۲۶ مهر ۱۳۸۴

نه!

اشعاری از شیما کلباسی

نه!

نه با چشمانی که می بینند
نه با دستانی که لمس می کنند
نه با پاهایی که می روند

گونه  بگونه ام نگاه میریزد
دایره های ریز و سنگین و آرام

نبودنم مشتی می زند

                        
شکاف
زمین تنم را می خورد

ناله می کنم

----------------------

نه!

منتظرم...
رختها شسته شوند
شراب عشق و حافظ و بارانی جهنده
و صدا در صدا صدای ما باشد

منتظرم چهره تو را
میان بستر و حال ببینم
و دهانم خشک شود...
اما رخت خواب کودکی
 به روی رختخواب نیافتد
به زیر تختخواب جان- نمیرد

نه!... کودکان له شده
در زیر آوار فقر
مرده نه!  از شکم بزدایم!  نه!

منتظرم...
بارش تو را
چرک فقر از زمین تنم بزداید
و درهای شکسته- بسته... باز شوند.

----------------------

نه!

من زیبای بیدارم...
گیسوانم را دوست  می دارم
و هر شام با دستانی گره خورده  و
پیراهنی زر- پشم
نیایش می کنم
تا فرشته مهربان با دانه ای نان خامه ای
 مگر به خوابم بیاید!
و خواهری
بی نقص از نقش سنگی بر تن...
با کفشهای براق و دستانی کوچک،
 توانا... دو حرف سفید را در کنارهم
 به روی سینه سیاهی... بچینیم...
می چینیم: نه!


و هر شام
در آرزوی
کاسه ای شیر برنج -  و خواهری
بی نقص از نقش سنگی بر تن...
با کفشهای براق و دستانی کوچک-
با ناخنهایی جویده 
به انتظار نشسته و مژگانم را
دانه دانه تک تک
 م ی ی  ک ن  ن م!

----------------------
از مجموعه اشعار در دست انتشار « نه »

۰۰:۵۵ - نظرات(۳)

نظرات خوانندگان
سپيده جديری @ w ۱۳۸۴/۰۷/۲۷ ۱۵:۲۰ لينک

شعر اول فوق العاده است. تصویرها را ببينيد: گونه بگونه ام نگاه میریزد/دایره های ریز و سنگین و آرام ...شکاف/ زمین تنم را می خورد... تکان دهنده بود شیمای عزیز.

عليرضا بهنام @ w ۱۳۸۴/۰۷/۲۸ ۲۲:۳۱ لينک

من هم موافقم . با كار هاي قبلي شيما هم خيلي متفاوت است. اميدوارم اين كتاب را هر چه زود تر منتشر كند.

میثم @ w ۱۳۸۵/۱۲/۰۴ ۰۳:۴۵ لينک

شیما من قهر کرد و رفت

نام:
ايميل:
وب‌سايت:
متن نظر:
آدرس ايميل مرا نمايش نده.

« صفحه قبلی | صفحه بعدی »

  • امروز: ۴۷۱
  • ديروز: ۵۱۶
  • اين ماه: ۱۰۶۹۱
  • از ابتدا: ۹۳۲۷۰۹

مديريت محتوا:

ASP-Rider PRO

طراحی:

Tarrahan