۱۶ ارديبهشت ۱۳۸۶

گفت و گو با احمد صدری *

 آمريكا، آمريكاي بنيادگرا

سخن سر آمریکاست، کشوری پهناور و هزارها کیلومتر دورتر از دنیای ما؛ جایی آن طرف جهان ملتی زندگی می کنند که در عرصه تکنولوژی و علم گوی سبقت را از همه ملت ها ربوده اند. نمی دانم که چرا هر وقت با نام آمریکا مواجه می شوم، ناخودآگاه به یاد ساختمان هایی غول پیکر می افتم که سر بر آسمان ساییده اند. این تصویر را نمادی از ثروت، قدرت و تکنولوژی فرض می کنم. ذهنم با تصاویر هالیوودی به شهرهای آمریکا می رود. در خیابان ها و کوچه هایش قدم می زنم اما نه، چیز تازه ای نمی بینم. آمریکا، همان آمریکاست. اعتراف می کنم که با خواندن کتاب دکتر احمد صدری دچار وحشت شدم. مقالات و مصاحبه های او تصورات ذهنی ام را ویران کرد. او آمریکایی در برابرم قرار داد که هیچ شباهتی با آن چه که فرض می کردم نداشت. [کلیک کنید]

۲۳:۰۰ - نظرات(۱)

۱۱ ارديبهشت ۱۳۸۶

گفت و گو با سارا شریعتی *

روشنفکر، عصاکش مردم علیل نیست
 
روشنفکران و عامه مردم در جامعه ای چون ایران، چگونه می توانند با یکدیگر تعامل داشته باشند؟ به نظر می رسد که میان آنها دنیایی فاصله باشد. خیلی باید خوش باور باشیم که گمان کنیم روشنفکر ایرانی قدرت و توانایی این را دارد که بر جامعه خود تاثیر بگذارد، هر چند ناچیز. انتخابات اخیر ریاست جمهوری را هیچ گاه از یاد نخواهیم برد، زمانی که روشنفکران از یک نفر حمایت کردند اما از صندوق های رای، نام کسی دیگر بیرون آمد. شاید هم روشنفکر الزاما نباید سیاسی باشد، باید که احتیاط بیشتری به خرج دهد، به خصوص در جامعه ای چون ایران. شاید لازم است که به تحولات فرهنگی جامعه دل ببندیم و شاید... من نمی دانم اما علاقه ای هم ندارم که این وضعیت ادامه پیدا کند. دوست دارم که این رابطه ایجاد شود، حالا چگونه؟ نمی دانم. روزگار غریبی است. این طور نیست؟ [کلیک کنید]

۰۱:۳۸ - نظرات(۱)

۰۵ ارديبهشت ۱۳۸۶

گفت‌وگو با ژيل كپل*

نبرد بر سر معنای اسلام

ساليان درازي در سفر است، از قلب اروپا تا خاورميانه، ايران، كشورهاي عربي و آفريقا؛ ژيل كپل (Gilles Kepel)، همه تحولات جهان اسلام را تعقيب مي كند، از نزديك و بدون واسطه هاي رسانه اي. كتاب ها و مقالات متعددي  درباره اسلام سياسي نوشته كه برخي از آنها هم به فارسي ترجمه شده است. وي چند روز قبل بار ديگر به ايران سفر كرد و همين فرصتي شد براي بحث و گفت و گو با او. اين گفت وگو در تحريريه روزنامه اعتمادملي و با حضور دكتر فياض زاهد و سيداحمد موسوي بجنوردي انجام شد در حالي كه مديا كاشيگر،‌ مسئوليت ترجمه سخنان ما و ژيل كپل را بر عهده گرفت که از او تشكر مي كنم. [کلیک کنید]

۰۰:۳۷ - نظرات(۲)

۳۰ مهر ۱۳۸۵

برش هایی از زندگی مهدی غبرایی*

دنیای مترجم
 
تنها دو کتاب؛ مهدی غبرایی تنها دو کتاب را حاصل یک عمر کار خود می داند؛ دو ترجمه از ریلکه و ویرجینیا وولف که مجموع صفحات آن به زحمت از پانصد فراتر می رود. شاید خواننده تعجب کند به خصوص اگر ترجمه های دیگر او را خوانده باشد، آثاری مثل "زن در ریگ روان"، "ساعت ها"، رمان های و.س.نایپل، رومن گاری و... اما غبرایی تنها دو کتاب "موج ها" و "دفترهای مالده لائوریس بریگه" را شاهِ کارهایش می داند. او امروز 61 سال دارد و بیش از هر زمان دیگر قدر کار خوب را می داند. غبرایی می گوید: « کلام در بعضی کتاب ها از حالت عادی خارج می شود. واژه ها صرفا واژه نیستند بلکه آتش هستند. [کلیک کنید]

۲۱:۲۸ - نظرات(۴)

۲۰ شهريور ۱۳۸۵

گفت و گو با حمید امجد *

درام و الگوهای تجدد                                                                                                                

تاريخ نمايشنامه نويسي در ايران، تاريخ طولاني نيست. اولين نمونه‌هاي اين گونه ادبي در زمان قاجارها به كشورمان راه يافت، دوراني كه ايرانيان با مظاهر دنياي غرب آشنا شدند. همچنين در اين زمان بود كه انديشه نوسازي ايران و پيوستن به جهان متجدد در ميان روشنفكران ايراني شكل گرفت. اين همزماني تصادفي نيست؛ حميد امجد ادبيات نمايشي را در ايران همزاد تجدد مي داند و از آن به عنوان مهم ترين قالب بياني - ادبي در سده گذشته نام مي برد. [کلیک کنید]

۰۵:۴۹ - نظرات(۳)

گفت و گو با حسن میرعابدینی*

تجدد فکری و تجدد ادبی

شعر ايران پس از سبك هندي رو به افول نهاد؛ شاعران سروده‌هاي گذشتگان خود را تكرار مي‌كردند و شعر دچار ايستايي شده بود. مضامين اين اشعار نيز بيشتر ريشه در عرفاني داشت كه با واقعيات دنيا همخواني نداشت. سال ها زمان لازم بود تا اين شعر دچار دگرگوني شود و شاعران در جستجوي راه ها و قالب‌هاي جديدي برآيند. در مجموع ادبيات ايران از يكصد و اندي سال قبل دچار تحول شد. اين تحول همزمان با نهضت مشروطه پديد آمد و همگام با آن نيز پيش رفت. [کلیک کنید]

۰۵:۲۲ - نظرات(۰)

گفت و گو با تقی رحمانی*

از انديشه‌ شريعتي‌ استبداد درنمي‌آيد

عدالت‌، مليت‌، اومانيسم‌ و مذهب‌ چهار ركن‌ اصلي‌ انديشه‌ شريعتي‌ و ترجيع‌ بند كلام‌ تقي‌ رحماني‌ است‌. رحماني‌ در صحبت‌هاي‌ خود به‌ دفعات‌ از اين‌ چهار اصل‌ نام‌ مي‌برد و تاكيد مي‌كند كه‌ همه‌ آنها بايد در قالب‌ يك‌ مجموعه‌ و در كنار هم‌ بيايند. از نظر او پرداختن‌ به‌ هر كدام‌ از اين‌ چهار اصل‌ در صورت‌ ناديده‌ گرفتن‌ سه‌ اصل‌ ديگر، منجر به‌ يك‌ فاجعه‌ خواهد شد. [کلیک کنید]

۰۵:۱۲ - نظرات(۲)

۰۸ آذر ۱۳۸۴

سیمای تهران به روایت منوچهر آتشی

مدتی بود که فرصت گشت و گذار در دنیای مجازی را نداشتم؛ وبلاگ و مجله ادبی فلش به حال خودش رها شده بود. انگار این زمان خیلی طولانی بود؛ احساس می کنم گرد و غبار همه وبلاگ و مجله را پوشانده است. من متاسفم برای منوچهر آتشی. وقتی که مرد خواستم چیزی برای او بنویسم اما دلم نیامد. خاطرات زیادی از او دارم.
تابستان سال 1380 یک شب مهمان من و برادرم بود. قرار بود که درباره زندگی خود در شهر تهران صحبت کند و مصاحبه هم در همشهری تهران، ضمیمه رایگان روزنامه همشهری منتشر شود. آتشی از هر دری سخنی گفت که امکان چاپ خیلی از آنها نبود. [کلیک کنید]

۲۰:۰۲ - نظرات(۳۴)

۲۹ شهريور ۱۳۸۴

گفت و گو با یونس تراکمه*

حاصل مکثی چهل ساله

شايد مي‌شد كه چنين گفت‌وگويي بسيار پيش از اين انجام شود، سي سال قبل، زماني كه مصاحبه‌كننده در نوبت قدم گذاشتن به دنياي خاكي بود. يونس تراكمه سي و چند سال داستان نوشت و كتاب چاپ نكرد. حتي فكرش هم مي‌تواند آزاردهنده باشد؛ نويسنده‌اي كه سال‌هاست مي‌نويسد، در شلوغ‌ترين محافل داستان‌نويسي كشور حضور دارد، اما كتاب چاپ نمي‌كند. عجب دل گنده‌اي دارد اين يونس تراكمه! [کلیک کنید]

۰۴:۵۴ - نظرات(۴)

گفت و گو با عمران صلاحی درباره گل آقا *

چهل سال خاطره و دوستی را به خاک سپردیم

اگر فقط چند نفر باشند كه زير و بم زندگي فرهنگي كيومرث صابري را بشناسند، يكي از آنها «عمران صلاحي» است. عمران خود از شاعران و طنزنويسان برجسته كشور است. با او درباره گل آقا صحبت كرده‌ايم. خودتان فكر كنيد كه گفت‌وگو با عمران صلاحي درباره گل آقا چه حال و هوايي دارد. [کلیک کنید]

۰۴:۴۱ - نظرات(۲)

گزارش یک گفت و گو با رضا براهنی*

مهاجرت رکن سوم ادبیات

با خاتمه هفته ادبيات ايران در تركيه هيأت اعزامي نويسندگان ايراني به كشورمان بازگشتند؛ همه آنها به جز يك تن. جواد مجابي، عمران صلاحي، علي اشرف درويشيان، شمس آقاجاني، فرخنده حاجي‌زاده، فريبا وفي و ليلا صادقي كه روز بيست و سوم ارديبهشت ماه تهران را به مقصد آنكارا ترك كردند، عصر دوشنبه، سوم خرداد از سفر باز آمدند و اين رضا براهني بود كه جا ماند، عضوي از اعضاي تشكيل‌دهنده هيأت نويسندگان ايراني در تركيه كه از كانادا رهسپار سرزمين ترك‌‌ها شده بود.  [کلیک کنید]

۰۴:۲۵ - نظرات(۱)

« صفحه قبلی | صفحه بعدی »

  • امروز: ۳۷۷
  • ديروز: ۵۴۰
  • اين ماه: ۱۱۱۳۷
  • از ابتدا: ۹۳۳۱۵۵

مديريت محتوا:

ASP-Rider PRO

طراحی:

Tarrahan