۲ بهمن ماه ۱۳۸۶
مضحکه احساسات
درباره "صورتي مايل به خون من"
علی مسعودی نیا
[کلیک کنید]
نقد سنتگرایی، مورد سیدحسین نصر
مقالهای که میخوانید از دکتر مقصود فراستخواه در نقد سنتگرایی و مورد سیدحسین نصر است. این مقاله به تازگی در مجله نقد و بررسی کتاب منتشر شده و آن را میتوانید در شماره 28 این مجله (زمستان 1338، ویژه سیدحسین نصر) بیابید. روز گذشته دکتر فراستخواه این مقاله را برای بازنشر در اختیارم قرار داد که میخوانید.
وجه ممیزۀ سنتگرایی اسلامی چیست؟
(مورد سیدحسین نصر)
مقصود فراستخواه
1.متن یک ، متن دو ، و سنت اسلامی
تفکیک میان سه سطح از حوزۀ معنایی در عالَم اسلامی بسیار بااهمیت است وارزش تحلیلی دارد .این سه سطح عبارتند از:1.قرآن به عنوان« متن یک»یا متن دورۀ تأسیس 2.مجموعۀ سنت های اسلامی به عنوان« متن دو » یا متن دورۀ استقرار 3.«سنتگرایی» به عنوان یک گفتمان در دنیای مدرن.
در نوشته حاضر، منظور از سطح نخست،متن قرآنی است . با فهم عمیق محتوای این متن(مثلا به روش «زمینه کاوی تاریخی» ) می توان کم وبیش پی برد که مبعوث شدن پیامبر اسلام چه رویدادی بود؟ بر وی چه می گذشت ؟ معرفت وحیانی او چه مضامین اصلی داشت؟با برزبان آوردن آنچه درمی یافت،در صدد بیان چه بود؟ چه مکاشفات وحالات واوصافی به او دست می داد ؟ دعوت اوچه بود؟ وچه جهتگیری ها و غایاتی داشت؟ لازم به ذکر است که ما در اینجا می کوشیم ازرویکرد ذات باورانه به متن فاصله بگیریم،به هرحال فهم خود ما از« متن یک» نیزکم وبیش ،متنی است که برای ما پدیدار می شود و به عبارت دیگر«متن برای ما»است ونه «متن لنفسه»و همانگونه که هست.
از سوی دیگر« متن یک» نیز در خلأ به وجود نیامده است، بلکه دریک پیرنگ فرهنگی واجتماعی و دردامن یک سنت عربی-سامی ودریک موقعیت تاریخی وجغرافیایی واجتماعی خاصی تأسیس شده است. اما هرچه هست خود «متن یک»اکنون در اختیار ماست ومی توانیم در فهم آن بکوشیم واز طریق آن به آفاق وغایاتی بصیرت پیدا بکنیم که در دورۀ تاسیس وجود داشت.
اما منظور از سطح دوم، مجموعۀ سنت های اسلامی است که تاریخیت پیدا کرده است.این سطح از همان دورۀ دعوت ورسالت پیامبر آغاز می شود وپس از پیامبر ودر ادوار تاریخی ،ابعاد بیشتری پیدا می کند. «سنت» در اینجا به معنای تاریخی وجامعه شناختی کلمه به کار می رود و با سنت به معنای خاصی که در علوم اسلامی ودرکنار کتاب وعقل واجماع به کاررفته است، تفاوت دارد. بدین ترتیب آنچه در اینجا به آن سنت اسلامی به مثابۀ «متن دو» می گوییم مجموعۀ متنوعی است که تفسیر کتاب و سنت به معنای خاص (در برابر کتاب) ونیز عقل اسلامی و آنچه در عالم اسلامی درباره اش اجماع شده یا نشده است را دربر می گیرد. [کلیک کنید]
۱۴:۰۷ - نظرات(۰)
یوسا در روزنامه بهار
صفحات ادبی امروز روزنامه بهار را به ماریو بارگاس یوسا اختصاص دادهایم. یکی از دلایلش هم انتشار سه ترجمه از آثار یوسا در سال ۱۳۸۸ است: مجموعه داستان سردستهها و رمانهای دختر بد (دختری از پرو) و راهی به سوی بهشت.
یادداشت من درباره چرایی محبوبیت یوسا است و سعی کردهام زمینه تاریخی، اجتماعی مسئله را بررسی کنم. مطالب دیگر صفحه اما بیشتر نقد و توصیف آثار یوسا هستند که لینک آنها را در پایین این یادداشت گذاشتهام.
چرا یوسا در ایران محبوب شد
سالها قبل، اوایل دهه 1370 وقتی رمان «گفتوگو در کاتدرال» توقیف شد، کمتر کسی در ایران به اسم نویسنده آن توجه داشت. بیشتر خود کتاب مطرح بود که در مدت زمان کوتاهی پس از ترجمه و انتشار توانسته بود جای خودش را میان کتاببازان و رمان دوستان ایرانی پیدا کند؛ گرچه قبل از آن هم کتابهای یوسا به فارسی ترجمه شده بود، مثل رمان «عصر قهرمان»، اما هنوز نویسنده در پشت کتابهایش پنهان بود. حالا چند سال است که این فرایند معکوس شده؛ این بار کتاب پشت نام نویسنده پنهان میشود. کافی است نام ماریو بارگاس یوسا روی جلد کتابی باشد تا با ذهنیتی از پیش تعیین شده کتاب را در دست بگیریم. هر چند این مسیری طبیعی یا خصلتی عام در بازار است؛ حتی یک تولیدکننده کالای غیرفرهنگی نظیر تلویزیون هم ابتدا از کالای خود کسب اعتبار میکند و پس از مدتی دیگر اوست که به کالای خود اعتبار میبخشد. در اینباره حرفی نیست. یوسا هم مسیری را طی کرده است که هر نویسنده صاحبنامی آن را طی میکند، اما آنچه که موقعیتی خاص به هر نویسندهای در بازار میبخشد، عنصر زمان است. ماریو بارگاس یوسا در یک مقطع زمانی خاص در اجتماع ما به شهرت رسید تا جایی که امروز میتوانیم از باشگاه هواداران پرشمار ایرانی او یاد کنیم. پس باید دید این چه مقطعی از زمان بوده و این مقطع چه ویژگیهایی داشته که با روایتهای یوسا سازگار بودهاست. یا برعکس؛ یوسا از چه چیزی و چگونه سخن گفته است که در آن مقطع گل میکند و به نویسنده محبوب طیف کتابخوان جامعه ایرانی تبدیل میشود.
اگر به حافظه رجوع كنيم از اواسط دهه 1370 يوسا به مطبوعات ايران راه مييابد به نحوي كه رفته رفته تصوير او جزو جداييناپذير صفحات ادبي ميشود. اين حضور صرفا حالت صوري ندارد، بلكه يوسا يكسري جاهاي خالي را براي ما پر ميكند.
مضمون غالب آثار يوسا نقد قدرت است. مهمترين آثارش، مثل «گفتوگو در كاتدرال» و «سور بز» به طور مستقيم روابط قدرت در كشورهاي توسعه نيافته آمريكاي لاتين را نشانه ميرود و با توصيف زندگي پنهان نخبگان حاكم در آن كشورها الگوي خاصي از رمان اجتماعي - سياسي ارائه ميدهد. رمان ديگر او «مرگ در آند» نيز وجه ديگري از كشورهاي توسعه نيافته را نشان ميدهد؛ جوامعي كه در نهايت به دام خشونت ميافتند و در اين وادي پرمخاطره چه بسيار بيگناهاني كه قرباني ميشوند. اينها مضاميني آشنا براي ما هستند كه همواره در ادبيات روشنفكران، متفكران اجتماعي و سياستمداران بازتاب مييابد؛ گاه در قالب توصيفهاي نظري و گاه در قالب هشدار، اما كمتر نمونهای از آن در ادبيات داستاني ما ميتوان یافت.
تاریخ منبع الهامی است برای یوسا؛ روزگار پرفراز و نشیب آمریکای لاتین و زادگاه او پرو همیشه جایی در رمانهای او دارند. ژنرالها از قوای نظامی خود سان میبینند. دیکتاتوری ترور میشود. چریکهای چپ از ماوای خود در جنگلها و کوهستان بیرون میآیند. روستاها آتش میگیرند. پایتختها یکسره آشوب میشود و... چنین امتزاجی با تاریخ، هنر داستاننویسی یوسا است که نه داستان و نه واقعیت تاریخی، هیچ کدام را قربانی دیگری نمیکند و این دلیل دیگری است برای اینکه یوسا را دوست بداریم. او دورهای در ایران محبوب شد که رویکرد جدیدی به تاریخ در جامعه ما به وجود آمده بود. در این رویکرد، تاریخ نه روایتی تک خطی از زبان یک فرد یا یک جریان خاص است، بلکه فرایندی است پیچیده و معطوف به مجموعه عواملی که یک رویداد را میسازند؛ ثنویتی در کار نیست. آدمها نه شیطان مطلق هستند و نه تجسم یک فرشته. هر یک بخشی از تاریخ هستند و بار کردههای خود را به دوش میکشند، نه بیشتر و نه کمتر.
یوسا تاریخ مللی را روایت میکند که برای ما تقریبا ناشناخته بودهاند؛ سرزمینهایی غریب که تنها تداعی کننده یک نام بودهاند، نام یک قوم، یک مبارز، یک سیاستمدار و یا یک فوتبالیست. ترجمه آثار او نیز با موج جدیدی از ترجمه کتابهای تاریخی همراه میشود، موجی که از همان اواسط دهه 1370 به وجود میآید تا به واسطه آن با تجربههای تاریخی دیگر ملتها آشنا شویم، ملتهایی از اروپا گرفته تا آفریقا یا شرق دور.
یوسا از جهت دیگری هم برای ما ارزشمند است. تجربههای بکر او در فرم روایت راهگشای آن دسته از نویسندگان ما شد که هیچ دلبستگی به سنتهای مالوف داستاننویسی نداشتند. دهه 1370 پر است از آثار این نویسندگان، آثاری که نوگرایی را تنها با شکستن سنتها معنا میکردند بیآنکه پیشنهاد درخشانی به همراه داشته باشند. الگوی نگارش یوسا یکی از الگوهایی بود که تا حد چشمگیری به این سردرگمی خاتمه داد. مباحثی همچون چند صدایی در رمان که با ترجمه آثار نظری غرب به محافل ادبی ایران راه یافته بود، نمونههایی عینی طلب میکرد تا نویسندگان نوگرا تصور دقیقتری از ماهیت ماجرا داشته باشند و یوسا بدون شک یکی از این نمونهها بود.
اما این همه دلایل محبوبیت نویسندهای به نام ماریو بارگاس یوسا در ایران نیست. به طور حتم عوامل دیگری هم در این میان دخیل هستند. حداقل از دو عامل دیگر میتوان نام برد که اهمیتی انکارناپذیر دارند. نخست شهرت مترجمی چون آقای عبدالله کوثری است که برخی از مهمترین رمانهای او را به فارسی ترجمه کرد، مثل «گفتگو در کاتدرال»، «جنگ آخر زمان»، «سور بز» و... دیگری اما محبوبیت روزافزون ادبیات آمریکای لاتین در ایران است که به آثار نویسندگانی چون گابریل گارسیا مارکز، کارلوس فوئنتس، خورخه لوییس بورخس، خووان رولفو و... ارتباط پیدا میکند.
فایل پی دی اف صفحات ۸ و ۹ روزنامه بهار، مورخ ۱۰ بهمن ۱۳۸۸
صفحه ۸: یادداشتهایی از احسان عابدی، فتحالله بینیاز و اسدالله امرایی
صفحه ۹: گفتوگو با ماریو بارگاس یوسا و یادداشتهایی از خجسته کیهان و مهدی غبرایی
۰۰:۰۰ - نظرات(۱)
اصلاحطلبي در شرايط امروز
یکی از بحثهایی که در ضمیمه هفتگی روزنامه جهان اقتصاد به آن پرداختیم، اصلاحطلبی در شرایط امروز ایران بود. دراینباره گفتوگویی با دکتر سیدعلی محمودی و گفتاری از دکتر غلامعباس توسلی منتشر کردیم که هر دو این مطالب را در اینجا میتوانید بخوانید.
گفتوگو با سيدعلي محمودي
هنوز ميتوان اصلاحطلب بود
حميد جعفري 
تفکرات حاکم بر دولتهاي اصلاحات، ادبيات و انديشه سياسي ايران را سخت تحت تاثير خود قرار داد تا جايي که توده مردم نيز از اين تاثيرات برکنار نماند و مفاهيمي مانند دموکراسي و حقوق شهروندي وارد گفتمان آنان شد. اما بعد از روي کار آمدن دولت نهم، جريان اصلاحات سعي در کشف هويتي تازه نمود که البته با دشواريهاي بسياري در اين مسیر همراه بود. تنظيم رابطه با حاکميت و نحوه حضور در انتخابات مختلف بخشي از اين دشواريها بود که بحثهاي پردامنهاي را هم ميان اصلاحطلبان برانگیخت.. اکنون به نظر ميرسد بازتعريف مفهوم اصلاحات و اصلاحطلبي ضروريترين کار اصلاحطلبان باشد تا با تکيه به اين تعاريف ، خود را براي مواجهه با رويدادهاي پيش روي آماده کنند. گفتوگو با سيدعلي محمودي, دکتراي علوم سياسي را در این مورد ميخوانيد.
***
در انديشه سياسي اصلاحطلبي به چه جرياني اطلاق ميشود و اصلاحطلب به چه کسي گفته ميشود؟
جريان اصلاحطلبي داراي ويژگيهايي است که خطوط اصلي آن را ميتوان به قرار زير صورتبندي کرد:
1. اصلاحطلبي، حرکتي "تدريجي" در جهت بهبود امور سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي و دگرگوني آرام و يا بازساي نهادهاي گوناگون جامعه است.
2. اصلاحطلبي در برابر "انقلابيگري" قرار دارد که معتقد به ايجاد تغييرات سريع و بنيادي در جنبههاي سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي نظام حکومتي است.
3. اصلاحطلبي حرکتي مسالمتآميز همراه با پرهيز از تجويز و اعمال "خشونت" در شکلهاي گوناگون آن است.
4. اصلاحطلبي،پایبندی به سازوکارهاي "دمکراتيک" در اصلاح قوانين، سياستها، برنامهها و نهادهاي قدرت است.
بر اين اساس، افراد، احزاب و گروههايي که از ويژگيهاي يادشده برخوردارند، "اصلاحگرا" يا "اصلاحطلب" ناميده ميشوند. [کلیک کنید]
۱۹:۳۷ - نظرات(۰)
ایرانی بودن در روزگار ما چه معنایی دارد؟ (2)
آنطور که در پست قبل نوشته بودم، روز ۲۳ آبان در ضمیمه هفتگی روزنامه جهان اقتصاد مطالبی ذیل این عنوان منتشر کردیم: ایرانی بودن در روزگار ما چه معنایی دارد؟ در پست قبل، گفتوگو با دکتر ناصر تکمیل همایون را دراینباره خواندید[اینجا]. در این پست نیز میتوانید یادداشتهای دکتر مقصود فراستخواه و دکتر محمدتقی قزلسفلی را بخوانید.
درباره ايراني بودن
مقصود فراستخواه
ما کيستيم و ايراني بودن ما به چيست؟
قدر مسلم آن است که اين "ما" ، همان زيست اجتماعي ِ مشترکي است که تاريخيت خاص خود را دارد و همچنان مي خواهد استمرار پيدا بکند و باقي بماند . بارز ترين وجه مميزه اين "ما" ، قلمرو سرزميني ِ مشخصي به نام ايران است. اما ديگر سازندهاي اين "ما" چيستند؟ درست همان طور که جامعه و تاريخ ايراني ، معروض بلاياي بسيار شده است، تعريف کيستي او نيز با آشفتگي هاي معرفتي ، زباني و گفتماني فراوان دست به گريبان بوده است . پرسش از چيستي "ايراني بودن" وتأمل در باره آن مي تواند از اين ابهامات رمز گشايي بکند.
يکي از اين تأملات ، پرسش ِ " تعيين يا تعين " است. آيا اين يا آن گروه است که تعيين مي کنند ايراني بودن ما به چيست؟ يا ايراني بودن ، از نوع يک تعين تاريخي واجتماعي است؟ در حالت نخست فرض بر آن است که کساني بايد بنشينند و تعيين بکنند که عناصر اصلي هويت ما چه چيزهايي هستند و معمولاً هم اين ها همان هايي هستند که قدرت را در دست دارند و يا نخبگاني که در درون و حواشي دولت به سر مي برند و به خود اجازه مي دهند که روايتي يکجانبه از ايراني بودن بسازند . اما در شقّ دوم ، فرض بر آن است که ايراني بودن اصلا به تعيين اين وآن نيست بلکه به تعّين طبيعي متعين مي شود و تعين تاريخي واجتماعي ما نه مقيد به تعيين هاي رسمي است و نه منتظر آن. [کلیک کنید]
۲۰:۴۶ - نظرات(۰)
ایرانی بودن در روزگار ما چه معنایی دارد؟
یکی از ضمیمههای هفتگی جهان اقتصاد حاوی مطالبی بود درباره ایرانیت یا دقیقتر پاسخی به این سوال: «ایرانی بودن در روزگار ما چه معنایی دارد؟» دراین زمینه گفتوگویی با دکتر ناصر تکمیلهمایون و یادداشتهایی از دکتر مقصود فراستخواه و دکتر محمدتقی قزلسفلی منتشر شد که اکنون مطلب نخست از نظرتان میگذرد. در پست بعدی این وبسایت نیز یادداشتهای دکتر فراستخواه و دکتر قزلسفلی منتشر خواهد شد.
گفتوگو با ناصر تکميل همايون
ايراني بودن مفهوم فرهنگي خود را از دست داده است
حميد جعفري
سخن از فرايند ايراني شدن به نحو مدرن است که فرايندي است با سازگاريها و ناسازگاريهاي دروني. به نظر ميرسد كه اين امر به تدريج به سمت ياس و نااميدي اجتماعي پيش مي رود و اين پيشروي نيز تا جايي ادامه مييابد که يا بايد تن به منطق تفاوت بدهد و اين حس را بازتوليد كند و يا از هم گسيخته شود و ديگر نشاني از ايراني بودن باقي نماند. در گفت و گو با دكتر ناصر تکميل همايون جامعهشناس و پژوهشگر تاریخ به بررسي ايراني بودن ما در عصر مدرن پرداختهايم، پردازشي به نسبت ميان ايراني بودن و مدرن بودن ما.

ايراني بودن ما در عصر مدرن چه معناست؟
ايراني بودن، يعني داشتن "هويتي" انساني و اجتماعي که چيستي يا کيستي آن را در تاريخ بايد جستجو کرد و زماني که به گذشتههاي تاريخي رجوع ميشود. ايراني بودن به لحاظ فرهنگي ( ديني، زباني، خصلتي) و جغرافيايي (سکونت در يک منطقه) و سياسي (پيدايش دودمان مادها و هخامنشيان تا پايان عصر ساسانيان و حکومتها و سلسلههاي، دوران اسلامي تا زمان حاضر)، هر يک مفاهيم گوناگوني دارند و ايرانيان بيآنکه خود نسبت به ديانت و باورمندي و زبان و گويش خاص يا منطقه و محدوديت جعفرافيايي يا تعلقات حکومتي و سلسلهاي، تعصبي متضاد و متغاير "کليت" حيات تاريخي آنان داشته باشند، خود را ايراني دانستهاند و اين امر به طور مستمر طي هزارههاي تاريخي زنده و پويا بوده است. [کلیک کنید]
۲۱:۲۵ - نظرات(۰)
پرسهزنی؛ یک گفتوگو به همراه یک نقد
در آخرین شماره ضمیمه هفتگی روزنامه جهان اقتصاد به کتاب «پرسهزني در فرهنگ روزمره ايراني» نوشته دکتر عباس کاظمی پرداختیم. به نظرمان کتاب مهمی میآمد که جای بحث بسیار دارد. از این رو گفتوگویی با دکتر کاظمی به همراه یادداشتی از دکتر نیره توکلی درباره این کتاب منتشر کردیم که هر دو این مطالب را میتوانید در همین پست بخوانید. در انتها باید بگویم عکسی که از دکتر عباس کاظمی در اینجا منتشر شده کار بهنام صحوی، عکاس روزنامه جهان اقتصاد است.
***
پرسهزني در فرهنگ روزمره ايراني در گفتوگو با عباس كاظمي
پرسهزني شهروندان نامرئي
وحيد باسره
نسرين بختياري
جامعه شناسي مطالعات فرهنگي طي يك دهه اخير در چند دانشگاه دولتي به عنوان يكي از شاخه هاي اصلي علوم اجتماعي رشد فزاينده اي به خود گرفته است. اينك طي دو سال اخير می توان اين حوزه را يكي از حوزه هاي سرآمد علوم اجتماعي تلقي نمود. دكتر عباس كاظمي از معدود اساتيد دانشگاه تهران است كه شايد بيش از همه مسئوليت برآمدن اين رشته را بر دوش گرفته است. نگفته پيداست كه مجموعه كنفرانسها، ميزگردها و نشستهايي كه او در آن حضور به هم رسانیده بيش از ديگر همگنان اوست. فصل گذشته وقتي كتاب «پرسهزني در فرهنگ روزمره ايراني» منتشر شد و به بازار كتاب عرضه گشت يكي از بحث برانگيزترين كتاب هايي بود كه در حوزه علوم اجتماعي منتشر مي شد. به همين دليل تاكنون يك نشست از سوي انجمن مطالعات زنان و دو مصاحبه از او پيرامون همين اثر منتشر شده است. دكتر عباس كاظمي در اين گفتوگو به آراء و مواضع خود پيرامون فرهنگ ايراني و چگونگي گذران اوقات فراغت اشاره نموده است.

بحث پرسهزني در جامعه شناسي که شما آن را مورد توجه قرار دادهايد بسيار موضوع جديدي است. چه ضرورتي وجود داشت که شما راجع به اين بخش از جامعه تحقيق کنيد؟
اولين کار من در اين تحقيق، مطالعه بر روي مراکز خريد بود. به تأثير از والتر بنيامين که بر روي پاساژها و مراکز خريد کار کرده بود، ما نيز قصد داشتيم که چنين کاري را شروع کنيم. هر چه قدر که به پروژه پاساژها و نظريات والتر بنيامين نزديک ميشدم، متوجه ميشدم با اينکه که او راجع پاساژها صحبت ميکند اما بيشتر توجه او معطوف به مدرنيته و سرمايه داري است.[کلیک کنید]
۲۳:۵۸ - نظرات(۱)
کتاب «سیاست در ایران» در گفتوگو با علی مرشدیزاد*
هویت ناسازگار طبقات اجتماعی در ایران
مجید یوسفی
وحید باسره
روزگاری برنارد اورکاد ایرانشناس شهیر فرانسوی در یک مصاحبه وقتی که خواست تضادها و انگاره های طبقاتی ایران عصر پهلوی را در مواجه با انقلاب ترسیم کند گفته بود «تانكهاي شاه منتظر بودند كه انقلاب از شاه عبدالعظيم حركت كند، اما هيچگاه اين اتفاق نيفتاد. جمهوري اسلامي هم در آغاز به ستايش از روستائيان پرداخت و جهاد سازندگي را براي توسعه نواحي روستائي كه شاه هيچ گاه به آنها توجهي نداشت تاسيس كرد، اما اين كار مطلقاً با حركت ايران كنوني نميخواند. چه آنکه، روستائيان ميدیدند كه پسرانشان به شهر ميروند، درس ميخوانند و به كارگري مشغول ميشوند. عزیمت به شهر و كار كردن در شهري كه در آن آسايش بيشتري از روستا وجود دارد، امري عادي است كه به لحاظ سياسي هيچ تالي فاسدي ندارد.» جیمز آلن بیل که در ایران با کتاب «عقاب و شیر» شناخته شد در کتاب «سیاست در ایران» تقسیم بندی طبقات اجتماعی در سال های پایانی دهه 50 و منتهی به انقلاب اسلامی را مد نظر قرار داده و به الگوی جدیدی دست یافته است. طبقه متوسط جدید در ایران به دنبال انقلاب مشروطیت و گام نهادن ایران در مسیر مدرنیزاسیون و ارتباط با غرب ، شروع به رشد کرد و در مسیر رشد و گسترش خود موانع و فشارهایی را از سوی دولت و طبقات قدیمیتر تجربه کرد. جیمز بیل در این کتاب که متن اصلی آن در دهه 1960 نگارش یافته است در واقع می کوشد برنامه اصلاحات ارضی را با صورت بندی طبقاتی در ایران پیوند دهد. بدین منظور ابتدا به بررسی طبقات در تاریخ ایران می پردازد و سابقه آنها را در ایران معاصر مورد بررسی قرار می دهد. علی مرشدیزاد استاد دانشگاه و مترجم کتاب «سیاست در ایران» در این مصاحبه وجود طبقات اجتماعی را در ایران سالهای قرن بیستم تایید مینماید و معتقد است که این طبقات هر از چند گاهی دچار استحاله می شوند.

***
آقای دکتر می خواهم کمی از پیشینه آقای جیمز. آلن بیل بگویید. چرا بیل ایران را مورد توجه قرار داده است؟
بیل یک استاد دانشگاه است. تخصص او در زمینه ایران و کتاب معروفش هم «عقاب و شیر» است که سالها پیش در ایران منتشر شده است. این کتاب سال 1972 نوشته شده است. [کلیک کنید]
۲۳:۴۳ - نظرات(۱)
صفحه تاریخ روزنامه جهان اقتصاد، 19 آذر 1388
آناهیتا ناظری
قرن بیستم فراز و نشیب های زیادی داشت اما دهه 1940 میلادی شاید عجیب ترین سال های این قرن را رقم زد. این روزها سالگرد دو اتفاق مهم این دهه است، تصویب حقوق بشر و حمله نیروهای ژاپنی به پایگاه نظامی پرل هاربر و به همین مناسبت نگاهی داریم به این دو حادثه تاریخی.
روز تولد حقوق بشر
10 دسامبر روز جهانی حقوق بشر است و سالروز تصویب اعلامیه جهانی حقوق بشر در مجمع عمومی سازمان ملل متحد. اکثر اتفاقاتی که در قرن بیستم رخ داده به شکلی مستقیم یا غیر مستقیم به جنگ جهانی دوم ربط پیدا می کند و اعلامیه جهانی حقوق بشر هم از این قاعده مستثنی نیست. این اعلامیه مستقیما از تجربیات جنگ جهانی دوم تاثیر گرفت و در واقع اولین صدای واحدی بود که از سوی جامعه جهانی و برای به رسمیت شناختن حقوق انسان ها شنیده شد. این اعلامیه در سال 1948 میلادی به تصویب رسید و یکی از مهم ترین سندهای بشری است و از 30 ماده تشکیل شده که به تدریج در معاهدات بین المللی بعدی دنیا تکمیل شد و حالا به عنوان قوانین بین المللی شناخته می شود.

شاید بتوان گفت که سال 1948 میلادی برای تصویب اعلامیه جهانی حقوق بشر خیلی هم دیر بود. در زمان های گذشته در کشورهایی مثل ایران، فرانسه و انگلیس مجموعه قوانینی در مورد حقوق بشر تدوین شده بود اما هیچ کدام شکلی جهانی و عمومی پیدا نکرده بودند. [کلیک کنید]
۰۰:۲۲ - نظرات(۱)
به جای جهان اقتصاد
چند کلمه توضیح: بعضی مطالب جهان اقتصاد آنقدر خواندنی است که دوست دارم شما را هم در لذت خواندنشان شریک کنم، اما حیف که هنوز سایت این روزنامه پا نگرفته است؛ هر چقدر تا حالا غر زدهایم، بیفایده بوده و فقط باعث بالا رفتن فشار خونمان شدهاست. امشب به این فکر افتادم که به جای غر زدن همه این مطالب را به نوبت روی وبسایت خودم بگذارم، مطالبی که در این مدت در صفحات اندیشه و تاریخ روزنامه جهان اقتصاد و ضمیمه آن منتشر شده و به گمانم ارزشمندند. پس با ترجمه کاوه شجاعی از مصاحبهای با گور ویدال، نویسنده رمان تاریخی «آفرینش» شروع میکنم، یک مصاحبه فوقالعاده خواندنی که در آن ویدال از همه چیز صحبت کردهاست، تاریخ آمریکا، دوستیاش با کندی، زندگی خصوصیاش و مفهوم خوشبختی.
گفتو گو با گور ویدال
بدون طبقه روشنفکر، دیکتاتوری نظامی میآید
ترجمه: کاوه شجاعی
هنگام گفت و گو با گور ویدال باید بدانید اوست که مسیر گفت و گو را تعیین می کند. سوال ها را خیلی سریع جواب می دهد، اما گاهی اوقات شوخی اش می گیرد و با من بازی می کند، و گاهی هم لحنش تند می شود و با خشکی گزنده ای پاسخم را می دهد. ویدال 83 ساله است و روی ویلچیر می نشیند (به خاطر سرمازدگی در جنگ، زانوی چپش را از تیتانیوم ساخته اند) اما می تواند راه برود ("معلوم است که می توانم راه بروم") و همین چند هفته پیش در تئاتر ملی لندن ایستاد و یک سخنرانی ضد جنگ انجام داد.

از ویدال می پرسم که در حال حاضر مشغول نوشتن چه چیزی است؟ و نویسنده عبوسانه جواب می دهد:"صحبت کردن در اینباره خسته کننده است. اکثر نویسنده ها جز صحبت کردن درباره خودشان و کتاب هایشان کاری انجام نمی دهند، آن هم در عباراتی پرشکوه." می پرسم "منظورتان خودشیفتگی است؟" و با بدخلقی می گوید: "عبارت درستی به کار نبردی... اما عیب ندارد، از آن استفاده کن." [کلیک کنید]
۲۳:۲۸ - نظرات(۲)
گفتوگو با محسن ثلاثی*
با ترجمه توتالیتاریسم وجه دیگر انقلابها را نشان دادم
هر دانشجوی علوم اجتماعی یا آنان که دل در گروی این علوم دارند، بارها و بارها با نام محسن ثلاثی مواجه شدهاند؛ مترجمی که تقریبا هر چه ترجمه کرده کتاب مرجع و منبع دانشگاهی بودهاست. انسانشناسی فرهنگی، نظریه جامعهشناسی در دوران معاصر، درآمدی به جامعهشناسی، زندگی و اندیشه بزرگان جامعهشناسی، خرد و انقلاب، کالبدشکافی چهار انقلاب و توتالیتاریسم تنها تعدادی اندک از ترجمههای بسیار اوست. ثلاثی سالها عضو هیات علمی دانشگاه تهران در گروههای علوم اجتماعی و انسانشناسی بودهاست. یک کتاب تالیفی هم در کارنامه خود دارد به نام جهان ایرانی و ایران جهانی (تحلیل رویکرد جهانگرایانه). ثلاثی در این مصاحبه از گذشته و آغاز کار خود به عنوان یک مترجم حرفهای گفتهاست. دلایل او برای انتخاب ترجمه کتابها هم خواندنی است. این گفتوگو را میخوانید.
***
هر مترجمی لابد با این سوال زیاد مواجه میشود که چرا به ترجمه روی آورده و قید لذت و رنج تالیف را زدهاست. اما در مورد شما تا حدودی وضعیت فرق میکند؛ بیشتر از 20 سال عضو هیات علمی دانشگاه تهران بودهاید، کنار معروفترین اساتید علوم اجتماعی در ایران که هر کدام صاحب تالیفات متعددی هستند. از سویی یک کتاب تالیفی هم در کارنامه شما وجود دارد که زمان انتشار بازتاب جالب توجهی داشته است. با این تفاسیر چه شد که عمر خودتان را روی ترجمه گذاشتید؟

من پس از فارغالتحصیلی به استخدام دولت درآمدم و از آن زمان تا حال حقوقبگیر دولت بودهام. آن موقع به این فکر افتادم، منبع درآمدم منحصر به دولت نباشد که اگر روزی اتفاق خاصی افتاد به مشکل برنخورم و بتوانم اموراتم را بگذرانم. اما دلیل دیگر وضعیتی بود که ساواک برایم به وجود آورد. سی چهل سال قبل که از دانشگاه تهران فوق لیسانس گرفتم، خواستم برای ادامه تحصیل و گرفتن دکترا به خارج از کشور بروم، اما ساواک بدون آنکه دلیل موجهی داشته باشد یا اینکه من آدم خطرناکی باشم، جلوی خروجم از کشور را گرفت. به هر شکل تحمل یک آدم مستقل را نداشتند و من مجبور شدم در ایران بمانم. با خودم فکر کردم حالا که در ایران ماندهام وقتم را به بطالت نگذرانم، بلکه یک کار فرهنگی بکنم. این شد که به ترجمه روی آوردم. [کلیک کنید]
۱۲:۴۳ - نظرات(۲)
انتشار همه شعرهای آزیتا قهرمان به سوئدی
سپیده جدیری
چند روز پیش خبر خوبی درباره یکی از دوستان شاعرم شنیدم که میان این همه خبر بد که فضای این روزهایمان را سیاه کرده، غنیمت بود و لبخند خوشحالی را از این که باز هم شاهد موفقیت یک ایرانی، آن هم یک شاعر ایرانی و از آن مهمتر یک دوست خوب بودم، روی لبم آورد. آن دوست کسی نبود جز آزیتا قهرمان، شاعر، نقاش و عکاس ایرانی ساکن سوئد و خبر هم این بود که مجموعه کامل اشعار او (چهار کتاب) به زبان سوئدی در سوئد منتشر شده است
.
این خبر از دو جنبه برایم حائز اهمیت است:
اول این که خانم قهرمان از دوستان بسیار خوب من است که تاکنون برای داوری دو دوره از جایزه شعر زنان ایران (خورشید) قبول زحمت کرده و از این رو، موفقیت او هم برای من و هم برای جایزه باعث افتخار است.
دوم:سوئد شهره است به این که برای فعالیتهای فرهنگی اهمیت زیادی قائل است. پس این که تمام شعرهای یک شاعر ایرانی به زبان سوئدی ترجمه و در سوئد منتشر شود، میتواند مقدمه موفقیتهای بسیار بزرگتری برای او باشد.
به خانم قهرمان به خاطر این موفقیت تبریک میگویم و همچنین به مترجمان کتاب: سهراب رحیمی، شاعر و مترجم ایرانی و کریستین کارلسون، شاعر سوئدی و ناشر آن: انتشارات Smockadoll که اشعار زیبای آزیتا قهرمان را ترجمه و منتشر کردهاند.
بیوگرافی آزیتا قهرمان
متولد ۱۳۴۱ در مشهد
آثار:
آوازهای حوا، ۱۳۷۱
تندیس های پاییزی، ۱۳۷۵
فراموشی آیین ساده ای دارد، ۱۳۸۱
جایی که پیاده رو به پایان می رسد، ترجمه ی کتابی از شل سیلوراستاین، ۱۳۷۹
کتاب هفت ۱و ۲ و ۳ برگزیده ی شعر امروز خراسان
مجموعه شعر "اینجا حومه های کلاغ است"، 1387، انتشارات اسموکادول، سوئد
گزینه ای از اشعارش به زبان آلمانی در مجموعه ای به چاپ رسیده است.
شعرهایش به زبان هلندی ، سوئدی ، فرانسه و انگلیسی ترجمه شده اند.
مجموعه گفت و گوهایی درباره نقش زنان در ادبیات کلاسیک، تاریخ موسیقی زنان در ایران و شکل گیری جنسیت را در کتابی با عنوان "شکل گیری جنسیت" آماده ی چاپ دارد.
مجموعه چهار کتاب او توسط سهراب رحیمی، شاعر و مترجم ایرانی و کریستین کارلسون، شاعر سوئدی به زبان سوئدی ترجمه شد و در سال 1388 توسط انتشارات Smockadoll سوئد به چاپ رسید.
سایر فعالیت ها:
همکاری با مطبوعات در زمینه شعر و مقاله و مصاحبه از سال ۱۳۶۸
همکاری با مجله های ادبی دنیای سخن، تکاپو، گردون، آدینه، فرهنگ و تو سعه، عصر پنجشنبه، نگاه نو، پاپریک، کارنامه، هنگام، نوشتار، کتاب ماه، مجله آلمانی سیرن، مجله ادبی دانشگاه لوند Ord Konst، نشریات ادبی خراسان، خاوران.
شعر خوانی و سخنرانی در دانشگاه فردوسی، کتابخانه ی آمستردام، دانشگاه لوند، فستیوال ادبی مالمو هلسینبوری، فستیوال بین المللی گوتنبرگ و استکهلم و...
در سال های اخیر در چند مرکز از جمله سازمان پزشکان بدون مرز MSF و UN
به تدریس زبان فارسی به انگلیسی زبان ها مشغول بوده است .
سال هاست در کنار شعر به نقاشی آبرنگ و عکاسی نیز پرداخته است.
۱۲:۰۰ - نظرات(۱)
از رنج مهدی سحابی
دوستانم در روزنامه جهان اقتصاد از من خواستند یادداشتی درباره مهدی سحابی بنویسم که از ۲۰۰ کلمه بیشتر نشود. نوشتم و حاصلش این شد که میخوانید.
***
اینبار مهدی سحابی با مرگ خود خبرساز شد. نقاش، مترجم و نویسنده؛ اینها صفاتی است که به واسطه آن شخصیت او را تعریف میکنیم و تصویری از یک روشنفکر هنرمند در ذهن خلق میکنیم. اما این تصویر گویا نیست و چیزی از واقعیت وجود او را عیان نمیکند. میتوانیم صفت «بزرگ» را هم به مجموعه این صفات اضافه کنیم و بگوییم، «نقاش بزرگ»، «نویسنده بزرگ» و «مترجم بزرگ». اما باز هم چیزی تغییر نمیکند. زندگی را نمیشود در چند واژه خلاصه کرد، بهخصوص اگر هنرمند باشی و طعم میوه ممنوعه را لاجرم چشیدهباشی؛ هنر هم نوعی عصیان است و هنرمند، عصیانگر. لحظه لحظه خلق اثر، عصیان است و کلمات ناتوان از توصیف رنجی که در پی این عصیان است. پس شاید بهتر باشد به رنج کسی چون سحابی اشاره کنیم، نقاشی که از نظر صورت شبیه کمالالملک بود اما از نظر اندیشه بیشباهت به او. همه نقاشیهای او تلاشی است برای جدا شدن از آن دنیای کلاسیک و شناخته شده و قدم گذاردن در مسیری مهآلود و ناشناخته. یا ترجمه او از اثر سترگ مارسل پروست که سراسر رنج است. میتوان رنج سحابی را به هنگام واژهپردازی ترجمه این اثر دشوار به یاد آورد و به احترامش کلاه از سر برداشت.
۰۳:۰۳ - نظرات(۱)
از فلسفه و ادبیات
و این هم مطلبی از خودم که در روزنامه جهان اقتصاد منتشر شده است؛ گفتوگو با سیاوش جمادی درباره فلسفه و ادبیات. به نظرم جمادی یکی از بهترین شارحان فلسفه غرب است. گذشته از این میدانیم که چه تفسیرهای فوقالعادهای از آثار کسانی چون کافکا و داستایفسکی ارائه داده است. از چند ماه قبل که شانسی دست داد و کتاب معروف او یعنی سیری در جهان کافکا را خواندم دوست داشتم درباره ارتباط فسلفه و ادبیات با او مصاحبه کنم که عاقبت این کار انجام شد و حاصلش را میخوانید.
***
گفتوگو با سیاوش جمادی
ادبیات گریزی از فلسفه ندارد

ادبیات و هنر ناب چیست؟ آنان که دستی در نوشتن و میلی به هنر دارند این پرسش را شاید بارها از خود پرسیده باشند؛ میپرسند که چگونه میتوان به مفاهیم عمیق زندگی پرداخت بیآنکه به ورطه شعار نیفتاد یا به اصالت اثر لطمهای وارد نساخت. اینها پرسشهایی است که در عین سادگی ماهیتی پیچیده دارند از آنجا که فرایند خلاقیت ادبی و هنری را توضیح میدهند. پاسخهای متفاوتی نیز به آنها داده شده و این پاسخها همواره آغازگر بحثها و جدلهای دامنهداری بودهاند. از سیاوش جمادی درباره پیوستگی ادبیات و هنر با فلسفه پرسیدهایم به اعتبار کتابهایی که درباره جهان فرانتس کافکا نوشته است و دلبستگی که به ادبیات داستایفسکی، فالکنر، کامو، سارتر و فلسفه فلاسفهای چون نیچه و هایدگر دارد، چهرههایی که هنر، ادبیات و فلسفه را در کنار هم معنا کردهاند. [کلیک کنید]
۲۲:۵۲ - نظرات(۱)
بازخوانی انقلاب اکتبر روسیه
به تقویم قدیم روسها ۲۵ اکتبر سالگرد انقلاب روسیه است، روزی که همه چیز دست بلشویکها افتاد تا کمونیسم چندین دهه نظام مسلط بر این سرزمین باشد. پنچشنبه، صفحه تاریخ روزنامه جهان اقتصاد را به این واقعه اختصاص دادیم و چند مطلب منتشر کردیم که دو تا از آنها را اینجا میخوانید؛ نوشتههایی از دوستانم فرشاد قربانپور و آناهیتا ناظری. باز هم امیدوارم سایت این روزنامه سریعتر سروسامان بگیرد، چون نمیتوانم همه مطالب را روی وبلاگ خودم بگذارم.
***
انقلاب و خیانت در روسیه
فرشاد قربانپور
تقريبا بدون هيچ و شك و شبهه اي و از روي قطع مي توان گفت شناخت و تحليل انقلاب سوسياليستي روسيه بدون درك اهميت نوشته هاي "لئون تروتسكي" غير قابل دستيابي است. اين انقلاب ماركسيستي اولين در نوع خودش و تاثير گذارترين انقلاب قرن بيستم بود. شعله هاي اين انقلاب دنيا را درنورديد. از نقطه نظر اينكه انقلابيون همواره درصدد صدور انقلاب هستند و تلاش دارند هر چه بيشتر اقمار بيشتري را از آن خود كنند، رهبران سرخ بيشترين موفقيت را بدست آوردند. صفحه بزرگي از دنيا از چين تا آمريكاي جنوبي و اروپا و آفريقا پرچم هاي سرخي برافراشتند و شعار زنده باد كارگر سر دادند.

۹۲ سال پس از تحقق آرزوي كارل ماركس در روسيه، امروز كمتر كشوري در جهان وجود دارد كه يكي از خيابان هاي اصلي پايتخت آن نام «كارگر» را بر خود نداشته باشد.
تاريخ وقتي به تحليل روي مي آورد هميشه تنها و تنها رهبران و سرداران را مي بيند. بي هيچ گمان باطلي كارگران پطروگراد بيش از هر كسي در پيروزي انقلاب روسيه نقش داشتند. اما تاريخ كمتر به اين مساله توجه دارد. از اين رو انقلاب تقريبا به نام لنين ثبت شده است و پس از او تروتسكي و بوخارين، زينويف و ديگران از جمله استالين قرار دارند. [کلیک کنید]
۱۵:۲۹ - نظرات(۵)
روزنامه جهان اقتصاد و ژیژک
بعد توقیف این همه روزنامههای سیاسی، حالا شاید تنها گزینه پیش روی روزنامهنگاران روزنامههای اقتصادی باشد، گرچه این روزنامهها هم تحلیلهای سیاسی کم ندارند، اما هر چه هست اول اقتصادیاند و بعد، سیاسی یا فرهنگی.
دو سه روزی است در روزنامه جهان اقتصاد مشغول شدهام و دیروز اولین صفحه من منتشر شد، یعنی صفحه اندیشه و تاریخ. این شماره به نوعی ویژه اسلاوی ژیژک، فیلسوف اسلوونی تبار بود و شامل نقد مفصلی از داوود پنهانی بر کتاب کژ نگریستن او به همراه ترجمه یک مصاحبه خواندنی از ژیژک. نقد داوود پنهانی را در وبلاگ خودش هم میتوانید بخوانید [کلیک کنید]، اما از آنجا که رفیق تنبل ما، کاوه شجاعی اهل وبلاگ و این داستانها نیست، باید ترجمهاش از مصاحبه ژیژک را همینجا بخوانید. فقط خدا کند که سریعتر وبسایت روزنامه هم سر و سامانی بگیرد که مجبور نشوم مطالب همه بچهها را اینجا بگذارم.
*** 
یک ناهار طولانی با ژیژک
روشنفکر جنجالی اروپا از فیلم های مورد علاقهاش میگوید
جان تورنهیل*
ترجمه: کاوه شجاعی
در مسیرم به سمت لیوبلیانا - پایتخت اسلوونی - برای دیدار با اسلاوی ژیژک، دو تفسیر از او و آثارش را می خواندم. یک گروه او را فیلسوف مارکسیست بسیار تاثیرگذار و جذابی قلمداد می کند که شجاعانه فهم ما را نسبت به جهان تغییر داده است – و همین حالا موقع نوشتن این یادداشت می دانم که این درست نیست! – و گروه دیگر ژیژک را دلقکی خطرناک می دانند که خوشمزگی های موذیانه اش هدف اصلی او را که تبرئه استبداد و احیای شرورانه ترین ایده های قرن بیستم است پنهان نگاه می دارد. [کلیک کنید]
۱۲:۵۳ - نظرات(۲)
« صفحه قبلي | صفحه بعدي »
- گفتوگو با حسین نوشآذر، یادداشتی بر مجموعه شعر افشین شاهرودی و... [صفحه ادبیات روزنامه بهار، 17 بهمن] PDF
- جنبشهای جهان وطن اجتماعی [گفتوگو با محمدسالار کسرایی] PDF
- امام حسین (ع)، ایمانوئل کانت و کارل اشمیت [یادداشتی از علی پایا]
- درخواستِ آزادی جواد ماهزاده [نامه حدود نود نویسنده، مترجم، شاعر و روزنامهنگار فرهنگی به رئیس قوه قضاییه برای آزادی جواد ماهزاده، داستاننویس و منتقد ادبی]
- روبهروی فروشگاه زنجیرهای دستفروشی میکنم! [گفتوگو با علیاصغر سیدآبادی]
- آینده ایران [یادداشتی از علی پایا]
- پیام تسلیت بیش از صد تن از شاعران و نویسندگان ایران به مناسبت درگذشت آیتالله العظمی منتظری
- فرهیختگان» دست به تصفیه گسترده خبرنگاران خود زد
- تاملی پدیدارشناسانه بر "جرم" و "گناه" در ایران امروز [رضا بهشتیمعز]
- گزارش کامل مراسم دومین جایزه شعر زنان ایران؛ خورشید [این مراسم با معرفی کتاب "با خودم حرف می زنم" سروده روجا چمنکار به عنوان کتاب سال و تقدیر از فرشته ساری و بنفشه حجازی برگزار شد]
- روجا چمنكار برنده دومين جايزهي شعر زنان (خورشيد) شد
- زندگی مهاجران ایرانی [گفتوگویی ارزشمند با مهرداد درویشپور، جامعهشناس مقیم سوئد]
- شعرهای من به زبان سوئدی [با سپاس از از سهراب رحیمی عزیز برای ترجمه این شعرها]
- شبی گرم و سبز برای ادبیات ایران [گزارشی از مراسم جایزه داستان منتقدان مطبوعات]
- هزارمین ایما [واقعا وبلاگ ایمایان خواندنیست]
- زمزمههای دختر سافو
- سپینود
- مردادی کوچک
- پستچی همیشه دو بار زنگ میزند
- پارسیخوان
- شانای
- مرز آبی
- خوابگرد
- تورجان
- آق بهمن
- انگار نه انگار
- تادانه
- ایمایان
- کتابلاگ
- نامههای سوشیانت هزارم
- دفتر بیمخاطب
- روزنامهنگار ناموجود
- سیب گاززده
- غزلداستان
- یادداشتهای یک ژورنالیست آماتور
- حرفه؛ خبرنگار
- فریادنامه
- پرویز رجبی
- آدم و حوا
- کافه ناصری
- یک روز صبح در لندن
- مسیح علینژاد
- از زندگی
- باغ در باغ
- توکای مقدس
- چرکنویس
- یک پزشک
- دال
- نمای آینده
- ماهی سیاه کوچولو
- مداد
- وبنوشت
- جن و پری
- دیباچه
- پاکسیما
- خدای من
- ناتور
- در امتداد سکوت
- صحنهها
- رضا بهشتیمعز
- منصور نصیری
- کافه اوتوپیا
- سیزده
- کتابهای عامهپسند
- قصههای عامهپسند
- سیبستان
- www.farsiebook.com
- aynev.blogfa.com
- tourjan.com
- www.haftan.com
- imayan.blogsky.com
- www.bbgoal.com
- tadaneh.blogspot.com
- www.dibache.com
- www.danoush.net
- nassersajedi.blogspot.com
- www.google.com
- khabgard.com
- www.google.com
- www.parseek.com
- www.bbgoal.com
- alibozorgian.blogsky.com
- kazemia.persianblog.ir
- www.google.com
- www.google.com
- www.zendegivadigarhich.persianblog.ir
- امروز: ۱۶۸
- ديروز: ۶۱۷
- اين ماه: ۱۳۷۵۸
- از ابتدا: ۷۸۹۴۱۵
- بهمن ۱۳۸۸
- دی ۱۳۸۸
- آذر ۱۳۸۸
- آبان ۱۳۸۸
- شهريور ۱۳۸۸
- مرداد ۱۳۸۸
- تير ۱۳۸۸
- خرداد ۱۳۸۸
- ارديبهشت ۱۳۸۸
- فروردين ۱۳۸۸
- اسفند ۱۳۸۷
- بهمن ۱۳۸۷
- دی ۱۳۸۷
- آذر ۱۳۸۷
- آبان ۱۳۸۷
- مهر ۱۳۸۷
- شهريور ۱۳۸۷
- مرداد ۱۳۸۷
- خرداد ۱۳۸۷
- ارديبهشت ۱۳۸۷
- فروردين ۱۳۸۷
- اسفند ۱۳۸۶
- بهمن ۱۳۸۶
- دی ۱۳۸۶
- آذر ۱۳۸۶
- آبان ۱۳۸۶
- مهر ۱۳۸۶
- شهريور ۱۳۸۶
- مرداد ۱۳۸۶
- تير ۱۳۸۶
- خرداد ۱۳۸۶
- ارديبهشت ۱۳۸۶
- فروردين ۱۳۸۶
- اسفند ۱۳۸۵
- بهمن ۱۳۸۵
- دی ۱۳۸۵
- آذر ۱۳۸۵
- آبان ۱۳۸۵
- مهر ۱۳۸۵
- شهريور ۱۳۸۵
- آبان ۱۳۸۴
- مهر ۱۳۸۴
- شهريور ۱۳۸۴
مديريت محتوا:
![]()
ASP-Rider PRO
طراحي:
![]()
Tarrahan
