من از بد اقبالی بوده‌است که کلینتون و خاتمی، هر دو توسط افرادي افراطی محدود شده بودند و بنابراین، فراروی از آنچه در عمل انجام می‌دادند، اگر برایشان غیرممکن نبوده باشد، دشوار بوده‌است. مسلماً این را می‌توان فرصتی از دست رفته به شمار آورد. امروز، افراطیون هر دو طرف به كل، مخالف مذاکرات مؤثر و هدفمند هستند، اما افراد بسیاری نیز در هر دو طرف وجود دارند که طرفدار چنین مذاکراتی هستند چرا که آن را بهترین وسیله برای دوری گزیدن از جنگ می‌دانند. [كليك كنيد] 

۲۰:۲۱ - نظرات(۱)

۰۱ خرداد ۱۳۸۸

آنتوني گيدنز هشدار مي‌دهد*

خطراتي كه زمين را تهديد مي‌كند

گمان نمي‌رود فرياد سبزها و گروه‌هاي حافظ محيط زيست به جايي برسد. نه، هيچ كدام آنها نمي‌توانند سياره‌مان را نجات دهند از دست آنچه تهديدش مي‌كند. تنها يك حركت جهاني لازم است، يك موج بزرگ كه همه شهروندان زمين را در بربگيرد، پير و كودك و جوان، سياست‌مدار و عامي، زن و مرد: پيش به سوي نجات زمين، نجات خود و آيندگان‌مان.
خطرات ناشی از تغییر آب و هوا جدی‌تر از آن است که به نظر می‌رسد. در حالی که سیاستمداران و شهروندان معمولی جهان سرگرم رتق و فتق مسائل زودگذر جامعه و زندگی خود هستند، سیاره‌مان را خطری بزرگ تهدید می‌کند‌ که همان افزایش روزافزون دما است.
این رخداد دستمایه آنتونی گیدنز برای نوشتن جدیدترین کتاب خود شده‌است، کتابی با نام «سیاست تغییرات آب و هوا». گیدنز در این کتاب به همه آدم‌ها هشدار می‌دهد و آنان را از این خطر بزرگ آگاه می‌کند.
بیل کلینتون یکی از اولین کسانی‌ست که پیام گیدنز را دریافت کرد تا همه را به خواندن این کتاب دعوت کند. بر روی جلد کتاب گیدنز، این جمله از رئیس‌جمهور سابق آمریکا نقل شده‌است: «این کتاب یک مطالعه موردی درباره بزرگ‌ترین چالش عصر ماست، یعنی مسئله تغییرات آب و هوا. من همه را به خواندن این کتاب دعوت می‌کنم.»
در سایت Polity (ناشر کتاب) نیز جدیدترین اثر گیدنز این‌چنین معرفی شده‌است: «مسئله تغییر آب و هوا به عنوان یک مسئله عمومی و مشترک برای همه انسان‌ها تفاوت بسیاری با دیگر مسائل انسان‌ها دارد که اگر از آن غافل شویم نتیجه یک فاجعه خواهد بود؛ گرچه هنوز بسیاری از مردم و سیاست‌گذاران، آن‌قدر که باید به این مسئله توجه نمی‌کنند... شاید به نظر برسد که سیاستمداران از این خطر آگاه شده‌اند، اما متاسفانه حرف‌ها و موضع‌گیری‌های آنان دراین‌باره بیشتر در حد یک اشاره یا نوعی ژست است تا اینکه ناشی از نگرانی واقعی آنان باشد؛ خواه محافظه‌کار باشند و خواه رادیکال.
البته مداخله دولت‌ها و تصمیمات سیاستمداران دراین‌باره چه در سطح محلی و چه در سطح بین‌المللی، می‌تواند تاثیر مثبتی روی آب و هوا داشته‌باشد، اما در غیراین‌صورت ما نمی‌توانیم مانع از گرم شدن روزافزون دمای زمین شویم. در این شرایط آنتونی گیدنز با استدلالات خود ثابت کرده‌است که ما یک سیاست سیستماتیک در مورد تغییرات آب و هوا نداریم.
سیاست طبق معمول به ما اجازه پرداختن به این مسئله را نمی‌دهد. در عین حال فعالیت‌های گروه‌های منتقد سیاست‌های رسمی کشورها، مثل احزاب سبز هم کافی نیست. گیدنز با در نظر گرفتن همه این‌ها مجموعه‌ای از مفاهیم و طرح‌های جدید را معرفی می‌کند بلکه این کاستی‌ها برطرف شود. این کتاب به یک اثر کلاسیک تبدیل خواهد شد و جذابیت زیادی دارد برای همه کسانی که فکر می‌کنند چگونه می‌توان از عهده بحرانی که تمدن ما را تهدید می‌کند، بربیاییم.»
اما پيام گيدنز در ايران چقدر خريدار دارد؟ بر ما معلوم نيست كه كسي اين كتاب را در دست ترجمه دارد يا نه؛ گرچه در ايران هستند كساني كه هم‌صدا با گيدنز و همه گروه‌هاي حافظ محيط زيست در جهان باشند، اما به نظر مي‌رسد ما در اين زمينه با كمبود جدي منابع مطالعاتي مواجه هستيم. در اين شرايط ترجمه كتاب گيدنز مي‌تواند مقدمه‌اي باشد بر يك جنبش اجتماعي، خاصه آنكه اين جامعه‌شناس بريتانيايي به واسطه ترجمه‌هايي كه از اثارش انجام شده‌است، در ايران مرجعيت علمي دارد.

*متنی را که خواندید، برای روزنامه فرهیختگان نوشته‌بودم که روز چهارشنبه، 29 اردیبهشت در اولین شماره آن منتشر شد.

 

۱۰:۴۱ - نظرات(۰)

۳۰ ارديبهشت ۱۳۸۸

به موسوی رأی دهیم، به خاطر زنان و شعر*

سپیده جدیری

یک ادیب یا یک هنرمند تا چه میزان می‌تواند موضع‌ سیاسی خود را آشکار کند و انگِ سیاسی بودن بر پیشانی‌اش نخورد؟ و اصلاً جریان این «انگِ سیاسی بودن» چیست که همه ما این‌قدر از آن واهمه داریم و فراموش کرده‌ایم که تا همین سی سال پیش، این ادبا و به ویژه شاعران بودند که مهم‌ترین نقش را در پیروزی یا شکست یک جریان سیاسی در ایران ایفا می‌کردند؟ 

برمی‌گردم به همین زمستان 87 که آقای خاتمی تازه کاندیداتوری‌اش را اعلام کرده بود و من با چند خانم شاعر تماس گرفتم که اگر موافق باشند، با توجه به شناختی که همه ما از رویکردهای فرهنگی آقای خاتمی داریم، بیانیه‌ای را در حمایت از کاندیداتوری ایشان و به نیابت از سوی شاعران امضا کنیم. پاسخ همه یکسان بود: «به خاتمی رأی می‌دهم اما نمی‌خواهم وارد بازی‌های سیاسی شوم!» جالب این که این خانم‌ها مشتی نمونه خروار از شاعران و نویسندگانی بودند که در این چهار سال، هر روزنامه و مجله‌ای را که باز می‌کردید، به گفتاری از آنها در اعتراض به وضعیت ممیزی و بلاتکلیفی کتاب‌هایشان در وزارت ارشاد برمی‌خوردید. این است که باور کردم که ما جماعت اهل ادب به جای این که به دنبال راهکار و راه حلی برای تغییر وضعیت باشیم، فقط عادت به غر زدن پیدا کرده‌ایم؛ غر زدن‌هایی که تجربه این چهار سال ثابت کرده گوش شنوایی هم برایشان وجود ندارد و از شدت تکرار، به کلیشه تبدیل شده‌اند. برگردیم به قضیه «انگِ سیاسی بودن». معتقدم که این انگ مدت‌هاست بر پیشانی شاعران و نویسندگان ایران خورده است، شاید بی آنکه خود بدانند. سؤال این است که اگر نهادهای قدرت به شاعر و نویسنده ایرانی به عنوان چهره‌ای سیاسی یا دست کم تأثیرگذار در جریان‌های سیاسی نگاه نمی‌کنند، پس دلیل این همه سانسوری که در کتاب‌های این قشر - و چه بسا بیش از کتاب‌های چهره‌های سیاسی – اعمال می‌شود، چیست؟ گناه من شاعر چیست که چون طبق تعریف وزارت ارشاد، نامم در فهرست «شاعران انقلاب» نگنجیده است، حق ندارم از «خدا» در شعرهایم یادی بکنم؟ چرا کافه‌ کتاب‌ها فقط به این دلیل که پاتوقی برای شاعران و نویسندگان و تجدید دیدارها و تبادل نظرهای صرفاً ادبی آنها محسوب می‌شدند، پشت سر هم تعطیل شدند؟ چرا اغلب سخنرانی‌هایمان در دانشگاه‌ها و دیگر مکان‌های عمومی لغو می‌شود؟ چرا وب‌سایت‌ها و مجلات ادبی و فرهنگی که موضع‌گیری سیاسی هم ندارند، پشت سر هم فیلتر و توقیف می‌شوند؟ چندی پیش شاهد اتفاق عجیب و خنده‌داری بودم؛ در یکی از وب‌سایت‌هایی که اعضاء آن می‌توانند عنوان کتاب‌های مورد علاقه‌شان را به اشتراک بگذارند (Goodreads)، به ناگهان پروفایل تمام مؤلفان ایرانی فیلتر شد، فرقی هم نداشت چه کسی باشید، فقط کافی بود پروفایل خود را تحت عنوان Author تشکیل داده باشید تا رسماً فیلتر شوید! جالب اینجاست که پروفایل بقیه اعضاء ایرانی و خارجی آن وب‌سایت، حتی اگر حاوی عکس‌های غیر اخلاقی هم بود، فیلتر نشده بود! البته این فیلترینگ عجیب، چندی بعد و شاید به دلیل وجه آبروریزی قضیه برطرف شد.

بگذریم، آقای خاتمی از کاندیداتوری ریاست جمهوری انصراف دادند و حالا نگاه امیدوار اهل فرهنگ به سوی آقای میرحسین موسوی برگشته است. بر این باورم که دیگر فرصتی برای استخاره باقی نمانده است و ما اهل ادب نیز باید به جمع دوستان هنرمندمان که چندی است حمایت خود را از کاندیداتوری آقای موسوی اعلام کرده‌اند، بپیوندیم و خصلت محافظه‌کاری را که در این سال‌ها به آن عادتمان داده‌اند، کنار بگذاریم؛ چرا که حتی اگر دولت فعلی برنده انتخابات شود، تهدیدی بیش از آنچه در این چهار سال در معرض آن قرار گرفته بودیم، متوجه ما نخواهد شد و بالاتر از سیاهی رنگی نیست.

بهانه‌های زیادی برای رأی دادن به آقای موسوی وجود دارد، چه برای اهل فرهنگ و چه عامه مردم. من اما از جایگاه یک شاعر و از جایگاه یک زن به ایشان رأی می‌دهم: 

به خاطر شعر، به دلیل این جمله‌ ایشان حین بازدید از نمایشگاه کتاب: «با سیاست‌های تحدیدی و ممنوعیت‌آور امروز مخالفم.» و مهم‌تر از آن، این جمله در بیانیه انتخاباتی‌شان: «آمده‌ام تا از آزادی اندیشه و بیان پاسداری کنم» که به معنای مخالفت با سانسوری است که کم کم دارد اندیشه، شعر و ادبیات را در ایرانی که زمانی به «سرزمین شعر» شهره بود، به نابودی می‌کشاند؛ 

و به خاطر زنان، چون بارها و بارها همصدا با همسر گرانقدرشان از لزوم رفع تبعیض جنسیتی و دفاع از حقوق زنان گفته‌اند، چون رسماً مخالفت خود را با لایحه زن‌ستیز «حمایت از خانواده» اعلام کرده‌اند، چون در رفتار و منش خود نشان داده‌اند که برای جایگاه زن احترام خاصی قائلند. 

این را دعوتنامه‌ای فرض کنید برای حمایت از مهندس میرحسین موسوی، که امیدوارم شاعران و نویسندگان‌مان به آن پاسخ گویند.

* این متن روز گذشته در وبسایت سرو [اینجا] منتشر شد. 

۱۰:۴۲ - نظرات(۴)

۲۶ ارديبهشت ۱۳۸۸

بوی یاس نو

خوشحالم که امروز «یاس نو» منتشر شد. از کیفیت چاپ و کاغذ روزنامه که بگذریم به نظرم محتوای خیلی خوبی داشت. این را از نظر وقت کمی که تحریریه و فنی روزنامه داشت، می گویم واگرنه، معلوم است که باید خیلی بهتر از این‌ها بشود. در این شرایط که هر روز «اعتمادملی» و «کیهان» میرحسین موسوی را تخریب می‌کنند، روزنامه «یاس نو» می‌تواند مقابل این موج منفی بایستد.
امروز در «یاس نو» صفحه‌ای نداشتم از آنجا که تعداد صفحات اندیشه و تاریخ، 5 صفحه در هفته است، یعنی از یکشنبه تا پنج‌شنبه. با این حال مصاحبه‌ام با خسرو طالب‌زاده در صفحه فرهنگ و هنر [اینجا] منتشر شد که پیشنهاد می‌کنم آن را بخوانید. مصاحبه درباره نظام ممیزی پیش از انتشار کتاب در ایران است و طالب‌زاده از تجربیات خودش در اداره کتاب ارشاد در دوره اصلاحات گفته. این مصاحبه اطلاعات جالبی درباره نظام ممیزی به دست می‌دهد که شاید از آن بی‌خبر باشید.


نظام ممیزی کتاب در گفت‌وگو با خسرو طالب‌زاده

حذف ممیزی، آنارشیسم به وجود نمی‌آورد

این روزها که روزهای برگزاری نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران است، بیش از هر زمان دیگری سیاست‌های وزارت ارشاد در زمینه ممیزی خود را نشان می‌دهد. در این دوره بیش از هر زمانی سخت‌گیری درباره انتشار و حتی توزیع کتاب باب شده‌است و هر روز خبری از توقیف و لغو مجوز و معطلی کتاب‌ها پشت ممیزی می‌رسد و نه تنها تکذیب نمی‌شود که از آن دفاع هم می‌شود. چه اتفاقی افتاده‌است که اوضاع به این حال برگشته‌است؟ [کلیک کنید]

۲۲:۰۳ - نظرات(۳)

۲۴ ارديبهشت ۱۳۸۸

زندگی و شعر سافو در گفت‌وگو با علی عبداللهی

شاعری در ردیف الهه‌گان هنر

«برخی شمار الهه‌گان هنر را 9 می‌دانند، پیداست که چه اندک‌اند! زین پس شمارشان را 10 بدان! و دهمین‌شان سافو است.» افلاطون
پیداست که شاعر بزرگی‌ست، آن که افلاطون ستایشش می‌کند و در همه این هزاره‌ها خوانده‌ می‌شود و خوانده‌می‌شود، گو اینکه تغییر فصل‌ها چیزی از طراوتش کم نمی‌کند. سخن سر سافو است، شاعری که 6 قرن پیش از میلاد مسیح در یونان زیست، در دوران هرمس‌ها، آپولون‌ها و دیگر خدایگان و چنین سرود: «باور دارم / که هر چه بازوهای‌ام را باز کنم / باز هم نمی‌توانم آسمان را / در آغوش گیرم.»
زندگی و شعر سافو را در گفت‌وگو با علی‌ عبداللهی مرور کرده‌ایم، به بهانه ترجمه شعرهای او که چندی پیش با عنوان «بر مهراب تو، بز سپید من» توسط نشر مشکی چاپ شد. همراه ما باشید.  

***

اگر موافق باشید، گفت‌وگو را با سئوالی درباره احساس شخصی‌تان نسبت به شعرهای سافو آغاز کنیم. فرض کنید که بخواهید سافو را در چند جمله معرفی کنید. چه می‌گویید؟
سافو شاعر عشق و زندگی است که روان زنانه را به خوبی کاویده و بی پروا احساسات زنانه را بیان می کند. ضمن اینکه همانند تمام متفکران و شاعران باستانی با طبیعت رفاقت دارد و مستقیماً از آن الهام می گیرد. سافو به زنان به عنوان آفریده هایی همسنگ مردان می نگرد و زیبایی، وقار و شکوه آنها را می سراید. [کلیک کنید]

۲۲:۳۱ - نظرات(۰)

۱۳ ارديبهشت ۱۳۸۸

گفت‌وگوی مجله برایت‌ لایتز با خسرو سینایی*

نه شومن هستم، نه یک تاجر خوب

میشل آبکاسیس
ترجمه: سپیده جدیری

میشل آبکاسیس استاد دانشگاه آکسفورد است که در زمینه سینمای ایران و فرانسه تخصص دارد، به نحوی که چندین و چند کتاب و مقاله در تحلیل این دو سینما نگاشته‌است. در ایران هیچ فیلمساز خوبی نیست که آبکاسیس او را نشناسد و فیلم خوبی هم نیست که ندیده باشد. از این نظر گفت‌وگوی او با خسرو سینایی می‌تواند جالب باشد، گفت‌وگوی یک منتقد و محقق غربی که به جریان‌های سینمای ایران اشراف دارد با فیلسماز محبوب و باسابقه‌ای چون خسرو سینایی.
آبکاسیس در معرفی خسرو سینایی برای خوانندگان مجله برایت لایتز نوشته‌است: «خسرو سینایی با بیش از صد فیلم سینمایی و مستند در کارنامه‌اش، نه تنها یک کارگردان مجرب با 40 سال سابقه فعالیت سینمایی که یکی از معروف‌ترین پژوهشگران ایرانی به شمار می‌آید. فیلم‌های او منحصربفردند: کاملاً ظریف و هنرمندانه. او که بسیار به ندرت به گفت‌وگویی تن می‌دهد، درباره حرفه، فیلم‌ها و پروژه‌هایش با ما به گفت‌وگو نشسته است.»

***

شما یکی از پرکارترین فیلمسازان ایرانی هستید؛ بیش از صد فیلم دارید. فیلم‌های شما بیانگر نوعی حساسیت و زیبایی شناسی است که در سینمای مدرن ایران منحصربفرد است. درباره پیشینه خودتان و این که چطور شد به فیلمسازی روی آوردید، بیشتر برایمان بگویید.
من در خانواده‌ای متولد شدم که بیشترشان پزشک بودند (پدرم، برادرم، عموهایم و...). به این ترتیب، هنرمند شدن در خانواده ما رسم نبود. اما وقتی حدوداً دوازده ساله بودم، شروع به شعر سرودن کردم و این نخستین گامی بود که بر خلاف سنت خانواده‌ام برداشتم. تقریباً همان زمان بود که با جدیت شروع کردم به یادگرفتن آکاردئون، که در آن سال‌ها ساز خیلی محبوبی بود؛ در عین حال، در کلاس‌های خصوصی نقاشی هم ثبت نام کردم (که البته در این زمینه زیاد مستعد نبودم). در سال 1958، به وین رفتم تا در آنجا معماری و آهنگسازی بخوانم. [کلیک کنید]

۰۹:۴۷ - نظرات(۰)

۰۱ ارديبهشت ۱۳۸۸

دیدگاه‌های رسانه‌ای بوردیو در گفت‌وگو با ناصر فکوهی

‫«روشنفکر فوری» نباشیم*

نقد پیر بوردیو دشوار است، به‌خصوص اگر در جایگاه یک روزنامه‌نگار باشی. فرقی هم نمی‌کند که جامعه‌شناسی خوانده‌باشی یا نه. بوردیو استاد بزرگ جامعه‌شناسی‌ست و نقد او کار تو نیست. شاید اگر کتاب بوردیو «درباره تلویزیون و سلطه ژورنالیسم» نبود، تنها به بازخوانی آرای او اکتفا می‌کردیم و بس، اما این کتاب حاوی مطالبی‌ست درباره روزنامه‌نگاری و تاثیرات پنهان رسانه‌های جمعی. نکته آنکه بوردیو لبه تیز نقد خود را به سمت روشنفکرانی نشانه رفته‌است که مرتب در گفت‌وگوهای تلویزیونی و یا روزنامه‌ای حاضر می‌شوند. بوردیو آنها را روشنفکران فوری می‌نامد که گفته‌هایشان سطحی‌ست و به تثبیت وضعیت موجود منجر می‌شود، مانند خیلی از برنامه‌های تلویزیون و یا نوشته‌های روزنامه‌ها. معتقدم، حتی اگر با خیلی از دیدگاه‌های بوردیو در این کتاب موافق نباشیم، باز چیزی از اهمیت کتاب او کم نمی‌شود. از این رو با دکتر ناصر فکوهی گفت‌وگویی مکتوب ترتیب داده‌ایم، آن هم نه به عنوان مترجم کتاب، بلکه به عنوان یک چهره آکادمیک که شناخت کافی از بوردیو دارد. باشد که این جامعه‌شناس فرانسوی و دیدگاه‌های رسانه‌ای او را بهتر درک کنیم.

ترجیح می‌دهم قبل از هر سئوالی برای ترجمه این کتاب تشکر کنم تا جلوی سوتفاهم‌های احتمالی را بگیرم. کتاب بوردیو نکته‌های فوق‌العاده جالبی درباره اثرات تلویزیون، ژورنالیسم و... داشت، اما بیشتر از آنکه گفته‌های او را تحسین کنم، تمایل به نقد آنها دارم. حالا گفت‌وگو را با این سئوال آغاز می‌کنم که آیا بوردیو خیلی بدبین نیست؟ چه درباره کسانی که با تلویزیون و نشریات همکاری می‌کنند و چه درباره اثرات رسانه‌های جمعی؟
نکته نخست اینکه دلیلی برای هیچ سوء تفاهمی نمی بینیم. ترجمه یک کتاب به معنی پذیرش بدون قید و شرط مطالبی که در آن آمده نیست و به خصوص باید بر این نکته مهم، که اغلب خوانندگان ایرانی آن را نادیده می گیرند، توجه داشت که هر کتابی را باید با توجه به زمینه‌های تاریخی، فرهنگی، نهادینه و ایدئولوژیک و ... آن مطالعه کرد و از دست زدن به تعمیم‌های بی پایه و ساده و سطحی اندیشانه پرهیز کرد و بنابراین باید درک کرد که کتاب عاملی است برای برانگیخته شدن به تقکر و تامل و نه ابزاری از پیش آماده برای حل مشکلات، آن هم به صورتی مکانیکی و خودکار. [کلیک کنید]

۱۶:۱۱ - نظرات(۳)

۲۵ فروردين ۱۳۸۸

گزارشی از مواضع فرهنگی نامزدهای اصلاح‌طلب

راهی به رهایی

دیگر زمانی تا انتخابات نمانده‌است. کمتر از دو ماه بعد مشخص خواهد شد که برنده دهمین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری چه کسی‌ست؛ یکی از کاندیداهای اصلاح‌طلبان؟ محمود احمدی‌نژاد؟ یا اصول‌گرایی دیگر؟
اما آنچه این روزها جالب توجه می‌نماید شعارهای انتخاباتی کاندیداهاست و از آنجا که هنوز هیچ چهره شاخصی به جز مهندس میرحسین موسوی و حجت‌الاسلام مهدی کروبی اعلام کاندیداتوری نکرده‌است، این دو اصلاح‌طلب در کانون توجهات قرار دارند؛ یکی با حمایت اکثریت احزاب و گروه‌های اصلاح‌طلب و دیگری به پشتوانه حزبی که خود دبیرکل آن است قدم به عرصه رقابت گذاشته‌اند و هر روز که می‌گذرد گوشه‌ای از اعتقادات و دیدگاه‌های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی آنان آشکار می‌شود.
سخن از فرهنگ شد؛ به نظر می‌رسد چالش‌برانگیزترین بخش برنامه‌های هر کاندیدایی در این دوره از انتخابات، برنامه‌های فرهنگی - اجتماعی او باشد از آن رو که بزرگ‌ترین وجه تفاوت گروه‌های سیاسی ایران دیدگاه‌های فرهنگی آنان است و بسیاری از کنش‌های آنان را از این زاویه می‌توان تحلیل کرد. جریانی معتقد به آزادی‌های فرهنگی - اجتماعی و بالطبع باز کردن فضای رسانه‌ها، تسهیل انتشار کتاب و عرضه آثار هنری‌ست و جریانی دیگر نگران به تاراج رفتن اعتقادات و سنت‌های خود به تحدید آزادی اجتماعی و فعالیت‌های فرهنگی می‌اندیشد.

پس بی‌ارتباط نیست که اصحاب رسانه‌ها - راست و چپ - برای اعلام نظر درباره کاندیداها به برنامه‌های فرهنگی - اجتماعی آنان تکیه می‌کنند و دیگر ناظران وقایع سیاسی ایران نیز برای رسیدن به تصمیم، این وجه از اندیشه کاندیداها را مورد توجه بیشتری قرار می‌دهند.[کلیک کنید]

۲۰:۵۷ - نظرات(۱)

۲۴ فروردين ۱۳۸۸

راهی که میرحسین رفت

بله، موسوی آزادی‌خواه است. این چیزی بود که انتظارش را داشتیم، اما بیان نمی‌کردیم. موسوی اصلاح‌طلب است. این را هم می‌دانستیم و باز ترجیح می‌دادیم ابتدا خود بگوید. حالا خوشحالیم - من و همفکرانم - که اعتقادات او در رفتار سیاسی‌اش نیز نمود یافته‌‌است.
شاید اطلاعیه او درباره خانم فاطمه رجبی ستایش‌برانگیز و نشانه‌ای از آزادی‌خواهی باشد [کلیک کنید] که دراین‌باره بسیار نوشته‌اند، اما دفاع او از جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی هم عملی‌ست درخور توجه و ستایش [کلیک کنید]. در این سال‌های عسرت، خیلی‌ها قدرت را به بهای انکار این دو حزب ترجیح دادند که هیچ، اگر توانستند لگدی هم به پیکر مجروح آن زدند.
بله، مشارکت و مجاهدین انقلاب می‌توانند احزاب مورد علاقه ما نباشند، اما گمان نمی‌کنم چنین رفتاری نیز با آیین جوانمردی همخوانی داشته‌باشد. حالا موسوی از این دو حزب دفاع می‌کند، گرچه شاید مقابله به مثل ساده‌ای به نظر بیاید، اما معتقدم که او می‌توانست به گونه‌ای دیگر هم رفتار ‌کند. مشارکت و مجاهدین انقلاب چاره‌ای به جز حمایت از موسوی نداشتند، اما موسوی این امکان را داشت که با عدم اتخاذ موضعی آشکار خود را از پیامدهای نزدیکی به این دو حزب برهاند.
و باز خوشحالیم که حزب کارگزاران و مجمع روحانیون هم از موسوی حمایت کردند، به‌خصوص مجمع روحانیون که در این روزها شایعه شده‌بود اعضای آن به خاطر لباس خود حتما از یک روحانی حمایت می‌کنند.
اما دوست دارم در روزهای بعد درباره حمایت هنرمندان و جامعه‌شناسان از موسوی هم بنویسم که ابعاد جالب توجهی پیدا کرده‌است و همین‌طور از سکوت عافیت‌طلبانه ادبا.

مطالب مرتبط:

1- حضور 20 استاد جامعه‌شناسی در ستاد میرحسین موسوی
2- حمایت داریوش مهرجویی از میرحسین موسوی
3- حمایت ابوالفضل جلیلی از موسوی
4- حمایت حسام‌الدین سراج از موسوی
5- محمدعلی نجفی: موسوی، معنایش خاتمی است
6- بیانیه اعلام حمایت مجمع ‌روحانیون ‌مبارز از نامزدی میرحسین موسوی
7- حمایت كارگزاران از میرحسین موسوی
8- شورای هماهنگی جبهه اصلاحات در حمایت از میرحسین موسوی بیانیه منتشر می‌كند
۹- حمایت دکتر معین از موسوی
۱۰- دفاع قاطع میرحسین موسوی از سازمان مجاهدین انقلاب و جبهه مشارکت
۱۱- اجماع جامعه‌شناسان در طرفداری از موسوی [دکتر عباس کاظمی]
۱۲- جامعه‌شناسان نسل سوم و ستاد مهندس موسوی [دکتر تقی آزاد ارمکی]

۲۳:۰۳ - نظرات(۳)

« صفحه قبلي | صفحه بعدي »

  • امروز: ۸۶
  • ديروز: ۴۱۲
  • اين ماه: ۶۵۳۹
  • از ابتدا: ۶۳۴۹۵۳

مديريت محتوا:

ASP-Rider PRO

طراحي:

Tarrahan